کتاب «گزیده و حس و حالی از نهج‌البلاغه» نوشته عماد افروغ از سوی انتشارات نیستان به چاپ دوم رسید.

«گزیده و حس و حالی از نهج‌البلاغه عماد افروغ

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، افروغ در این کتاب گزیده‌هایی منتخب از خطبه‌ها حکمت‌ها و نامه‌های نهج البلاغه را انتخاب و به فراخور توان و فکر و اندیشه خود متونی در شرح و تفسیر آنها نگاشته است.

این برداشت‌ها در واقع حس و حال و اندیشه‌ای است که افروغ در مواجهه با این فرازهای نهج‌البلاغه در خود شکل گرفته دیده و آنها را تالیف کرده است.

افروغ در بخشی از مقدمه خود بر این کتاب در این زمینه آورده است: سال‌هاست که می‌خوانم و می‌نویسم، به جرات می‌توانم از سر صدق فریاد بزنم و مدعی شوم که سخنی حکیمانه‌تر از سخنان علی نشنیده و نخوانده‌ام. درست پس از مطالعه شهر خدا و اعترافات آگوستین قدیس بود که وارد دریای بیکران و جوشان و ناتمام زوایای نهج‌البلاغه شدم. سخت مبهوت درهای گرانبهای این گفتار شدم. این سخنان به منزله شراب‌های نابی بودند که مرا مست خود کردند. و هرگاه بر آنها مرور می‌کنم باز مست و از خود بیخود می‌شوم و حالم خوش می‌شود.

افروغ اما هدف از نگارش این کتاب را جدای از علاقه‌مندی حسی خود، باورمندی‌اش به کشف و حل مشکلات حکمرانی شیعی در ایران با تمسک به حکمت‌ها و سخنان حضرت علی (ع) دانسته است و به همین دلیل است که در کتاب خود به صراحت عنوان می‌کند علی بیش از هر جای دیگری چاره دردهای ما در جامعه شیعی ایران، به ویژه پس از انقلاب اسلامی است. علی کجاست که ببیند به نام او و زیر پوشش حکمرانی منتسب به او چه جفاها که در حق او نمی‌شود.

این کتاب تلاشی است در راستای بیان این باور افروغ که نهج البلاغه نماد و نمایشی است از شخصیتی که نسبت به دردها و مشکلات و بی‌عدالتی‌ها و بی‌دینی‌های حاکم بسیار ناآرام و از نظر محتوایی همانند اسپند روی آتش است و نمی‌تواند با خونسردی از کنار مشکلات مردم بگذرد و این در حالی است که اینچنین منش‌ها و سلوکی در کشور ما در حال حاضر زیر سوال می‌رود و بی‌توجهی به دردمندی مخاطبان مورد ستایش قرار می‌گیرد.

در این اثر فرازهایی از نهج‌البلاغه انتخاب و تشریح شده است که توامان با حس و حال و نیاز نویسنده و عامه مخاطب ارتباط برقرار کند. افروغ بر اساس ترجمه مرحوم دشتی از نهج‌البلاغه دست به انتخاب زده است و تاکید دارد که همه آنچه از آن سخن گفته متعلق به بک خطبه یا نامه یا حکمت نیست.

چاپ دوم این کتاب در ۱۳۴ صفحه و قیمت ۳۳۰۰۰ تومان از سوی انتشارات نیستان به بازار نشر راه یافته است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...