در مسئله حکومت، در کنار دو نظریه حکومت فقیه و سکولاریسم، نظریه و راه سوم علمی و با مبنا و پرقدرتی-از لحاظ استدلال- وجود دارد که البته میانه این دو راه نیست، بلکه راه سومی است که مختصات واقع‌گرایی بیشتری دارد.

جمهوری؛ حکومت مطلوب، مدل مطرود: نقش عقلانیت در طرح نظریه نظارت

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، حسین یزدی نویسنده کتاب «جمهوری؛ حکومت مطلوب، مدل مطرود: نقش عقلانیت در طرح نظریه نظارت» به بررسی نظریه نظارت در ساحت حکومت پرداخته است. نویسنده همانطور که در مقدمه کتاب اشاره می‌کند در جامعه دینی با دین اسلام، نسبتی که حکومت لازم است برای سامان خود برقرار کند متفاوت با جهان غرب است: «نکته در اینجاست که با توجه به مقوله‌های حکومت و تعالیم انبیا و عنصر غیبت امام دوازدهم عج که هر سه امری واقعی می‌باشند عملا با نسبت یه موضعی عقل(حکمرانی بشری و دستاوردهای غیرقابل انکار آن در جهش مثبت زندگی مادی انسان) و دین(بعثت انبای برای ارتقای معنوی بشر و دستاوردهای فرهنگی و معنوری عظیم و غیرقابل تردید آن) و کلام(علت ختم نبوت و پایان بعثت انبیا) مواجه هستم. نادیده گرفتن هر یک از این موراد و بی توجهی به ابعاد مادی و معنوی انسان تحلیل حکمرانی مطوب را ناقص می‌سازد».

او در بخش دیگر مقدمه می‌نویسد: «این جانب معتقد است در مسئله حکومت، در کنار دو نظریه حکومت فقیه و سکولاریسم نظریه و راه سوم علمی و با مبنا و پرقدرتی-از لحاظ استدلال- وجود دارد که البته میانه این دو راه نیست، بلکه راه سومی است که مختصات واقع‌گرایی بیشتری دارد. نگارنده امیدوار است توانسته باشد مبانی و نتایج نظریه نظارت را که از ترکیب دموکراسی و نظارت فقیه تشکیل شده است، در حد مقدور بر اساس آرای متفکران بزرگ گذشته تببین نموده و راهی برای بحث و گفت و گو در این مسئله گشوده باشد.»

نویسنده با پیش گرفتن جنبه استدلالی و تحلیلی به جای جنبه توصیفی در فصل اول با عنوان «علت ختم نبوت» قدرت عقل با دین خاتم را مورد توجه قرار داده است. اعلام ختم نبوت، دو اشکال بر ختم نبوت و پاسخ به آن، پاسخ روشنفکران به ختم نبوت، بررسی نظرات اقبال لاهوری و عبدالکریم سروش، فلسفه ختم نبوت و ظهور اجتهاد در اسلام از جمله مباحث مورد توجه در این فصل است.

در فصل دوم با عنوان «حکومت؛ دوگانه عرفی و تاسیسی شرعی» نویسنده تلاش می‌کند برخی مباحث اصلی مانند زیربنا بودن کلام نسبت به فقه در مسئله حکومت دینی عصر غیبت، حکومت دینی دوراهی عرفی و تاسیسی شرعی، نقطه ابتنای حکومت دینی بر انتظام امور جامعه، حقوق ذاتی انسان‌ها را در آرای متفکران اسلامی مورد واکاوای قرار دهد.
«نظریه نظارت» عنوان فصل سوم و پایانی کتاب است که بخش عمده‌ای از حجم این اثر را نیز به خود اختصاص داده است. یزدی در این فصل از نتایج دو فصل گذشته بهره برده و به صورت منسجم به بررسی موصوعاتی چون نسبت حکومت دینی با خاتمیت و عصر غیبت، امکان شرعی برپایی حکومت دینی در عصر غیبت، شکل حکومت: ترکیب دموکراسی و نظارت فقیه، ولایت فقها در امور حسبیه، حکم وضعی و .. پرداخته است. نویسنده توضیح می‌دهد در کنار آخوند خراسانی و میرزای نائینی شاخص ترین فقیه معاصر که معتقد به نظریه نظارت بوده است، شهید مطهری است که آرای روشنی در این مسئله دارد. یزدی تاکید می‌کند که بر اساس نظریه نظارت، حکومت دینی به جای ابتنا و بنیان‌گذازی بر صلاحیت حاکم، سنگ بنایش بر اصل انتظام امور گذاشته شده است، این نقطه عزیمت اصلی در این بحث است که صلاحیت راس قدرت سیاسی فرع بر آن و فرع بر تشکیل حکومت خواهد بود.

