ادیان و مکتب‌های فلسفی هند. کتابی در شرح ادیان و مکتب‌های فلسفی هند و تاریخ تطوّر آن از دوره ودایی تا عصر حاضر، تالیف داریوش شایگان(1313-1397) محقق و نویسنده معاصر. این کتاب را که جریان‌های فکری و دینی هند در آن با دقت و تفصیل بررسی شده، مهم‌ترین و مفصل‌ترین اثر فارسی درباره تاریخ ادیان و مکتب‌ها و نحله‌های فلسفی آن سرزمین می‌توان شمرد. ادیان و مکتب‌های فلسفی هند در 1364 منتشر شد.

ادیان و مکتب‌های فلسفی هند داریوش شایگان

این اثر مشتمل بر هفده فصل است. در فصل اول آن (مقدمه) مؤلف به بحث درباره دوران بزرگ فلسفه هند، اصول مشترک ادیان و مکاتب فلسفی آن سرزمین یعنی: فرضیه کرمه، مبحث آزادی، جوهر ثابت و ادوار جهانی پرداخته است. موضوع فصل دوم «ودا‌ها» است که در آن، علاوه بر کلیاتی درباره وداها و تفسیر و تاویل آنها، از براهمنه‌ها، آرتیکه‌ها و سوتره‌ها نیز بحث شده است. فصل سوم درباره اوپانیشادها؛ فصل چهارم دین بودا؛ فصل پنجم مکاتب ترواده، و مهایانه، دو مکتب مهم دین بودایی؛ فصل ششم دین جینه؛ فصل هفتم دوره حماسی که آغاز تحولات شگرفی در تاریخ فلسفه و آیین هندو بوده است؛ فصل هشتم بهگوت گیتا؛ فصل نهم مکاتب فلسفی بودایی که در آن درباره مکتب فلسفی «ترواده» و مکاتب منشعب از آن و دیگر مکاتب بودایی به تفصیل سخن رفته است. فصل دهم کتاب هم اختصاص دارد به شش مکتب فلسفی برهمنی که خود مقدمه‌ای است برای فصل‌های یازدهم تا پانزدهم  و در آن به اجمال درباره شش مکتب فلسفی برهمنی بحث شده است.

نویسنده در طبقه‌بندی این شش مکتب فلسفی، ترتیب تاریخی را رعایت نکرده و تنها به نظم  منطقی توجه کرده است، لذا نخست به «نیایه» و «ویششیکه» که جنبه تحلیلی دارند و نمودار شیوه استدلالی و مشرب جدلی فکر هندی‌اند، پرداخته و سپس مکتب «سانکهیه» و «یوگا» (یوگه) را که یکی جهان‌شناسی ترکیبی و دیگری طریق عملی وصول به حقیقت را در بردارد در نظر گرفته و سرانجام، دو مکتب «میمانسا» را که یکی در تکالیف مذهبی غور می‌کند و دیگری به معرفت برهمن دیده می‌گشاید و می‌کوشد تا حقایق منزل ودایی را با شیوه تفحص و تحقیق فلسفی تلفیق دهد، بررسی کرده است. 

فصل یازدهم منطق یا نیاپه؛ فصل دوازدهم طبیعیات یا «ویششیکه"؛ فصل سیزدهم جهان‌شناسی یا «سانکهیه درشنه"؛ فصل چهاردهم روان شناسی یا «بوگه درشنه»؛  فصل پانزدهم اصالت صوت یا پوروه میمانسا؛ فصل شانزدهم حکمت الاهی یا ودانته؛ فصل هفدهم ودانته (ودانتای) عاری از تنویت که مؤلف دراین فصل در مبحث «عالم تجربی عالم پدیده‌های صرف و عالم حقیقی» به اختصار به مقایسه و تطبیق «ودانته» یا عرفان نظری مکتب  ابن عربی پرداخته و با ذکر چند بیت از اشعار شنکره درباره آزادی و نجات، اثر خود را به پایان رسانده است. مؤلف در پایان جلد دوم، فهرست جامعی از منابع و ماخذ تاریخی و دینی و همچنین تحقیقات انجام شده  درباره تاریخ و فلسفه هند به زبان‌های گوناگون به دست داده که برای محققان و دانش‌پژوهان آشنا به زبان فارسی در رشته تاریخ ادیان و فرهنگ بسیار سودمند است.

فهرست اعلام و فهرست موضوعی نیز به فارسی و انگلیسی در ضمیمه جلد دوم آمده است. مؤلف همچنان که در مقدمه اظهار داشته از منابع و ماخذ بسیاری بهره جسته که عمدتا دست اول و مربوط به متون اساسی مکاتب و مشارب فلسفی هندی و بیشتر به زبان سانسکریت است. البته در بهره‌گیری از منابع مربوط به دین بودا و جینه که بیشتر به زبان‌های پالی و پراکریت است، به علت نا آشنایی مؤلف با این زبان‌ها از ماخذ دست دوم (ترجمه‌های انگلیسی و فرانسوی آنها) استفاده شده است. از جمله مهم‌ترین منابع مورد استفاده مؤلف، می‌توان «تاریخ فلسفه هند» اثر داسگوپتا و «تاریخ فلسفه هند» تالیف رادها کریشنان را نام برد.

