«میل به خود زنی» [A propensity to self-subversion] نوشته آلبرت هیرشمن [Albert O. Hirschman] منتشر شد.

میل به خود زنی» [A propensity to self-subversion] نوشته آلبرت هیرشمن [Albert O. Hirschman]

به گزارش کتاب نیوز، این کتاب که بیست مقاله از آلبرت هیرشمن را در خود دارد با ترجمه محمد رضا فرهادی پور توسط نشر شیرازه منتشر شده است.

آلبرت هیرشمن (1915-2012)، اقتصاددان آلمانی، اندیشمند سیاسی سده‌ی بیستم و برنده‌ی جایزه‌ی لیپینکات در سال ۲۰۰۳ به خاطر تألیف کتاب «هواهای نفسانی و منافع» است.

نشر شیرازه در معرفی این کتاب آورده است:

این مقالات را می‌توان به سه بخش تقسیم کرد. بخش اوّل مشتمل بر مقالاتی است ناظر بر بازبینی و بازاندیشیِ برخی از مهم‌ترین نظریه‌های او در حوزه‌ی اقتصادِ سیاسی. بخش دوم، مقالاتی که بر مسیر زندگی خودِ او متمرکزند و نوعی خودزندگی‌نوشت به‌شمار می‌آیند و بخش سوّم شامل مقالاتی که هیرشمن در آنها از حوزه‌ی متعارف در نوشته‌های پیشینش فراتر می‌رود و به قولی که خودش اذعان می‌کند، عرض‌اندام‌هایی هستند در وادی‌های کلی‌تر.
بیست مقاله‌ای که در این مجموعه منتشر شده‌اند به شیوه‌های گوناگون تأکیدی هستند بر اهمیّتِ تکیه بر نقش «کنشگرِ عقلانی» در انتخاب میان مسیرهای مختلفی که همواره پیش پای فرد، گروه‌های مردمی و جوامع انسانی گشوده هستند. کنشگر عقلانی‌ای که هیرشمن در تمامی آثارش، توانایی‌هایِ او را در تأمل و تأنی در اموری اثبات می‌کند که به پیشبرد، حمایت و ترویج یک جامعه‌ی دموکراتیک یاری می‌رسانند. کنشگری که در پسِ پشتِ تمامی تقلّاهای نظریِ هیرشمن همچون تَه‌نقش قابل‌رؤیت است. از این رو، در تمامی آثار هیرشمن همواره دو پرسشِ بنیادینِ مرتبط با یکدیگر را می‌توان شناسایی کرد: اوّل آنکه چگونه و تحت چه شرایطی است که کنشگریِ عقلانی ـ خواه به صورت فردی و خواه به صورت جمعی ـ برانگیخته می‌شود؟ و دوّم آنکه چه موانعی اعم از گفتمانی و عینی می‌توانند مانع از این انگیزش بشوند؟

محمدرضا فرهادی پور پیش از این ترجمه کتاب «خروج، اعتراض، دولت» [The essential Hirschman] نوشته آلبرت هیرشمن را توسط انتشارات پگاه روزگار نو ارائه کرده بود. روانه بازار کتاب کرد. فرهادی پور کتابهای متعددی در حوزه اقتصاد ترجمه کرده است. از جمله «تأثیر رقابت درصنعت بانکداری بر اثربخشی انتقال آثار سیاست پولی از طریق کانال وام دهی بانک» نوشته رافیک نظریان و «گفتگو با پل ساموئلسون» اثر ویلیام بارنت.

کتاب میل به خودزنی اثر آلبرت هیرشمن را نشر شیرازه در 318 صفحه، با قطع رقعی و قیمت 65 هزارتومان منتشر کرده و در کتابفروشی ها در دسترس علاقمندان است.

................ هر روز با کتاب ...............

پرسش اصلی رمان صرفاً این نیست که آیا آرمان‌ها شکست خورده‌اند یا نه.پرسش عمیق‌تر این است: انسان پس از شکست آرمان‌ها چگونه می‌تواند همچنان معنا و هویت خود را حفظ کند؟... پاسخی که ابراهیم برمی‌گزیند، نه پیروزی است و نه تسلیم. او راهی دیگر را انتخاب می‌کند: پذیرفتن شکست تاریخی، بدون آنکه به خیانت، گریز از واقعیت یا انکار زندگی پناه ببرد ...
گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...