کتاب «جمهوری؛ حکومت مطلوب، مدل مطرود» به قلم حسین یزدی در 200 صفحه، شمارگان 500 نسخه و قیمت 40 هزار تومان توسط انتشارات طرح نو در اختیار علاقه‌مندان قرار گرفته است.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

منجی آخرالزمانی هندوها... یک سفیدپوست مسیحی ادعا می‌کند آخرین آواتار ویشنو است؛ خدایی که هیئت جسمانی دارد... مخالفانش، این خدای تجسدیافته را باور ندارند و او را شیادی حرفه‌ای می‌دانند که با باندهای مواد مخدر در ارتباط است... قرار است با شمشیر آخته و کشتاری خونین جهان را از لوث جور و فساد جهانگیر پاک کند... برداشت‌های روان‌پریشانه از اعتقادات متعصبانه توسط فردی خودشیفته که خود را در جایگاه اسطوره‌ای منجی می‌پندارد و به خونسردی فاجعه می‌آفریند ...
خواهر و معشوقه‌اش، دروسیلا می‌میرد و کالیگولا بر اثر مرگ او به پوچی زندگی بشر پی می‌برد... آنچه کالیگولا می‌خواهد این است که به اندازه‌ی سرنوشت بی‌رحم شود تا از خلال بی‌رحمی او انسان‌ها به آن «بی‌رحمی دیگر» پی ببرند ... بزرگ‌زادگان دربار را به صورت عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی درمی‌آورد که ریسمانشان در دست اوست. آنها را وامی‌دارد تا برای نجات زندگی خود همه‌چیز را تسلیم کنند و به همه چیز پشت کنند، یعنی همه‌ی آنچه در واقع علت وجودی زندگی آنهاست ...
پدر ویژگی‌های بارز یک آنیموس منفی (سایه مردانه) را در خود حمل می‌کند... در جوانی، خودکامه و جسور و بی‌توجه بوده و تا به امروز، تحقیرگر: به مادرت صد دفعه گفته‌ بودم از این پسر مرد در نمی‌آد... تلاش ناکام پیرمرد در دست‌درازی به معصومیت پسر موجب استقرار حس گناهی است که یک قدم تا «انزجار از خود» فاصله دارد. و این فاصله با تنبیه پدر و تایید مادر طی و تبدیل به زخمی عمیق می‌شود... او یک زخمی است که می‌تواند زخم بزند ...
کتاب سه بخش دارد و در هر بخش ماجرا از دید یکی از سه مرد خانواده روایت می‌شود... سه راوی سه نگاه ولی یک سوژه: مادر... تصویر موج‌های هم‌مرکز که یکی پس از دیگری به حرکت درمی‌آیند ولی هرگز به یک‌دیگر نمی‌رسند... از خاله آیرین می‌شنویم و از زندگی و رابطه‌اش با شوهر سابقش بوید،‌ از سوفی، خدمتکار خانه که دلبسته کارل است، ‌از کارل آلمانی و داستان‌های پدربزرگش،‌ از عمه کلارا و عمو ویلفرد و جزییات خانه‌شان و علایق‌شان... در فصل اول پسری سرکش و برادرآزار به نظر می‌آید ولی در فصل دوم وجوه تازه‌ای از شخصیت ...
مدیر کارخانه خبردار می‌شود که یکی از آشنایانش، به نام مهندس مارکو ماشینی ساخته است به اسم کاربوراتور که می‌تواند از خود ماده، جوهر ازلی آن را بیرون بکشد: «مطلق»... پدیده‌های عجیبی تولید می‌شوند: رخدادهای دینی مانند گرایش‌های مذهبی، وعظ و خطابه، معجزات و حتی انواع تعصبات مذهبی... هواخواهان خدای روی کشتی لایروبی! با طرفداران خدای میدان تربیت اسب! درگیر می‌شوند... کلیسای رومی که از آغاز با مطلق مخالفت داشت، سرانجام آن را می‌پذیرد ...