به رغم اهمیت کتاب نقایصی در آن دیده می‌شود از جمله: آوانگاری‌های فارسی در بیشتر موارد اشتباه و ضبط اسامی و اعلام در بعضی موارد نادرست است. علاوه برآن مؤلف بیشتر به جنبه‌های فلسفی و نظری ادیان هند پرداخته و از جنبه‌های تاریخی و آداب و مناسک و آیین‌های آنها یا به اختصار سخن گفته یا در برخی موارد سخنی نگفته است. کتاب «ادیان و مکتب‌های فلسفی هند» در سال‌های 1356 و 1362 در تهران تجدید چاپ شده است.

محمد جواد شمس. فرهنگ آثار ایرانی اسلامی. سروش 

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

سند در ژاپن، قداست دارد. از کودکی به مردم می‌آموزند که جزئیات را بنویسند... مستند کردن دانش و تجربه بسیار مهم است... به شدت از شگفت‌زده شدن پرهیز دارند و همیشه دوست دارند همه چیز از قبل برنامه‌ریزی شده باشد... «هانسه» به معنای «خودکاوی» است یعنی تأمل کردن در رفتاری که اشتباه بوده و پذیرفتن آن رفتار و ارزیابی کردن و تلاش برای اصلاحش... فرایند تصمیم‌سازی در ژاپن، نظام رینگی ست. نظام رینگی، نظام پایین به بالا است... این کشور را در سه کلمه توصیف می‌کنم: هارمونی، هارمونی، هارمونی! ...
دکتر مصدق، مهندس بازرگان را مسئول لوله‌کشی آب تهران کرده بود. بعد کودتا می‌شود اما مهندس بازرگان سر کارش می‌ماند. اما آخر هفته‌ها با مرحوم طالقانی و دیگران دور هم جمع می‌شدند و از حکومت انتقاد می‌کردند. فضل‌الله زاهدی، نخست‌وزیر کودتا می‌گوید یعنی چه، تو داری برای من کار می‌کنی چرا از من انتقاد می‌کنی؟ بازرگان می‌گوید من برای تو کار نمی‌کنم، برای مملکت کار می‌کنم، آب لوله‌کشی چه ربطی به کودتا دارد!... مجاهدین بعد از انقلاب به بازرگان ایراد گرفتند که تو با دولت کودتا همکاری کردی ...
توماس از زن‌ها می‌ترسد و برای خود یک تز یا نظریه ابداع می‌کند: دوستی بدون عشق... سابینا یک‌زن نقاش و آزاد از هر قیدوبندی است. اما ترزا دختری خجالتی است که از خانه‌ای آمده که زیر سلطه مادری جسور و بی‌حیا قرار داشته... نمی‌فهمید که استعاره‌ها خطرناک هستند. نباید با استعاره‌ها بازی کرد. استعاره می‌تواند به تولد عشق منجر شود... نزد توماس می‌رود تا جسمش را منحصر به فرد و جایگزین‌ناپذیر کند... متوجه می‌شود که به گروه ضعیفان تعلق دارد؛ به اردوی ضعیفان، به کشور ضعیفان ...
شاید بتوان گفت که سینما غار پیشرفته‌ افلاطون است... کاتلین خون‌آشامی است که از اعتیادش به خون وحشت‌زده شده است و دیگر نمی‌خواهد تسلیم آن شود. به‌عنوان یک خون‌آشام، می‌داند که چگونه خود را از بین ببرد. اما کازانووا می‌گوید: «به این راحتی هم نیست»... پدر خانواده در همان آغاز شکل‌گیری این بحران محل را به‌سرعت ترک کرده و این مادر خانواده است که بچه‌ها را با مهر به آغوش کشیده است. اینجاست که ما با آغاز یک چالش بزرگ اخلاقی مواجه می‌شویم ...
فنلاند امروز زنده است بخاطر آن وسط‌باز. من مخلص کسی هستم که جام زهر [پذیرش قطعنامه برای پایان جنگ 8ساله] را به امام نوشاند. من به همه وسط‌بازها ارادت دارم. از مرحوم قوام تا مرحوم هاشمی. این موضوع روشنی است که در یک جایی از قدرت حتما باید چنین چیزهایی وجود داشته باشد و اصلا نمی‌توان بدون آنها کشور را اداره کرد... قدرت حرف زدن من امروز از همان معترض است و اگر الان داریم حرف می‌زنیم به خاطر آن آدم است که به خیابان آمده است ...