توفیق سبحانی، تصحیح و تعلیقات جدیدی از «فیه مافیه» را بر اساس نسخه خطی موجود در کتابخانه آرامگاه مولانا در قونیه تا پایان آبان توسط انتشارات کتاب پارسه روانه بازار نشر می‌کند.

سبحانی در گفت‌و‌گو با ایبنا درباره این تصحیح گفت: این تصحیح بر اساس نسخه خطی قرن هفتم متعلق به کتابخانه آرامگاه مولانا در قونیه صورت گرفته است و علاوه بر تعلیقاتی که پیش‌تر، بدیع‌الزمان فروزانفر در تنها تصحیح موجود از این اثر انجام داده است، من نیز تعلیقاتی به آن اضافه کرده‌ام.

وی اشاره کرد: بخش نمایه این کتاب نیز از دیگر ویژگی‌های تصحیح جدید است. همچنین معانی برخی لغت‌ها و معرفی اشخاص از دیگر بخش‌های این کتاب به شمار می‌رود.

«فیه ما فیه» مجموعه تقریرات مولانا جلال‌الدین محمد بلخی، کتابی به نثر فارسی با موضوع نقد و تفسیر عرفان است.

این کتاب شامل یادداشت‌هایی از سخنان مولانا در مجالس و محافل مختلف ‌است که توسط مریدان مولانا نوشته می‌شده و  طی 30 سال فراهم آمده است.

نثر این کتاب ساده و روان است و درون‌مایه‌ای از مطالب عرفانی، دینی و اخلاقی دارد. در این کتاب اشاراتی که نشان‌دهنده حضور شمس تبریزی در آن مجالس است، دیده می‌شود.

سه اثر منثور مولوی «فیه مافیه»، «مکتوبات» و «مجالس» هستند. از میان این سه اثر منثور، تنها اثر به‌قلم مولانا، «مکتوبات» است. «فیه مافیه» و «مجالس»، گفته‌ها و آموزه‌هایی هستند که مولانا بیان می‌کرده و پیروان او آن‌ها را می‌نوشتند.

معمار چین نوین است... افراطیونِ طرفدار انقلاب فرهنگی و جوخه‌های خاص آنها علاوه بر فحاشی در مطبوعاتِ تحت امر، به فرزندان او که در دانشگاه درس می‌خواندند حمله بردند و یکی از آنها را از پنجره به بیرون انداختند که منجر به قطع نخاع او شد... اولین و مهمترین درخواست او از آمریکایی‌ها (پس از توافق) نه وام بود و نه تجهیزات و نه تجارت، بلکه امکان اعزام دانشجو به دانشگاه‌های معتبر آمریکایی بود... می‌دانست عمده تغییرات، تدریجی است و رفتار پرشتاب، ممکن است نتیجه عکس دهد ...
بازی‌های معمول در مدرسه مجاز بود، ولی اگر خدای ناکرده کسی سوت می‌زد، واویلا بود... جاسوسی و خبرچینی از بچه‌ها و معلمان نزد مدیریت مدرسه معمول بود... تعبد و تقید خود نسبت به مذهب را به تقید به سازمان تبدیل کردند... هم عرفان توحیدی دارد، هم مارکسیستی است، هم لنینیستی، هم مائوئیستی، هم توپاماروبی و هم چه‌گوارایی...به این نتیجه رسیدند که مبارزه با مجاهدین و التقاط آنان مهم‌تر از مبارزه با سلطنت پهلوی است ...
تلاش و رنج یک هنرمند برای زندگی و ارائه هنرش... سلاح اصلی‌اش دوربین عکاسی‌اش بود... زندانی‌ها هویت انسانی خود را از دست می‌دادند و از همه‌چیز تهی می‌شدند... وقتی تزار روسیه «یادداشت‌هایی از خانه مردگان» را مطالعه کرد گریه‌اش گرفت و به دستور او تسهیلاتی برای زندان‌های سیبری قایل شدند... نخواستم تاریخ‌نگاری مفصلی از اوضاع آن دوره به دست بدهم... روایت یک زندگی ست، نه بیان تاریخ مشروطیت... در آخرین لحظات زیستن خود تبدیل به دوربین عکاسی شد ...
هجوِ قالیباف است... مدیرِ مطلوبِ سیستم... مدیری که تمامِ بهره‌اش از فرهنگ در برداشتی سطحی از دو مفهومِ «توسعه» و «مذهب» خلاصه می‌شود... لیا خودِ امیرخانی‌ست که راوی‌اش این‌بار زن شده‌است تا برای تهران مادری کند؛ برای پسربچه‌ی معصومی که پیرزنی بدکاره است در یک بن‌بستِ سی‌ساله... ما را به جنگِ اژدها می‌برد امّا می‌گوید تمامِ سلاحم «چتربازی» است و «شاش بچّه» و... کارنامه‌ی امیرخانی و کارنامه‌ی جمهوری اسلامی بهترین نشان‌دهنده‌ی تناقض در مسئله‌شان است ...
بازخوانی ماجراهای چپ مارکسیست- لنینیست که از دهه ۲۰ در ایران ریشه دواند... برای انزلی و بچه‌های بندرپهلوی تاریخ می‌نویسد... تضاد عشق و ایدئولوژی در دوران مبارزه... گاهی قلم داستان‌نویسانه‌اش را زمین می‌گذارد و می‌رود بالای منبر وعظ. گاهی لیدر حزب می‌شود و می‌رود پشت تریبون. گاه لباس نصیحت‌گری می‌پوشد... یکی از اوباش قبل از انقلاب عضو کمیته می‌شود... کتاب پر است از «خودانتقادی» ...