«جمهوری‌خواهی» [Republicanism a theory of freedom and government] نوشته فیلیپ پتیت [Philip Pettit] منتشر شد.

جمهوری‌خواهی» [Republicanism a theory of freedom and government]  فیلیپ پتیت [Philip Pettit]

به گزارش کتاب نیوز، کتاب «جمهوری‌خواهی» با زیر عنوان نظریه‌ای در آزادی و حکومت، نوشته فیلیپ پتیت با ترجمه فرهاد مجلسی پور از سوی نشر شیرازه منتشر شد.

فیلیپ پتیت، متولد 1945، فیلسوف و برنده جوایزی همچون کمک هزینه گوگنهایم است.

ناشر در معرفی این اثر او آورده است:

در این کتاب، جمهوری‌خواهی به‌منزله‌ی اندیشه‌ای سیاسی‌ مورد توجه قرار می‌گیرد که شالوده‌اش، تعریفی است از آزادی به‌مثابه‌ی عدم سلطه. اندیشه‌ای که گفته می‌شود می‌تواند بدیلی باشد هم برای انواع اندیشه‌های لیبرالی که همگی کم و بیش آزادیِ منفی یعنی آزادی به‌مثابه‌ی عدم دخالت عنصری بیرونی در انتخاب‌های فردی را محور تفکّر سیاسیِ خویش قرار می‌‌دهند؛ و هم برای انواع اندیشه‌های جمع‌گرایانه که بر آزادی مثبت یعنی آزادیِ تعلّق داشتن به جماعتی برخوردار از نعمتِ خودگردانی، تأکید دارند. کتاب در دو بخش تنظیم شده‌است. بخش اوّل به فراز و فرودِ نظریه‌ی آزادی به‌مثابه‌ی عدم سلطه در میان جمهوری‌خواهان قرون هجده و نوزده میلادی می‌پردازد و بخش دوّم کاربرد این نظریه را در حوزه‌های سیاستگذاری، تأسیس دموکراسی، کنترل قدرت و رابطه‌ی جامعه‌ی مدنی و دولت می‌کاود. به این اعتبار هم قرائتی از سیر تحوّل اندیشه‌ی جمهوری‌خواهی به‌دست می‌دهد و هم با بررسی واقع‌گرایانه‌ی توانایی‌ها و محدودیت‌های آن، چشم‌انداز جدیدی را در زمینه‌ی اندیشه‌پردازی سیاسی، تاریخ عقاید و قانون‌گذاری می‌گشاید.

«جمهوری‌خواهی» نوشته فیلیپ پتیت در 494 صفحه و قیمت 150 هزارتومان منتشر و در دسترس علاقمندان قرار گرفته است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...