خاطرات ناصر جبلی (پدر بازیگر سینمای ایران حمید جبلی) با عنوان «خاطرات ساکن خیابان آمل» با ویرایش و دراماتورژی هومن ظریف منتشر شد.

خاطرات ناصر جبلی  «خاطرات ساکن خیابان آمل» هومن ظریف

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، هومن ظریف، روزنامه نگار و مستندساز در دیباچه این کتاب که توسط نشر «اندیشه عصر» منتشر شده، آورده است: «بیش از پانزده سال پیش، سال ۱۳۸۷ که در نظر داشتم مستندی از استاد فقید دکتر حسین گل گلاب تهیه کنم، به دنبال آشنایان استاد می‌گشتم تا اینکه در فیلم های ویدیویی بتامکس آرشیو دکتر هما گل گلاب، متوجه فیلم مراسم نخستین سالگرد دکترحسین گل گلاب شدم.

مجری مراسم هم خود شعر می‌خواند و هم از حضار دعوت می کرد تا در سخنانی درباره شخصیت علمی و فرهنگی دکتر گل گلاب، نکاتی را بیان کنند. از دکتر هما گل گلاب جویای رد پایی از این مجری مراسم شدم که ایشان گفتند این فرد، جناب ناصر جبلی همسایه ما در خیابان آمل بودند. این شد که نخستین فردی که جلوی دوربینم قرار گرفت، ناصر جبلی بود.

ناصر جبلی از بیش از هفتاد سال پیش کار مطبوعاتی دارد و مقالات زیادی چاپ کرده است و علاوه بر گزارش‌های اجتماعی، سردبیر روزنامه‌های «بهار» و «آذربایجان» را بر عهده داشت. علاوه بر سرپرستی روزنامه «اقتصادی شهر» و روزنامه های «کایر» و «شایسته»، او همچنان در کانون صنفی بازنشستگان ایران مشغول فعالیت است و در مدت ۴۳ سال اخیر رئیس کتابخانه کانون است.

با اینکه ۹۴ سال عمر دارند باز هم در کتابخانه‌اش، خودکار را از دست زمین نمی‌گذارد.

ناصر جبلی تنها نویسنده و شاعر نیست، بلکه از پارچه و شیشه و خرده روزنامه وکاغذ پاره‌های روزنامه‌ها هم مجسمه‌هایی ساخته است که بخشی از آن در کتابخانه کانون صنفی بازنشستگان و برخی در محل زندگی است.

جالب تر اینکه ناصر جبلی تاکنون در ۲۰ فیلم سینمایی علاوه بر مستند «مرز پرگهر» نگارنده حضور داشته است. بازی او در ۱۲ سالگی در نقش «یوسف پیامبر»، پر از اتفاقات فکاهه و تاریخی گرانقدری است که در متن کتاب به تفصیل بیان شده است.»

ناصر جبلی حمید جبلی
ناصر جبلی در کنار پسرش حمید جبلی در فیلم دختر شیرینی‌فروش

یکی از مهمترین بخش های کتاب، درباره ابداع نخستین گیرنده رادیوی لامپی توسط تقی ارانی و حسین گل گلاب در سال ۱۳۱۶ خورشیدی است که بنا برگفته‌های ناصر جبلی، بخش فارسی رادیو بی بی سی، برنامه‌های علیه رضا شاه را پخش می‌کرد.

هومن ظریف علاوه بر کتاب مرز پرگهر (درباره دکتر حسین گل گلاب سراینده سرود ای ایران)، کتاب یمینی شریف (نقد اشعار و رمان های عباس یمینی شریف)، مجموعه گفتگوهای خود با اهالی موسیقی را با عنوان گل گفتگو را نیز به چاپ رسانده است و کتاب تاریخ معماری از هخامنشیان با ترجمه دکتر حسین گل گلاب و کتاب وفای عهد(زندگینامه دکتر محمد وفایی موسس انجمن استومی ) را آماده چاپ دارد.

................ هر روز با کتاب ...............

انقلابی‌گری‌ای که بر من پدیدار شد، حاوی صورت‌های متفاوتی از تجربه گسیختگی و گسست از وضعیت موجود بود. به تناسب طیف‌های مختلف انقلابیون این گسیختگی و گسست، شدت و معانی متفاوتی پیدا می‌کرد... این طیف از انقلابیون دیروز بدل به سامان‌دهندگان و حامیان نظم مستقر می‌شوند... بخش زیادی از مردان به‌ویژه طیف‌های چپ، جنس زنانه‌تری از انقلابی‌گری را در پیش گرفتند و برعکس... انقلابی‌گری به‌واقع هیچ نخواستن است ...
سند در ژاپن، قداست دارد. از کودکی به مردم می‌آموزند که جزئیات را بنویسند... مستند کردن دانش و تجربه بسیار مهم است... به شدت از شگفت‌زده شدن پرهیز دارند و همیشه دوست دارند همه چیز از قبل برنامه‌ریزی شده باشد... «هانسه» به معنای «خودکاوی» است یعنی تأمل کردن در رفتاری که اشتباه بوده و پذیرفتن آن رفتار و ارزیابی کردن و تلاش برای اصلاحش... فرایند تصمیم‌سازی در ژاپن، نظام رینگی ست. نظام رینگی، نظام پایین به بالا است... این کشور را در سه کلمه توصیف می‌کنم: هارمونی، هارمونی، هارمونی! ...
دکتر مصدق، مهندس بازرگان را مسئول لوله‌کشی آب تهران کرده بود. بعد کودتا می‌شود اما مهندس بازرگان سر کارش می‌ماند. اما آخر هفته‌ها با مرحوم طالقانی و دیگران دور هم جمع می‌شدند و از حکومت انتقاد می‌کردند. فضل‌الله زاهدی، نخست‌وزیر کودتا می‌گوید یعنی چه، تو داری برای من کار می‌کنی چرا از من انتقاد می‌کنی؟ بازرگان می‌گوید من برای تو کار نمی‌کنم، برای مملکت کار می‌کنم، آب لوله‌کشی چه ربطی به کودتا دارد!... مجاهدین بعد از انقلاب به بازرگان ایراد گرفتند که تو با دولت کودتا همکاری کردی ...
توماس از زن‌ها می‌ترسد و برای خود یک تز یا نظریه ابداع می‌کند: دوستی بدون عشق... سابینا یک‌زن نقاش و آزاد از هر قیدوبندی است. اما ترزا دختری خجالتی است که از خانه‌ای آمده که زیر سلطه مادری جسور و بی‌حیا قرار داشته... نمی‌فهمید که استعاره‌ها خطرناک هستند. نباید با استعاره‌ها بازی کرد. استعاره می‌تواند به تولد عشق منجر شود... نزد توماس می‌رود تا جسمش را منحصر به فرد و جایگزین‌ناپذیر کند... متوجه می‌شود که به گروه ضعیفان تعلق دارد؛ به اردوی ضعیفان، به کشور ضعیفان ...
شاید بتوان گفت که سینما غار پیشرفته‌ افلاطون است... کاتلین خون‌آشامی است که از اعتیادش به خون وحشت‌زده شده است و دیگر نمی‌خواهد تسلیم آن شود. به‌عنوان یک خون‌آشام، می‌داند که چگونه خود را از بین ببرد. اما کازانووا می‌گوید: «به این راحتی هم نیست»... پدر خانواده در همان آغاز شکل‌گیری این بحران محل را به‌سرعت ترک کرده و این مادر خانواده است که بچه‌ها را با مهر به آغوش کشیده است. اینجاست که ما با آغاز یک چالش بزرگ اخلاقی مواجه می‌شویم ...