کتاب «خاطرات آیت‌الله مستجابی» از سوی مرکز اسناد انقلاب اسلامی چاپ و روانه بازار نشر شد. وی از مبارزانی است که علیه استعمار نفت‌خوار انگلیس و رژیم وابسته‌ی پهلوی دست به جهادی بی‌امان زده بود.

خاطرات آیت‌الله مستجابی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از فارس، آیت‌الله مستجابی از علمای مبارزی است که نقش ویژه‌ای در نهضت ملی نفت داشت و خاطراتی خواندنی و جذاب از برهه‌های مختلف تاریخ معاصر ایران دارد. مؤلف کتاب در پیشگفتار، آیت‌الله مستجابی را این‌گونه معرفی می‌کند: «ایشان دست راست آیت‌الله کاشانی، رفیق خاص نواب صفوی، محرم اسرار امام موسی صدر، یار باوفای شهید سیدمحمدباقر صدر و دوست صدیق مصطفی خمینی...» بود.

حجت‌الاسلام روح‌الله حسینیان، رئیس مرکز اسناد انقلاب اسلامی در مقدمه این کتاب می‌نویسد: «هنگام بازخوانی نهضت ملی شدن صنعت نفت با نام آیت‌الله مستجابی با همین عنوان «آیت‌الله» در منابع نهضت آشنا شدم.

از او در زمره‌ مبارزانی یاد شده بود که علیه استعمار نفت‌خوار انگلیس و رژیم وابسته‌ی پهلوی دست به جهادی بی‌امان زده بود. در ذهنم چنین شکل گرفته بود که آیت‌الله مستجابی آن زمان از لحاظ طبیعی باید در بهشت نزد اولیا و اجدادش راحت جان طلبیده باشد تا اینکه دوستان دانشگاه صنعتی مالک اشتر اصفهان مرا برای یک سخنرانی دعوت کردند. پس از اتمام مراسم یکی از دانشجویان گفت: آیا تمایل به دیدار آیت‌الله مستجابی دارید؟ ابتداء با ناباوری پرسیدم همان شخصی که در نهضت ملی شدن نفت نقش داشته است؟ گفت: آری. بی‌صبرانه اشتیاق خود را اعلام کردم تا به حضورش رسیدم. مردی که گذشت زمان جسمش را کهن کرده بود، ولی روحش پر از شادی و نشاط با همان روحیه‌ی انقلابی و ولایی. از سرحال بودن او سرخوش شدم و از سر «آیت‌الله» لقب گرفتن او در عنفوان جوانی پرسیدم. او پوشه‌ای را از لابه‌لای کتابخانه‌ی درهم ریخته‌اش بیرون کشید و سندی را ارائه داد که در همان جوانی آیت‌الله سیدابوالحسن اصفهانی به او اجازه‌ی اجتهاد داده بود...»

خاطرات آیت‌الله مستجابی به انضمام اسناد، دست‌‌نوشته‌ها و تصاویر با روایتی جذاب و روان، خواننده را به دل تاریخ می‌کشاند.

این دوره دو جلدی در هفت بخش تدوین شده است. این خاطرات، به تدوین امیر قنبری، با قیمت ۱۳۰ هزار تومان توسط موسسه فرهنگی هنری مرکز اسناد انقلاب اسلامی چاپ و منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...