کتاب «امام خمینی و مهار فتنه بنی‌صدر» به قلم فاطمه نظری کهره‌ای و با موضوع واکاوی نوع ارتباط بنی‌صدر و منافقین با یکدیگر و موضوع حضرت امام خمینی(ره) در برابر آنها منتشر شد.

به گزارش مهر، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی کتاب «امام خمینی و مهار فتنه بنی‌صدر» را با موضوع واکاوی فتنه بنی‌صدر و سازمان مجاهدین خلق بر علیه جمهوری اسلامی و نقش حضرت امام(ه) در خنثی کردن آن منتشر کرد.

این کتاب در فصل نخست خود به موضوع واکاوی مفهوم فتنه و ویژگی‌های و عوامل پیدایش آن پرداخته و نیز بررسی شکل‌گیری جریان نفاق در تاریخ اسلام پرداخته است.

بخش دوم از کتاب نیز به بررسی نقش محوری منافقین و بنی‌صدر در شکل‌گیری جریان نفاق در سال‌ها 59 و 60 می‌پردازد و برای این منظور پس از معرفی آنها و بررسی علل پیدایش جریان نفاق پس از انقلاب اسلامی  و شیوه‌هایی که منافقان برای کسب مشروعیت  و مقبولیت در نظام جمهوری اسلامی اتخاذ کردند پرداخته شده است.

فصل سوم از این کتاب به بررسی مواضع بنی‌صدر و منافقین نسبت به یکدیگر و رویدادهایی که پس از انقلاب به کمک این اتحاد پدید آمد پرداخته است. و در فصل چهارم نیز به بررسی نقش امام خمینی(ره) در مهار فتنه نفاق و مواضع ایشان در برخورد با این جریان پرداخته شده است.

سرنوشت فتنه نفاق و سرانجام سران این فتنه نیز موضوع دیگری است که در فصل پایانی این کتاب به آن توجه شده است.

در بخشی از این کتاب سندی  از اسناد درون گروهی سازمان مجاهدین خلق درج شده که در متن آن آمده است: برخورد اصولی این است که برویم زیر پوشش دکتر، درس مثل استفاده از یک ظرف آب در شرایط  مختلف متناسب با مسائل خاص. این شرایط عینی در ظرف‌های مختلف ریخته می‌شود سریع متناسب با شکل ظرف به شکل او در می‌آید. ظرف=جامعه و سازمان= آب. بنابراین باید به زیر پوشش دکتر رفته و به شکل متناسب از این شرایط برای بدن سازمان به میان مردم بهره گرفت.

همچنین در بخشی از این کتاب متن نامه‌ای از مسعود رجوی خطاب به بنی‌صدر در سال 59 منتشر کرده است که در آن آمده است:

«آقای دکتر بنی صدر رئیس جمهوری، پس از سلام. اولا چنانچه گرفتاری‌هایتان در این ایام اجازه نمی‌دهد که حضورا مصدعتان گردیم با توجه به ضرورت فوق‌العاده‌ای ارتباط مستمر با رئیس جمهوری در اوضاع حساس کنونی کشور می‌خواستم تقاضا  کنم یک رابط سیاسی کاملا مورد اعتماد که ضمنا بتواند نیابتا افکار و نظریات خود شما را در مراجعات ما منعکس سازد و همچنین قادر باشد که مسائل ما را دقیقا به استحضارتان برساند برایمان تعیین نمایید تا ان‌شا‌الله قادر باشیم بدون فوت وقت و از دست رفتن فرصت‌های مربوط مشاورت لازم را به عمل بیاوریم.»

کتاب «امام خمینی و مهار فتنه بنی‌صدر» به قلم فاطمه نظری کهره‌ای و با قیمت10 هزار تومان منتشر شده است.

حکومتی که بنیادش بر تمایز و تبعیض میان شهروندان شکل گرفته است به همان همبستگی اجتماعی نیم‌بند هم لطمات فراوانی وارد می‌کند... «دولت صالحان» همان ارز زبان‌بسته را به نورچشمی‌ها، یا صالحان رده پایین‌تر، اهدا می‌کند... مشکل ایران حتی مقامات فاسد و اصولا فساد نیست. فساد خود نتیجه حکمرانی فشل، نبود آزادی و اقتصاد دولتی است... به فکر کارگران و پابرهنگان و کوخ‌نشینانید؟‌ سلمنا! تورم را مهار کنید که دمار از روزگار همان طبقه درآورده است، وگرنه کاخ‌نشینان که کیف‌شان با تورم کوک می‌شود ...
عشقش او را ترک کرده؛ پدرش دوست ندارد او را ببیند و خودش هم از خودش بیزار است... نسلی که نمی‌تواند بی‌خیال آرمان‌زدگی و شعار باشد... نسلی معلق بین زمین ‌و هوا... دوست دارند قربانی باشند... گذشته‌ای ساخته‌اند برای خودشان از تحقیرها، نبودن‌ها و نداشتن‌ها... سعی کرده زهر و زشتی صحنه‌های اروتیک را بگیرد و به جایش تصاویر طبیعی و بکر از انسان امروز و عشق رقم بزند... ...
دو زن و یک مرد همدیگر را، پس از مرگ، در دوزخ می‌یابند... همجنس‌بازی است که دوستش را به نومیدی کشانده و او خودکشی کرده است... مبارز صلح‌طلبی است که به مسلکِ خود خیانت کرده است... بچه‌ای را که از فاسقش پیدا کرده در آب افکنده و باعث خودکشی فاسقش شده... دژخیم در واقع «هریک از ما برای آن دو نفرِ دیگر است»... دلبری می‌کند اما همدمی این دو هم دوام نمی‌آورد... در باز می‌شود، ولی هیچ‌کدام از آنها توانایی ترک اتاق را ندارد ...
«سم‌پاشی انسان‌ها» برای نجات از آفت‌های ایدئولوژیک اجتناب‌ناپذیر است... مانع ابراز مخالفتِ مخالفین آنها هم نمی‌شویم... در سکانس بعد معلوم می‌شود که منظور از «ابراز مخالفت»، چماق‌کشی‌ و منظور از عناصر سالم و «پادزهرها» نیز «لباس‌شخصی‌ها»ی خودسر!... وقتی قدرت در یک حکومت، مقدس و الهی جلوه داده شد؛ صاحبان قدرت، نمایندگان خدا و مجری اوامر اویند و لذا اصولا دیگر امکانی! برای «سوءاستفاده» باقی نمی‌ماند ...
رفتار جلال را ناشی از قبول پست وزارت از سوی خانلری می‌داند و ساعدی را هم از مریدان آل‌احمد می‌بیند... خودداری سردبیر مجله سخن از چاپ اشعار نیما باعث دشمنی میان این دو شد... شاه از او خواسته بوده در موکب ملوکانه برای افتتاح جاده هراز بروند... «مادر و بچه» را به ترجمه اشرف پهلوی منتشر کرد که درواقع ثمینه باغچه‌بان مترجم آن بود... کتاب «اندیشه‌های میرزافتحعلی آخوندزاده» را نزد شاه می‌برد: «که چه نشسته‌اید؟ دین از دست رفت! این کتاب با ترویج افکار الحادی احساسات مردم مسلمان را جریحه‌دار کرد ...