در سایه‌ی برادری | الف


همه از یک ریشه‌ایم و جلوه‌ای از حق تعالی. هر چه هست اوست و جلوه هم اوست. در این جلوه‌گاه هستی، با آدمیانی با گِلی واحد، اختلافات بر سر چیست؟ روابط انسانی چگونه است و چگونه باید باشد؟ چه تلاشی در جهت چگونه باید شدن‌شان صورت گرفته؟ در زمانه‌ای که برداشت‌های معرفت شناسانه نظری و متدیک علم اقتصاد بر علوم اجتماعی و روابط انسانی فارغ از هر نژاد و دین و ملیتی سایه افکنده، دغدغه‌ی امام موسی صدر، تبیین مبنای روابط انسانی، تقریب افراد و تعامل آن‌ها با یکدیگر جهت تکامل‌شان و از همین مدخل تکامل جوامع بشری بوده‌است. ایشان در پی این مسئله که، روابط انسانی باید بر کدام پایه قرار داشته باشد و چگونه شکل بگیرد، از واژه‌ی «برادری» استفاده می‌کند و از چهار نوع برادری نام می‌برد که می‌تواند مبنای روابط اجتماعی قرار گیرد؛ برادری انسانی، برادری خداباوران، برادری اسلامی و برادری ملی. کتاب «ارج نامه انسان» در 4 فصل به توضیح هر یک ازانواع برادری می‌پردازد و استدلال می‌کند که وجود آن‌ها چگونه می‌تواند روابط انسان‌ها را تقویت کرده و موجب افزایش همکاری و تعامل میان‌شان شده و عاملی باشد برای شکست دشمن. کتاب ارج‌نامه‌ی انسان تلاش می‌کند از باورهای امام موسی صدر در این عرصه گزارشی تحلیلی ارائه کند.

ارج نامه انسان موسی صدر
 

برادری انسانی
در خصوص ارتباط افراد با ادیان مختلف، استدلال برآمده از اسلام و نص قرآن اینگونه بیان می‌دارد که دعوت همه‌ی انبیا در قرآن از یک ریشه واحد است. دعوت همه‌ی آن‌ها اسلام نامیده شده، زیرا دعوت‌شان تسلیم خداوند بودن است. بنابراین ادیان همگی یک ریشه دارند، همگی از آن خداوند هستند و برای خدمت به انسان‌ها آمده‌اند و بر این اساس همگی برابرند. پس چنین شرایطی ایجاب می‌کند، با افراد ادیان مختلف به نیکویی صحبت کرد و بر اساس ریشه‌ی مشترک، با آنان تعامل داشت. خداوند، واحد است و نزد این خدای واحد، انسان‌ها با یکدیگر تفاوتی ندارند. مگر به واسطه عمل و علم و تقوا. برابری، عامل برادری است. امام موسی صدر در خصوص برادری و برابری انسان‌ها در این بخش از کتاب مفصلا توضیح می‌دهد که اگرچه جامعه از افراد مختلف تشکیل شده اما هیچ یک از آن‌ها بر دیگری برتری ندارد، بلکه هر کس توانایی و استعداد خاص خودش را دارد. این تفاوت افراد در توانایی‌شان، سبب نیاز متقابل افراد با یکدیگر شده و در نهایت تعامل آن‌ها با یکدیگر را رقم می‌زند، زیرا انسان‌ها برای رفع نیازها و تکامل خویش به دیگر افراد جامعه نیاز دارند. این امر قابل تعمیم به ملت‌ها نیز می‌باشد و علت وابستگی و تعامل متقابل ملت‌ها با یکدیگر را سبب می‌شود.

برادری خداباوران
گذشته از برادری انسانی افراد با یکدیگر، که از پی برابری افرادی با هم بدست می‌آید، به دلیل شرایط زیستی لبنان، که در آن مسلمانان و مسیحیان با هم زیست می‌کردند، امام موسی صدر از برادری خداباوران و هم‌زیستی آنان با یکدیگر دفاع نموده و آن را معیاری برای روابط افراد با یکدیگر در آن جامعه در نظر گرفته‌است. همانطور که در بحث قبلی هم گفته شده همه‌ی انسان‌ها از خالقی برابر، آفریده شده‌اند. مشارکت افراد در هستی و ریشه‌ی مشترک‌شان که از خاک است، عاملی است برای برادری‌شان. امام موسی صدر همواره بر این موضوع تاکید می‌کند که ایمان انسان‌ها به پروردگارشان، برادری آن‌ها را تقویت می‌کند و هر انسانی که بر اساس ایمانش به خدا، علیه وضع موجود مبارزه کند و قدمی بردارد، مورد حمایت اوست. جامعه‌ی توحیدی را جامعه‌ای می‌داند که در آن وحدت از آغاز آفرینش وجود داشته و تا پایان آفرینش وجود دارد. در جامعه خداباوران، روابط انسانی، مبتنی بر خداباوری آن‌هاست و آنچه میان‌شان شکل می‌گیرد رقابت است و تعامل، نه آنچنان که در جوامع مادی می بینیم، مبتنی بر کار اقتصادی و نزاع با هدف برتری طبقاتی.

