مراسم یادبود خبرنگار فقید، مهدی شادمانی، با حضور جمعی از اهالی فرهنگ، رسانه و ورزش در تالار کیارستمیِ بنیاد سینمایی فارابی برگزار می‌شود.

«نذر شادمانی» با اهدای کتاب به کتابخانه‌های سیستان و بلوچستان

به گزارش فارس، مراسم یادبود مهدی شادمانی،‌ خبرنگار فقید حوزه‌ی ورزش و فرهنگ، با عنوان «نذر شادمانی» در بنیاد سینمایی فارابی برگزار خواهد شد. در فراخوان این مراسم که با شعار «هر کتاب یک شمع روشن بر مزار مهدی شادمانی» برگزار می‌شود، از خانواده بیماران سرطانی،‌ جامعه فرهنگی کشور، ناشران،‌ نهادها و موسسات انتشاراتی، ورزشکاران و اهالی رسانه دعوت شده است تا ضمن حضور در مراسم نذر شادمانی، با اهدای حداقل یک کتاب به مهدی شادمانی، کتابخانه‌های استان سیستان و بلوچستان را تجهیز کنند.

مراسم «نذر شادمانی» روز جمعه، ۱۹ مهر ماه، از ساعت ۱۶:۳۰ تا ۱۸:۳۰ در تالار کیارستمی بنیاد سینمایی فارابی برگزار خواهد شد. بنیاد فارابی به آدرس خیابان جمهوری، بعد از تقاطع سی تیر، کوچه نوبهار، پایین‌تر از مسجد حضرت ابراهیم، پلاک ۸/۱ واقع شده است.

گفتنی است مهدی شادمانی، خبرنگار و روزنامه‌نگار باسابقه‌ کشورمان که در طول حیات حرفه‌ای، تجربه کار در مطبوعات مختلف ورزشی و فرهنگی از جمله هفته‌نامه همشهری‌جوان، روزنامه گل، دنیای فوتبال، سایت عصر ایران و... را در کارنامه داشت. وی بامداد ۹ شهریور ماه، پس از تحمل یک‌دوره سخت بیماری جان به جان‌آفرین تسلیم کرد.

روایت عریان رویارویی صدر است با مرگ... پیش از این با ایستادن در بالکن خانه مهرناز به دریا خیره می‌شدی، نفس‌های عمیق می‌کشیدی و از تماشای پهنه بی‌کرانش لذت می‌بردی. اما حالا بی‌تفاوت شده‌ای. نه به‌درستی طلوع خورشید را می‌بینی و نه غروبش را... خودنمایی یک تنهایی تمام‌نشدنی... زمان در تمام کتاب کند و سنگین می‌گذرد و می‌تواند مخاطب را در تجربه لحظات بحرانی با نویسنده همراه کند... حالا در لحظات مرگ سرخوشانه به زندگی آری می‌گوید ...
جستجوی یک دوچرخه‌ی دزدیده‌شده بهانه‌ای به دست نویسنده می‌دهد تا از بیکاری در کشوری سخن گوید که نیم قرن است از این درد رنج می‌کشد... در این رهگذر، محله‌های فقیر و مردمان آن توصیف شده‌اند: دزدان و همدستان آنها، روسپیان و پااندازان، و تاجران مشکوک... شخصیت اصلی داستان سعی می‌کند که پلیس را درگیر این داستان کند، اما کاملاً شکست می‌خورد... با وساطت روسپی می‌تواند دوچرخه‌اش را دوباره از دزد خریداری کند ...
گوشه‌هایی مهم از تاریخ تجدد در ایران... 6 محصل مسلمان از ایران، برای آموختن علوم جدید و آشنایی با تمدن غرب وارد لندن می‌شوند... روبه‌رو شدن با تندروهای مسیحی، تبشیری های متعصب، حلقه‌ی فراماسون‌های پنهان کار، انجمن‌های کارگری رادیکال... جامعه‌ای که تصویر دقیقی از آن در آثار جین آستین ترسیم شده است... یکی از آنها نام کتاب خاطرات خود از این سفر را «حیرت نامه» نامید ...
ماجرای گروه پیکان سیاه در زمان جنگ گل‌ها در انگلستان اتفاق می‌افتد... پدر ریچارد را کشته است تا بتواند قیم او شود و از دارایی‌اش سوءاستفاده کند... ریاکار، خائن، مرافعه‌جو و پیمان‌شکن است و حتی حاضر است در گرماگرم جنگ تغییر تابعیت بدهد تا بتواند از بدبختی شکست‌خوردگان بهره‌برداری کند... جان، در واقع جواناست! دختری یتیم که سر دانیل، قصد دارد او را به همسری ریچارد دربیاورد ...
بازنویسی بخشی از روایت هفت پیکر... یکی از چکمه‌های سمانه گم می‌شود... کابوس‌های جوانی را حکایت می‌کند که خاطرات پدر مرده‌اش، شهر زادگاهش یعنی اصفهان و رودخانه زاینده رود او را به مرز پریشانی می‌رساند... روایت‌گر پسر خنگی است که تا پیش از رفتن به مدرسه حرف نمی‌زند... باید به تنهایی چند اسیر عراقی را به پشت جبهه منتقل کند... تصمیم می گیرد که با همسر واقعی اش همبازی شود ...