نشر هنوز کتاب «خروشچف دروغ گفت، بررسی سخنرانی محرمانه خروشچف علیه استالین» [Khrushchev lied] نوشته گرور فر [Grover Furr] با ترجمه بهمن تقی‌زاده را روانه بازار نشر کرد.

خروشچف دروغ گفت، بررسی سخنرانی محرمانه خروشچف علیه استالین» [Khrushchev lied] نوشته گرور فر [Grover Furr]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، 25 فوریه 1956 نیکیتا خروشچف، دبیر کل کمیته مرکزی حزب کمونیست اتحاد شوروی، در کنگره بیستم این حزب سخنرانی و طی آن اتهامات فراوانی را متوجه استالین (و لاورنتی بریا) کرد. تاریخ‌نگاران و سیاستمداران غربی از این سخنرانی استقبال کردند. مورخان غربی و رهبران جنگ سرد بر اساس آن به بازنویسی تاریخ اتحاد شوری، به ویژه در دوران استالین پرداختند و پارادایم تاریخ‌نویسی شوروی تا همین امروز بر بنیاد اتهامات استوار است.

کتاب «خروشچف دروغ گفت، بررسی سخنرانه محرمانه خروشچف علیه استالین» جمعیت بسیار بزرگی از کمونیست‌ها و سوسیالیست‌های سرتاسر جهان، پس‌از افشای متن «سخنرانی محرمانه‌»‌ «نیکیتا خروشچف» در کنگره‌ بیستم حزب کمونیست اتحاد شوروی، تا پای جنون پیش رفتند! عده‌ای حجم چیزی که بر آن نام اشاگری درباره‌ جنایات استالین گذاشته شده بود، چنان برایشان بزرگ بود که دست به خودکشی زدند. هم‌زمان در اردوگاه غرب، جشن و هلهله برپا بود و از گوشه و کنار ستایش‌ها روانه شد و آرام‌آرام پاورقی‌نویس‌ها و روزنامه‌چی‌های جهان سرمایه دست به کار شدند و ارقام کشته‌های دوران استالین جوری بالا رفته بود که اگر قرار به حقیقت‌یابی بود، باید می‌پرسیدیم: «با این ده‌‌‌ها میلیون‌ نفری که استالین کشته، پس کی الان زنده‌ است؟!» ولی خب دروغ‌های بزرگ همواره خواهان دارند، به‌شرطی که همه‌‌چیز در اختیارمان باشد؛ بود و شد!

اما واقعیت ماجرا این است که «خروشچف دروغ گفت» و حقیقت امروز پیش روی ماست؛ «گرور فر» در پژوهش سترگ و درخشانش با رجوع به هزاران سند و نامه و سخنرانی و خاطرات، ثابت می‌کند که «سخنرانی محرمانه‌ خروشچف علیه استالین، سرتاسر و به‌طور مطلق دروغ بوده‌ است! واقعیت ماجرا این است که قریب به هفت دهه پس‌از آن سخنرانی، اهمیتی ندارد که تلگراف لندن زمانی نوشته‌ بود «تأثیرگذارترین سخنرانی قرن بیستم» و نیویورک تایمز هم 50 سال بعد نوشته بود «کار بزرگی که در سالگردش باید ازآن تجلیل شود»، مهم این است که مورخ بزرگ آمریکایی به تدقیق بیش از 61 مدعای جانشین استالین را رد و ردیه‌اش را اثبات کرده‌ است.

خواندن این کتاب، نه فقط دعوت به حقیقت بلکه دعوت به مقابله با دروغ و تاریخ دروغ است؛ اگر رسانه‌های جهان سرمایه دهه‌ها به شما گفته‌اند «تأثیرگذارترین سخنرانی قرن بیستم» را خروشچف ادا کرده، گرور فر با وجود همه‌ حمله‌هایی که می‌دانست اتفاق خواهد افتاد، سمت حقیقت ایستاد و حمله‌ها را به جان خرید. نویسنده‌ای که در ابتدا فکر می‌کرد اگر 25 درصد پژوهش‌اش موفقیت‌آمیز باشد، رسالتش را انجام داده، درنهایت متوجه شد که 100 درصد سخنرانی خروشچف درباره‌ ژوزف استالین و لاورنتی بریا دروغ بوده‌است! اینکه چرا باور کردن همه‌ آن دروغ‌ها مشکلی نداشت ولی باور اینکه همه‌ آن دروغ‌ها، دروغ بوده‌‎است، این‌قدر سخت است، مسئله‌ای‌ست که باید از خودمان و تمام تاریخ‌نویسی غرب و رسانه‌های جهان سرمایه بپرسیم!

حدود 60 سال بعد، گرور فر، استاد ادبیات انگلیسی قرون وسطی در دانشگاه ایالتی مونت کار آمریکا و از متخصصان تاریخ اتحاد شوروی و به ویژه دوران استالین، به تحقیق موشکافانه درباره عیار این اتهامات پرداخت و به این نتیجه شگفت‌انگیز رسید که همه 61 اتهام خروشچف علیه استالین و «بریا» در سخنرانی مذکور دروغ بوده‌اند. به این ترتیب، پارادایم تاریخ‌نویسی غربی درباره اتحاد شوروی در دوران استالین ممکن است به کافی دگرگون شود.

نشر هنوز کتاب «خروشچف دروغ گفت» را با ترجمه بهمن تقی‌زاده در 333 صفحه و به بهای 235 هزار تومان روانه بازار نشر کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...