نوشتم که آیندگان بدانند... | الف


نام آقا نجفی قوچانی را که می شنویم، بی اختیار به یاد کتاب سیاحت غرب می‌افتیم؛ یکی از معروف‌ترین کتب مذهبی که طبق برآوردی کلی تاکنون بیش از یک‌میلیون نسخه از این کتاب منتشرشده است. کتابی که در زمان حیات آقا نجفی قوچانی منتشرنشده بود و قریب به چهل سال بعد از وفات ایشان به نیت تذهیب اخلاق عمومی به چاپ رسید و در طول نیم‌قرنی که از انتشار آن می‌گذرد به همین نیت، توسط ناشران گوناگون، فراوان تجدید چاپ‌شده است. کم نبوده مواردی که شمارگان یک چاپ از آن توسط خیرینی که قصد کار صواب از نوع فرهنگی‌اش داشته‌اند، خریداری‌شده و در بین مردم توزیع‌شده است. دور از ذهن نیست اگر بروییم سیاحت غرب ازجمله کتبی ست که در خانه بسیاری از ایرانیان یافت می‌شود.

سیاست‌نامه آقا نجفی قوچانی

محتوای کتاب را هم کم‌وبیش همه می‌دانیم، شرح جهان پس از مرگ است مبتنی بر احادیث و روایات اسلامی که با زبانی هشداردهنده به نیت سبک نگرفتن شرعیات، اصول دین، حق‌الناس و... نوشته‌شده است. شایع است ایشان در انتشار این کتاب تردید داشته یا لااقل منتظر زمانی مناسب بوده و...هرچه هست او در زمان حیاتش آن را منتشر نکرد. اما چه این نقل مطابق حقیقت باشد یا نه، سیاحت غرب کتابی است خاص؛ گذشته از انواع و اقسام رویکردهایی که در بررسی کتابی با اهمیت سیاحت غرب بکار گرفته‌شده؛ دو نکته جالب‌توجه نیازمند یادآوری است. نخست روانی قلم و توانایی نوشتن کتابی روایی و جذاب است که گاه به شکل ناخودآگاه و غریزی، صناعات داستان‌نویسی در آن مورداستفاده قرارگرفته است. همین توانایی یکی از مهم‌ترین نکات تأثیرگذاری کتاب سیاحت غرب به شمار می‌آید. دیگر ویژگی مهم کتاب اشراف نویسنده است به روایات، آیات و احادیث و مستند کردن روایت خود از جهان پس از مرگ بر اساس این منابع معتبر در فقه اسلامی ست. از سیاحت غرب که بگذریم این عام نامدار اثر درخور اعتنای دیگری نیز از خود به یادگار گذاشته که به سیاحت شرق شناخته می‌شود.

سیاحت شرق شرح خاطرات زندگی آقا نجفی قوچانی است که در حدود سال ۱۳۰۷ هجری شمسی به نگارش درآمده است و چهل و اندی سال از عمر ایشان را در برمی‌گیرد. این کتاب نیز به لحاظ روانی متن و جذابیت بیان و همچنین فرازوفرود زندگی این عالم ربانی، اثری درخور اعتناست. بخشی از این کتاب دربرگیرنده‌ی خاطرات نویسنده درباره تاریخ مشروطیت ایران است.

سیاحت شرق حکایت زندگی روستازاده‌ای قوچانی است که شوق آموختن داشت. چند سالی را در زادگاه خود و سپس مشهد به فراگرفتن مقدمات گذراند و سپس با پای پیاده از مشهد راهی اصفهان شد تا از درس علمای سرشناسی همانند آخوند ملأ محمد کاشی، شیخ عبدالکریم گزی و آقا نجفی اصفهانی بهره گیرد. پس از چهار سال توقف در اصفهان راهی عتبات شد. خرج سفر را با فروش کتاب‌ها و اثاثیه مختصری که داشته مهیا ساخت. در نجف به حوزه درس آخوند ملا محمد کاظم خراسانی وارد شد. در محضر او و مرحوم شریعت اصفهانی رفته و اصول و خارج تلمذ کرد، شرح هدایه ملاصدرا را نیز نزد شیخ محمدباقر اصطهباناتی آموخت و در سی‌سالگی به مقام اجتهاد رسید. بعد از قریب به بیست سال اقامت در نجف ایشان راهی ایران شده و قصد مشهد مقدس می‌کنند، اما در اواخر راه در زادگاه خود به درخواست اهالی، رحل اقامت افکند و باقی عمر را در همان دیار پشت سر می‌گذارد تا اینکه سرانجام در نهم اردیبهشت ۱۳۲۲ وفات می‌یابد.

از ایشان قریب به دوازده کتاب برجای‌مانده که سیاحت غرب، سیاحت شرق، شرحی بر کتاب «پسران من» شرح ترجمه رساله تفاحیه بابا افضل کاشانی، رساله‌ای در اثبات رجعت، شرح دعای صباح به خط شارح و ... است. مرحوم آقا نجفی قوچانی دو کتاب مهم درباره مشروطه نیز تألیف کرده‌اند یکی کتاب عذر بدتر از گناه که آمیزه‌ای از نثر و نظم است و دیگری حیات الاسلام فی احوال آیت الملک العلام. این کتاب حدود ۱۲۹۰ هجری شمسی نوشته‌شده است. این کتاب شامل شرح‌حال آخوند خراسانی و مبادله تلگراف و مکاتبات علما و مجاهدان ایران به آخوند خراسانی است. این اثر به لحاظ تاریخی ارزشمند و برخوردار از اسناد گوناگون مربوط به این دوره تاریخی است. آقا نجفی قوچانی به دلیل شاگردی آخوند خراسانی و ارادتی که به ایشان داشته است در مشی سیاسی نیز از ایشان پیروی کرده و از در حمایت با جریان مشروطه درآمده است.

