کتاب «فلسفه تنهایی» [A philosophy of loneliness] به چاپ پنجم رسید.

به گزارش مهر، «فلسفه تنهایی» نوشته لارس اسوندسن با ترجمه خشایار دیهیمی اولین‌عنوان از مجموعه دوم «تجربه و هنر زندگی» است که این ناشر چاپ می‌کند. نسخه اصلی این کتاب در سال ۲۰۱۷ چاپ شده و نشر نو ترجمه کتاب «فلسفه ملال» را هم از نویسنده آن منتشر و عرضه کرده است.

چاپ اول این کتاب ابتدای زمستان ۹۷ به بازار آمد. چاپ سومش نیز پایان زمستان همان‌سال عرضه شد. چاپ چهارم این کتاب خرداد ۹۸ به بازار آمد و حالا به چاپ پنجم رسیده است.

از نظر نویسنده این کتاب، تنهایی، خلوت‌گزینی، انزوا و گوشه‌گیری مترادف‌های دقیقی نیستند. شاید پیش‌تر این لغات زیاد از هم متمایز نبودند و در یک معنا به‌کار گرفته می‌شدند اما به‌تدریج این تمایز در متون بیشتر شده و هرکدام بار ارزشی متفاوتی به خود گرفته‌اند. آدمی ممکن است با خویشتن خویش بیگانه شود بی‌آنکه متوجه آن باشد، ولی تنهایی چنین نیست، چون تنهایی نوعی احساس رنج و درد است که بر اثر اختلال در روابط فرد با دیگران پدید می‌آید.

کتاب «فلسفه تنهایی» ۸ فصل دارد که به ترتیب عبارت‌اند از: جوهر تنهایی، احساس تنهایی، چه‌کسانی احساس تنهایی می‌کنند؟، تنهایی و اعتماد، تنهایی دوستی و عشق، فردگرایی و تنهایی، خلوت‌گزینی، احساسِ تنهایی و مسئولیت.

چاپ پنجم این کتاب با ۲۴۰ صفحه و قیمت ۳۵ هزار تومان در بازار عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...