خداباوری اسلامی
تفرقه‌هایی که در طول تاریخ میان مسلمانان رخ داده، موجب تذکر و یادآوری ضرورت اتحاد و هم‌بستگی آنان با یکدیگر شده، تا از خطراتی که در قرآن به آن اشاره شده دوری کنند. خطراتی که اصل قرآن و اسلام را هدف قرار داده و آن‌ها را تهدید می‌کند؛ خطر مشرکان و یهودیان. امام موسی صدر بخش مهمی از اختلاف مسلمانان با یکدیگر را ناشی از سیاست حکومت‌ها می‌داند که در طول تاریخ سعی در دامن زدن اختلافات میان مسلمانان داشتند. ایشان در راه تلاش برای برادری مسلمانان با یکدیگر و دوری از تفرقه این نکته را یادآور می‌شود که هدف همه مسلمانان باید مبارزه با ظلم و دفاع از مظلوم، در نگاهی جهانی باشد. امام در صدد بود، جهت تحکیم روابط انسانی مسلمانان، آن‌ها را اقناع کند که تفاوت‌های مذاهب را بپذیرند، با یکدیگر تعامل کنند، و تفاوت‌ها را راهی بدانند برای اجتهاد و تامل و تفکر. و در اختلاف با هم زیاده‌روی نکنند، از سب یکدیگر بپرهیزند و به جای مجادله کلامی، به تعیین هدف بپردازند و از طریق تلاش برای دست‌یابی به اهدف، راه اعتماد به یکدیگر را بیابند. موسی صدر در راه تلاش در به انجام رساندن وحدت میان مسلمانان، با شناسایی تفاوت‌های میان شیعه و سنی که در ولایت و منابع شرع، خلاصه می‌َشد، دو پیشنهاد می‌دهد: وحدت فقهی میان مسلمانان و تلاش همگانی برای رسیدن به اهداف مشترک. امام موسی صدر، در عین اینکه شیعه را مذهبی پیشرو می‌داند که در صدد طبقه‌بندی افراد نیست، برای وحدت و حفظ برادری، بر یکپارچگی مناسک و شعائر مسلمانان را نیز تاکید می‌نمود. هم‌چنین در بخش‌های مختلف کتاب از تجربیات مختلف امام موسی صدر از تعامل با اهل تسنن و دفاع از شیعیان و ضرورت اتحاد در برابر یهودیان، گفته شده‌است.

خداباوری ملی
امام موسی صدر در مقابل تفکری که دین و وطن‌پرستی را در تقابل با هم می‌دید ایستاد و آن‌ها را مکمل یکدیگر و هر دو را در خدمت انسان می‌دانست. ایشان با توجه به وضعیت هم‌زیستی مسیحیان و مسلمانان در لبنان با یکدیگر، از وحدت ملی برای دفاع از میهن و دفع خطر شمن خارجی استفاده می‌کرد. البته این وحدت ملی، به معنای فرقه‌گرایی نبوده و ایشان فرقه‌گرایی را به معنای پذیرش سکولاریسم می‌دانست. چهار معنای فرقه‌گرایی؛ سیاسی، ادای تکلیف، فرقه‌گرایی مثبت و فرقه‌گرایی منفی می‌باشد. آنچه موجب تفرقه می‌شود، فرقه‌گرایی منفی است. زمانی که فرقه‌ای فقط به فکر اعتلای خود باشد و کشمکش میان فرقه‌های مختلف رخ دهد، فرقه‌گرایی منفی رخ می‌دهد. نقش نظام سیاسی در اینجا ظاهر می‌شود که بتواند فراتر از فرقه‌ها عمل کرده و شرایط رقابت را میان شان ایجاد کند و نه کشمکش. در این صورت، وجود فرقه‌های مختلف در جامعه موجب رشد، تعامل، دادوستد و انتقال تجربیات خواهد شد.