کتاب حاضر که تحت عنوان «سیاست‌نامه» آقا نجفی قوچانی به همت نشر کویر منتشرشده درواقع بخشی ارزنده از کارنامه مکتوب برجای‌مانده از این عالم نام‌آشناست که متأسفانه زیر سایه شهرت سیاحت غرب و سیاحت شرق چندان مورد عنایت قرار نگرفته است.کتابی که سیمایی متفاوت از آقا نجفی قوچانی به عنوان عالمی مدافع مشرطه به نمایش می گذارد.

سیاست‌نامه از دو بخش تشکیل‌شده است، بخش نخست کتاب حیات الاسلام فی احوال آیت الملک العلام نام دارد و بخش دوم آن متن کامل مشروطه کتاب سیاحت شرق. بخش دوم درواقع پیوستی است به متن اصلی کتاب، به دلیل ارتباط مضمونی که داشته، از کتاب معروف سیاحت شرق گرفته و کتاب حاضر افزوده‌شده است.

مرحوم آقا نجفی قوچانی که در ابتدای راه افتادن جنبش مشروطه در نجف مشغول به تحصیل بود و از شاگردان خاصه آخوند خراسانی به شمار می‌رفت که ایشان مرجع شیعیان و مقیم نجف اشرف بودند در این بخش از کتاب سیاحت شرق به‌اندازه‌ای که خود در این ماجرا سهیم بوده به شرح این ماجرا پرداخته است. این بخش که ذیل کتاب سیاحت شرق تاکنون به‌طور کامل منتشرنشده بود که در کتاب حاضر از روی نسخه خطی کتاب سیاحت شرق به‌طور کامل نقل‌شده است.

آخوند خراسانی به‌عنوان مرجع شیعیان وقت که با جریان مشروطه همدل و همراه بود ازجمله چهره‌های بسیار مؤثر در میان مشروطه خواهان به محسوب می‌شد که بسیاری از روحانیون و مبارزان مشروطه با ایشان در ارتباط بوده و آخوند را از ماوقع مطلع و از ایشان کسب تکلیف می‌کردند. آقا نجفی قوچانی نیز به‌عنوان شاگرد خاصه آخوند خراسانی، در اغلب موارد از متن تلگراف‌ها و نامه‌هایی که در جریان مشروطه برای آخوند خراسانی فرستاده می‌شد آگاهی داشت. به همین منظور با توجه به اهمیت ماجرا، کتابی درباره زندگانی ایشان نوشته و متن مکتوبات و تلگراف‌های مبادله شده ایشان در جریان مشروطه را نیز گردآوری و ارزشمند از گزند زمانه محفوظ داشته‌اند که درواقع متن کتاب حیات الاسلام فی احوال آیت الملک العلام را تشکیل می‌دهند، اثری که به‌عنوان بخش نخست و اصلی کتاب حاضر منتشرشده است. تاریخ نگارش کتاب اواخر سال ۱۳۲۹قمری، پس از فوت آخوند خراسانی است.

مرحوم آقانجفی، هدف خود از جمع آوری اسناد مربوطه و نگارش کتاب را سه نکته بیان کرده:

«اوّل: آن که... معرفتی به احوال این مرد {آخوند خراسانی} به جهت عامّه پیدا شود و درجات و زحمات و صدمات او در راه دین، به یک اندازه معلوم گردد، و معلوم شود که چقدر خون جگر خورده و در مقام خیرخواهی مسلمین ... از خود و مال و اولاد گذشته ... و آن ها کورکورانه تیشه به ریشه خود زده در مقام هتک و بدگویی آن جناب برآمده[اند]، تا مگر پشیمان شده و معاصی که از جهت هتک و بی ادبی نسبت به آن جناب به دوش دارند، بگریند و (با) استغفار، بار سنگین خود را سبک نموده، تا آن که در محکمه عدل الاهی زیاد درگیر نباشند. دوم: آن که باز کسانی که در معنای مشروطیت به اشتباه افتاده اند و مشروطه را با بابیّت مساوی می دانند، بدانند که غرض از مشروطه شدن دولت نیست به جز حفظ مملکت و آبادی آن و تأمین بلاد و رفع ظلم از عباد و رواج امر به معروف و نهی از منکر و معلوم شود که این اساس، صد درجه نزدیک تر به دین اسلام است از دوره استبدادیه... سیّم: آن که مواعظ و نصایحی که از این نور الاهی {آخوند خراسانی} شرف صدور یافته، آزادی خواهان، آن را نصب العین خود قرار دهند و بر این جادّه مستقیمه مشی نمایند تا مقاصدشان به سهولت، پیشرفت نماید و خارهای بزرگ، جلو راهشان نروید. اگر در این زمان هم ملتفت نشدند، در آینده قدر آن را خواهند دانست و نفعش به آن ها عاید خواهد شد.»

عنوان سیاست‌نامه ازاین‌جهت به کتاب داده‌شده که کتاب حاضر مجموعه کامل متون سیاسی ایشان در رابطه با مشروطه را شامل می‌شود. این کتاب که به تصحیح رمضان علی شاکری گردآوری و منتشرشده است اثری ارزشمند و درخور اعتنا برای هر محققی است که به بخش مهمی از تاریخ معاصر این دیار یعنی جریان مشروطه می‌پردازد.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...