کتاب «دایناسور؛ نگاهی برق‌آسا به ۲۳۰ میلیون سال زندگی روی زمین» [Dinosaurs : 10 things you should know] نوشته دین لومکس [Dean Lomax] با ترجمه کاوه فیض‌اللهی توسط نشر نو منتشر و راهی بازار نشر شد.

دایناسور؛ نگاهی برق‌آسا به ۲۳۰ میلیون سال زندگی روی زمین» [Dinosaurs : 10 things you should know] نوشته دین لومکس [Dean Lomax]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این‌کتاب یکی از عناوین مجموعه «کتابخانه تاریخ طبیعی» است که این‌ناشر چاپ می‌کند و در کنار کتاب «فلسفه پرندگان» قرار می‌گیرد که این‌ناشر تیرماه سال ۱۴۰۰ چاپ کرده است.

دین لومکس نویسنده این‌کتاب، دیرین‌شناسی خودآموخته است و پژوهش‌هایش در حدی مورد قبول‌اند که سال ۲۰۱۳ دانشگاه منچستر او را با عنوان «دانشمند مهمان»‌ او را به خدمت گرفت تا به دانشجویان مشاوره دهد. در همان‌دانشگاه هم تحصیلات تکمیلی‌اش را شروع کرد و کارشناسی ارشد و دکترا گرفت؛ در حالی‌که به‌گفته خودش مدرک کارشناسی ندارد.

مولف کتاب «دایناسور» نشان می‌دهد در بسیاری از موارد، توافق کاملی بین دیرین‌شناسان وجود ندارد. او از طرفی شواهد موجود درباره ویژگی‌ها و رفتارهای دایناسورها را بیان می‌کند و از سوی دیگر نشان می‌دهد موانعی واقعی برای این‌کار وجود دارند که دانش ما را محدود می‌کنند. طی یکی دو دهه اخیر که سنگواره دایناسورهای زیادی در مناطقی چون آمریکای جنوبی، اروپا و آفریقا کشف شده، دوران اوج دایناسورشناسی آغاز شده است. نکته جالب درباره جغرافیای ایران این‌که سرزمینی که امروز به‌نام ایران می‌شناسیم، نزدیک به ۱۳۰ میلیون‌سال از دوران ۱۸۰ میلیون‌ساله فرمانروایی دایناسورها بر زمین، زیر آب و در اعماق دریا بوده است. بنابراین در ایران، احتمال پیداشدن دایناسور خشکی‌زی در رسوبات این‌دوران وجود ندارد.

نویسنده کتاب، آن را به کمک هزاران سنگواره که طی ۲۰۰ سال گذشته کشف شده‌اند، نوشته است. در مطالب «دایناسور» مخاطب متوجه می‌شود دایناسورها چگونه جانورانی بودند، چه می‌خوردند، چگونه تکامل پیدا کردند، چه‌عاملی باعث انقراض‌شان شد و چرا پرندگان دایناسور هستند؟

کتاب پیش‌رو ۱۰ فصل اصلی و بخشی برای پیوست‌ها دارد که ۱۳ قسمت دارد. ۱۰ فصل کتاب به این‌ترتیب‌اند:

«چرا تیرانوسورس رکس و استگوسورس هرگز با هم روبه‌رو نشدند؟»، «جهانگردان»، «دایناسور چیست؟»، «ولاسی رپتور اندازه بوقلمون بود»، «کی شام کیه؟»، «جذابیت جنسی آتشین»، «ارزش‌های خانوادگی»، «از ورای جوّ زمین آمد!»، «مرده مثل دایناسور؟ ... کجا با این عجله!» و «این تازه آغاز راه است».

عناوین پیوست‌های کتاب هم به این‌ترتیب است:

«دایناسوری به نام سو»، «شکارگر یا لاشه‌خوار؟»، «دایناسور زامبی»، «تیرانوسورس رکس واقی لطفا بلند شود!»، «از اول که گفته بودیم پرندگان دایناسورند!»، «مغز دایناسورها»، «هوش دایناسورها»، «خون‌گرمی دایناسورها»، «آیا گل اختراع دایناسورهاست؟»، «درخشش نبوغ در تیرگی روح»، «ایندیانا جونز و سفر اکتشافی به آسیای میانه»، «جنگ استخوان»‌ و «دلیل واقعی انقراض دایناسورها».

پس از پیوست‌های کتاب هم جدول نام‌های دایناسورها و سایر خزندگان پیش از تاریخ درج شده است.

در قسمتی از این‌کتاب می‌خوانیم:

حالا که صحبت از دایناسورهای پردار شده، کتاب‌های قدیمی‌تان درباره دایناسورها را بردارید و ورقی بزنید یا در اینترنت دنبال تصویری از دوستمان ولاسی‌رپتور بگردید. بازسازی‌های بی‌شماری از یک دایناسور پولک‌پوش مارمولک‌مانند خواهید یافت که هیچ‌اثری از پر در آن دیده نمی‌شود. اکنون به لطف سنگواره‌هایی که در مغولستان پیدا شده‌اند می‌دانیم که ولاسی‌رپتور قطعا پر داشت.

یک پژوهش تروتمیز که در سال ۲۰۰۷ منتشر شد، براساس ردیفی از برجستگی‌ها به نام «تکمه‌های قلم‌پر» که با فاصله‌های مساوی روی ساعد قرار گرفته‌اند، شواهد مستقیمی از وجود پر در ولاسی‌رپتور ارائه کرد.
تکمه‌های قلم‌پر در بسیاری از پرندگان کنونی نیز یافته می‌شود و محل اتصال شاهپرهای بال را روی استخوان نشان می‌دهند. این‌مدرک روشنی است که نشان می‌دهد ولاسی‌رپتور بال داشت، گرچه اندازه بدنش و ساعدهای نسبتا کوتاهی که داشت نشان می‌دهد که بی‌تردید توانایی پرواز نداشت. در عوض، به احتمال بسیار زیاد از این‌بال‌ها برای نمایش استفاده می‌شد. شاید هم برای کنترل دمای بدن و/یا کمک به تغییر جهت در هنگام دویدن به کار می‌رفتند. بنابراین، هرگاه نمونه‌ای بازسازی‌شده از ولاسی‌رپتور دیدید که بال نداشت، تنها تصوری که می‌توانید داشته باشید این است که کسی پرهایش را کنده و برای پختن در اجاق آماده کرده است.

این‌کتاب با ۱۹۰ صفحه مصور، شمارگان هزار و ۱۰۰ نسخه و قیمت ۳۰۰ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ................

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...