کتاب «تجزیه آمریکا» [American secession] نوشته فرانک اچ.باکلی [Frank H. Buckley] با ترجمه روح‌الله عبدالملکی توسط انتشارات دیدمان منتشر و راهی بازار نشر شد.

تجزیه آمریکا [American secession] فرانک اچ.باکلی [Frank H. Buckley]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از  مهر، کتاب «تجزیه آمریکا: تهدید قریب‌الوقوع فروپاشی ملی ایالات متحده آمریکا» با نام اصلی «American secession : the looming threat of a national breakup» در سال جاری میلادی در آمریکا منتشر شده است. این‌کتاب جدیدترین کتاب در حوزه معضلات و مسائل داخلی ایالات متحده آمریکا است و با زاویه جدید از نگاه مسائل داخلی این‌رژیم، به تشریح انگیزه‌ استقلال‌خواهی و گسست سیاسی حاکم بر این رژیم پوشالی می‌پردازد.

فرانک باکلی نویسنده این‌کتاب، استاد دانشکده حقوق دانشگاه جورج میسون و ستون‌نویس روزنامه نیویورک‌پست است و تدریس در دانشگاه پانتئون-آسا و دانشگاه مک­گیل در مونترال را در کارنامه دارد. از این‌نویسنده، پیش از این، آثاری درباره قانون اساسی، حاکمیت قانون، نظریه قرارداد اجتماعی و دونالد ترامپ چاپ شده است.

نویسنده این‌کتاب معتقد است آمریکایی‌ها هیچ‌گاه به اندازه امروز دچار تفرقه نبوده‌اند و اینک کاملاً آماده تجزیه هستند. او دشمنی‌های تلخ حزبی، بن‌بست قانونگذاری، پذیرش فزاینده خشونت تحت لوای ارزش سیاسی و... را نشان‌گر این واقعیت می­‌داند که در کشورهایی مجزا، زندگی بهتری نصیب مردم آمریکا خواهد شد.

باکلی با بیان این‌که آمریکا بسیار بزرگ است، با استناد به آمار و اطلاعات نشان می‌دهد اگر امریکا به کشورهای کوچک‌تر تقسیم شود، مردمش شادتر شده و فساد نیز در آن کمتر خواهد بود. این‌پژوهشگر با اشاره به سابقه جنگ داخلی برای جلوگیری از تجزیه آمریکا می‌گوید که از این‌تجربه تلخ همواره به‌عنوان یک سند و شاهد برای تقبیح هرگونه تلاش جدیدی برای تجزیه استفاده می‌شود، در حالی که می‌توان بدون جنگ و خونریزی، و با مراجعه به صندوق آرا تجزیه را رقم زد.

در بخشی از این‌کتاب آمده است:

«آمریکاییان تنها کشف سرزمین خود را مدیون کریستف کلمب ایتالیایی نیستند که او بذرهای ارزشمند دیگری را برای استفاده ساکنان آتی این سرزمین بر خاک پاشید: «جسارت و بی پروایی». محصول این بذرها در زمین بکر آمریکا، ساکنان آن را جسور و بی‌پروا ساخت و علاقه‌مند آزمودن تجربه‌های جدید. از این روی بود که آمریکایی‌ها – ساکنان ۱۳ مهاجرنشین بریتانیایی- در دورانی که سلطنت بریتانیا هنوز فروغی جاودانه داشت، بر کوس استقلال‌خواهی کوبیدند و کشوری جدید را بنیان گذاشتند. مهاجرنشین‌های شمال آمریکا اگرچه هریک دولت و قوه مقننه خاص خود را داشتند، اما حس مشترک مبارزه با بریتانیا، آنان را در کسب یک هدف متحد کرد: «استقلال». بدین‌ترتیب افزایش مالیات بهانه‌ای بود تا ۵۵ نماینده از ۱۲ مهاجرنشین، نخستین کنگره قاره‌ای را در فیلادلفیا تشکیل دهند.»

این‌کتاب با ۲۴۷ صفحه و قیمت ۴۳ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...