دفتر نشر معارف انقلاب با ارسال نمابری، اخبار منتشره در رسانه‌ها و سایت‌های اینترنتی را در خصوص کتاب "هاشمی رفسنجانی، کارنامه و خاطرات 1363 - به سوی سرنوشت" کذب و بی‌اساس خواند.

به گزارش کتاب‌نیوز، در این اطلاعیه آمده است: اخبار منتشره در رسانه های ارتباطی و سایت‌های اینترنتی در خصوص کتاب "هاشمی رفسنجانی ، کارنامه و خاطرات 1363 - به سوی سرنوشت" بی اساس بوده و تکذیب می‌شود.

این ناشر آورده است: دفتر نشر معارف انقلاب از سال 1374 تاکنون کتاب‌های دوران مبارزه (کارنامه و خاطرات 1357-1313)، انقلاب و پیروزی ( 58-1357 )، انقلاب در بحران ( 1359) عبور از بحران(1360 )، پس از بحران (1361)، آرامش و چالش (1362) و کتاب اخیر "به سوی سرنوشت" (1363) را تدوین و به علاقه مندان تاریخ انقلاب شکوهمند اسلامی عرضه کرده است. همچنین مجموعه 10 جلدی از خطبه‌های نماز جمعه و کتاب‌های سخنرانی‌ها، مصاحبه‌ها و نطق‌های پیش از دستور مربوط به سال‌های 1360، 1361 ، 1362 به زیور چاپ آراسته شده است.

چاپ اول "به سوی سرنوشت" نیز در اسفند 1385 به چاپ رسیده و در بیستمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران عرضه گردید. چاپ دوم این کتاب نیز به بازار عرضه شده و اکنون چاپ سوم آن آماده و در کتابفروشی‌ها توزیع شده است.

دفتر نشر معارف انقلاب در خصوص مطالب عنوان شده در کتاب "به سوی سرنوشت" و سایر کتاب‌های منتشره در اطلاعیه‌های بعدی اعلام نظر خواهد کرد.
 

گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...