ایرنا- بازخوانی اندیشه ژِیژک به قلم شان شیهان [Sean Sheehan] به بسیاری از علاقه‌مندان فلسفه کمک می‌کند تا ابعاد کمتر شناخته شده از اندیشه و دیدگاه این نظریه‌پرداز معاصر آشنا شوند.

ژیژک [Zizek : a guide for the perplexed] شان شیهان

اسلاوی ژیژک (Slavoj Žižek) فیلسوف، نظریه‌پرداز، جامعه‌شناس و منتقد فرهنگی است که در سال ۱۹۴۹ در اسلوونی متولد شد و دکتری فلسفه خود را از دانشگاه لیوبلیانا، شهر زادگاهش دریافت کرد. وی مدیر بین‌المللی مؤسسه‌ علوم انسانی برکبک در دانشگاه لندن و استاد دانشگاه لیوبلیانا است و علاوه بر آن در دانشگاه‌های اروپایی و امریکایی بسیاری چون کلمبیا، پنسیلوانیا، نیویورک، میشیگان، مینه‌سوتا و پاریس به تدریس پرداخته است. ژیژک در حوزه‌های بسیاری از سینما و موسیقی گرفته تا تاریخ و فلسفه و روان‌پزشکی، نظریاتی دارد و آثاری نوشته است، او در بیست سال اخیر در بیش از ۴۰۰ کنفرانس بین‌المللی در حوزه‌ فلسفه و جامعه‌شناسی در سراسر جهان شرکت داشته و بیش از سی‌ عنوان کتاب از وی منتشر شده است.

کتاب ژیژک [Zizek : a guide for the perplexed] ، نوشته شان شیهان به ابعاد کمتر دیده شده از تفکر او می‌پردازد، فصل نخست این کتاب درباره چهره اجتماعی است و فصل دوم به تحلیل نظریه‌های روانشناسی ژیژک و اثرگذاری لاکان بر او می‌پردازد، از موضوعات مهم این فصل که در نظریات ژیژک اثرگذار بوده اند می توان به عناوینی چونی سوژه، ابژه، مرگ، ایدئولوژی و مواردی از این دست اشاره کرد.

در فصل سوم که به ژیژک و ایدئالیسم آلمانی اختصاص دارد، نویسنده به تحلیل خوانش ژیژک از کانت، هگل و شلینگ می‌پردازد و نگرش هستی‌شناسی ژیژک را معرفی می‌کند. فصل چهارم نیز بررسی گرایشات چپ‌گرایانه ژیژک و ارتباط او با کمونیستم است.

اما مهم‌ترین بخش این کتاب، فصل ششم و پایانی است که به بررسی و بازخوانی آثار ژیژک اختصاص دارد و مقالات، کتاب‌ها و نقدهای او را از سال ۱۹۸۹ تا ۲۰۱۰ بررسی کرده است.

کتاب ژیژک نوشته شان شیهان را محمدزمان زمانی به فارسی ترجمه کرده و در مجموعه راهنمای سرگشتگان، توسط شرکت انتشارات علمی و فرهنگی در ۲۵۹ صفحه به مخاطبان عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بازگوکردن روابط عاشقانه بی‌نتیجه‌اش، اقدامش به خودکشی، دوستی‌ها و پروژه‌های ادبی‌ منقطعش، تحت‌‌الشعاعِ بخش‌هایی از پیشینه خانوادگی قرار می‌گیرد که مسیر مهاجرت از جمهوری دومینیکن به ایالات متحده آمریکا را معکوس می‌کند و روی زنان خانواده اسکار متمرکز می‌شود... مادرش زیبارویی تیره‌پوست بود... عاشق جنایتکار بدنامی شد... ارواح شرور گهگاه در داستان به‌کار گرفته می‌شوند تا بداقبالی خانواده اسکار را به تصویر بکشند ...
فهم و تحلیل وضعیت فرهنگ در جامعه مصرفی... مربوط به دوران اخیر است، یعنی زاده مدرنیته متأخر، دورانی که با عناوین دیگری مثل جامعه پساصنعتی، جامعه مصرفی و غیره نامگذاری شده است... در یک سو گرایشی هست که معتقد است باید حساب دین را از فرهنگ جدا کرد و برای احیای «فرهنگ اصیل ایرانی» حتی باید آن را هر گونه «دین خویی» پالود؛ در سوی مقابل، اعتقاد بر این است که فرهنگ صبغه‌ای ارزشی و استعلایی دارد و هر خصلت یا ویژگی فرهنگیِ غیردینی را باید از دایره فرهنگ بیرون انداخت ...
وقتی می‌خواهم تسلیم شوم یا وقتی به تسلیم‌شدن فکر می‌کنم، به او فکر می‌کنم... یک جریان به‌ظاهر بی‌پایان از اقتباس‌ها است، که شامل حداقل ۱۷۰ اجرای مستقیم و غیرمستقیم روی صحنه نمایش است، از عالی تا مضحک... باعث می شود که بپرسیم، آیا من هم یک هیولا هستم؟... اکنون می‌فهمم خدابودن چه احساسی دارد!... مکالمه درست درمورد فرانکنشتاین بر ارتباط عمیق بین خلاقیت علمی و مسئولیت ما در قبال خود و یکدیگر متمرکز خواهد شد ...
همسایه و دوست هستند... یک نزاع به‌ظاهر جزیی بر سر تفنگی قدیمی... به یک تعقیب مادام‌العمر تبدیل می‌شود... بدون فرزند توصیف شده، اما یک خدمتکار دارد که به‌نظر می‌رسد خانه را اداره می‌کند و به‌طرز معجزه‌آسایی در اواخر داستان شامل چندین فرزند می‌شود... بقیه شهر از این واقعیت که دو ایوان درحال دعوا هستند شوکه شده‌اند و تلاشی برای آشتی انجام می‌شود... همه‌چیز به مضحک‌ترین راه‌هایی که قابل تصور است از هم می‌پاشد ...
یک ریسه «ت» پشت سر هم ردیف می‌کرد و حسابی آدم را تف‌کاری می‌کرد تا بگوید تقی... قصه‌ی نویسنده‌ی «سایه‌ها و شب دراز» است که مرده است و زنش حالا دست‌نویس پانصد ششصدصفحه‌ای آن داستان را می‌دهد به فرزند خلف آن نویسنده‌ی مرحوم... دیگر حس نمی‌کردم که داوود غفارزادگان به من نارو زده... عاشق شدم، دانشجو شدم، فعالیت سیاسی کردم، از دانشسرا اخراج شدم... آسمان ریسمان نمی‌بافد؛ غر می‌زند و شیرین تعریف می‌کند... ...