کتاب «زبان‌شناسی پیکره‌ای در عمل» [Doing Corpus Linguistics] نوشته «ویلیام جی. کرافورد» [Crawford, William] و «انیکو سزومی» [Eniko Csomay] با ترجمه محسن نوبخت به همت سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه‌ها (سمت) به تازگی منتشر شد.

زبان‌شناسی پیکره‌ای در عمل [Doing Corpus Linguistics] ویلیام جی. کرافورد» [Crawford, William] انیکو سزومی» [Eniko Csomay

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، پیکر، عبارت است از حجم وسیعی از متون گفتاری و نوشتاری که نماینده کاربرد واقعی و طبیعی زبان است. زبان شناسی پیکره‌ای در پی فهم این موضوع است که افراد چگونه از زبان در بافت‌های گوناگون استفاده می‌کنند. بنابراین در این رویکرد برای رسیدن به درکی از نحوه کاربرد زبان در بافت‌های مختلف، حجم وسیعی از متون به نام پیکره با استفاده از رایانه تحلیل می‌شود. نتیجه چنین تحلیلی رسیدن به مجموعه‌ای از الگوهای زبانی تکرارشونده با بسامد آماری مشخص در پیکره است که می‌تواند توضیحی درباره کاربردهای زبانی به دست دهد.

هدف اصلی کتاب حاضر آموزش عملی و گام به گام زبان شناسی پیکره‌ای به مخاطب است تا جایی که بتواند با تکیه بر این آموخته‌ها دست به پژوهش‌های پیکره‌ای پیشرفته‌تری بزند. کتاب حاضر برای دانشجویان رشته زبان‌شناسی در مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد به عنوان منبع اصلی درس «زبان‌شناسی پیکره‌ای» به ارزش ۲ واحد ترجمه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...