تلاش ایشان در ایجاد لبنانی واحد، و جلوگیری از تجزیه‌ی لبنان، در این کتاب بسیار به چشم می‌خورد. به نظر می‌رسد در این کتاب، تحلیل خوبی از اندیشه‌های امام موسی صدر در خصوص برادری صورت گرفته، آنچه بر اساس پاورقی‌های کتاب ارج‌نامه‌ی انسان به نظر می‌رسد این است که مرجع این اثر، کتاب «گام به گام با امام» بوده و بر اساس آن، این تحلیل‌ها صورت گرفته‌است.

جنبش‌های اجتماعی نوعی همبستگی اجتماعی به ارمغان می‌آورند که می‌توانند فرصتی برای احیای دو عنصر کلیدی حیات مبتنی بر سرمایه اجتماعی ـ یعنی ارزش‌های مشترک و ارتباطات بیشتر ـ فراهم کند... «اجتماع» عرصه‌ای است که نه منافع فردی در آن سیطره دارد، نه فرد در جمع ذوب شده است... سه‌ضلع دولت، بازار و اجتماع سرنوشت جامعه را رقم می‌زنند... برخورد انحصارگرایانه گروه‌های مذهبی نسبت به سکولارها در داخل و دین‌ستیزی بنیادگراهای سکولار در خارج کشور، منازعه‌ای برابر نیست ...
قدرت در هر زمان و مکان نقاب‌هایی مسخ‌شده از چهره‌ی دین می‌سازد و آن را به‌عنوان دین عرضه می‌کند تا ستم خویش را مشروع جلوه دهد... نشان می‌دهد که خوانش ایدئولوژیک از حاکمیت چگونه بر دیدگاه اسلام‌گرایانی همچون ابوالاعلی مودودی و سید قطب تاثیر گذاشته است... بسیاری از حاکمان از شعار «اطاعت از اولی‌الامر» استفاده می‌کنند و افراد جامعه را سرکوب و آزادی آن‌ها را سلب می‌کنند... معترضان از عثمان خواستند که ترک حکومت کند، اما او نپذیرفت و به‌جای حل اعتراضات از طریق دموکراتیک دست به خشونت زد ...
انسان را به نظاره‌ی شاعرانه‌ی اشیا در درونی‌ترین زندگی آنها می‌برد... اراده‌ی خدا را جانشین اراده‌ی خویش می‌کند، و به همین سبب، استقلال مطلق در برابر خلق و وارستگی در برابر اشیا پیدا می‌کند؛ دیگر خلق و اشیا را برای خودشان دوست می‌دارد؛ همان‌گونه که خدا آنها را دوست می‌دارد... انسان به عنوان آفریده‌ی عشق مرکز آزادی است و مغرورانه در برابر خدا و سراسر جهان هستی می‌ایستد. عمق درون او را تنها خدا می‌تواند بخواند! ...
گراس برای تک‌تک سال‌های یک قرن، داستانی به وجود آورده است... از اتفاقات بزرگ و گاه رویدادهای به نظر بی‌اهمیت تا تحولات فنی و اکتشافات علم و تکنولوژی، خودبزرگ‌بینی انسان‌ها، شکنجه و کشتار و در نهایت، شروع‌های دوباره... طوری به جنگ جهانی نگاه می‌کنند که انگار دارند درباره یک بازی فوتبال حرف می‌زنند...دلسردی چپ‌ها از تئودور آدورنو، تیراندازی به رودی دوچکه، محرک جنبش دانشجویی آلمان، ملاقات پل سلان و مارتین هایدگر ...
اکنون می‌توانند در زندگی زمینی خود تأمل کنند، گناهان و خطاهای خود را خود داوری کنند... نخست غرور است و حسد و خشم؛ در پی آنها تنبلی، خست، شکم‌پرستی و شهوت‌رانی... خدا دل‌هایی را که میان خود برادرند برکت می‌دهد. این راز ارواح است که زندگی آنها عین زندگی خداست... رفیق نوش‌خواری‌ها و سرگردانی‌های خود را ملاقات می‌کند. هردو، خوشحال از بازیافتن یکدیگر، از گذشته‌ی مشترک خود یاد می‌کنند ...