کتاب «رام‌کردن روباه سرکش (همچون سگ)» [How to tame a fox (and build a dog) : visionary scientists and a Siberian tale of jump-started evolution]  نوشته لی الن دوگتکین [Dugatkin, Lee Alan] و لیودمیلا ترات [Li︠u︡dmila Nikolaevna] با ترجمه عطا کالیراد توسط انتشارات فاطمی منتشر و راهی بازار نشر شد.

رام‌کردن روباه سرکش (همچون سگ)» [How to tame a fox (and build a dog) : visionary scientists and a Siberian tale of jump-started evolution]  نوشته لی الن دوگتکین [Dugatkin, Lee Alan] و لیودمیلا ترات [Li︠u︡dmila Nikolaevna]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این‌کتاب یکی از عناوین مجموعه «کتاب‌های فانوس» است که انتشارات فاطمی در زمینه کتب علمی برای مخاطبان عمومی منتشر می‌کند و نسخه اصلی‌اش سال ۲۰۱۷ منتشر شده است.

لی الن دوگتکین یکی از نویسندگان این‌کتاب، استاد زیست‌شناسی دانشکده زیست‌شناسی دانشگاه لوئیزویل آمریکاست. او متولد سال ۱۹۶۲ و نویسنده کتاب‌هایی چون «همیاری در میان جانوران»، «اصول رفتار جانوران» و «تکامل» است. لیودمیلا ترات هم دیگر نویسنده این‌کتاب، ژنتیک‌دان، رفتارشناس و تکامل‌دان روسی است که سال ۱۹۳۳ متولد شده و طرح پژوهش اهلی‌کردن روباه‌ها را همراه با دمیتری بیلیایف پایه‌گذاری کرد. او سال ۱۹۸۱ موفق به اخذ مدرک دکترا از موسسه یاخته‌شناسی و ژنتیک نُوُسیبرْسْک شد.

کتاب پیش‌رو، گزارش تلاش‌های دو محقق نام‌برده برای اهلی‌کردن روباه‌هاست. دو نویسنده کتاب با اطلاع از رعایت حق کپی‌رایت و ترجمه این‌اثرشان به فارسی در ایران، از این‌اتفاق اظهار خوشنودی و آرزو کرده‌اند ترجمه فارسی «رام‌کردن روباه سرکش» به دست جوانان و مخاطبان زیادی در ایران برسد.

کتاب پیش‌رو ۱۰ فصل دارد که به‌ترتیب عبارت‌اند از: «چرا روباه نمی‌تواند بیشتر به سگ شبیه باشد؟»، «ایده‌ای جسورانه»، «دوران اژدهایان آتش‌افکن به سر آمده!»، «دُمِ اخگر»،‌ «رویا»، «خانواده خوشبخت»، «میان‌کنش‌های شکننده»، «کلمه و معنای آن»،‌ «درخواست کمک»،‌ «به زیرکی روباه» و «هیاهو در میان ژن‌ها».

در قسمتی از این‌کتاب می‌خوانیم:

آشکارا، یادگیری‌ای که لیودمیلا در میان روباه‌ها مشاهده کرده بود همسنگ استفاده از ابزار نبود، اما دمیتری و لیودمیلا آن را برای درک فرایند اهلی‌شدن مهم می‌پنداشتند. آن‌ها در ادراک یا هیجانات حیوانات تخصصی نداشتند و ابزارهای لازم برای مطالعه توانایی‌های شناختی روباه‌ها را نیز نداشتند و نمی‌توانستند بفهمند که آیا این‌ها در هنگام دم‌تکان‌دادن، ناله‌کردن، لیسیدن دستان، یا غلتیدن به پشت، احساسی شبیه شادی یا محبت انسانی را تجربه می‌کردند. متخصصان بر این باور بودند که بینشی حقیقی در مورد هیجانات حیوانات شاید ناممکن باشد؛ باوری که بسیاری از متخصصان امروزی نیز با آن هم‌رای‌اند.

اما شکی نبود که زندگی با لیودمیلا، رفتارهای اهلی پوشینکا و خانواده‌اش را پررنگ‌تر کرده بود. همه آن‌ها یاد گرفته بودند تا بیشتر شبیه سگ‌ها باشند. لیودمیلا برخی مشاهدات خود را نشانه‌هایی بر بروز نوع ابتدایی از تعقل در پوشینکا قلمداد کرد.

این‌کتاب با ۲۶۴ صفحه مصور، شمارگان هزار نسخه و قیمت ۷۹ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...