کتاب «فرکانس ۱۱۶۰»؛ اینجا آبادان؛ صدای مقاومت و ایستادگی، نوشته فضل الله صابری که به خاطرات صابری و جمعی از همکاران رادیو آبادان در سال‌های جنگ تحمیلی اختصاص دارد، منتشر شد.

به گزارش فارس، فضل الله صابری درباره کتاب «فرکانس ۱۱۶۰» گفت: من با رادیو ملی نفت آبادان و برنامه‌های آن قبل از انقلاب اسلامی آشنا بودم اما تصور نمی‌کردم که خودم در رادیو آبادان مشغول کار شوم. زمانی که وارد رادیو شدم آنجا به سرعت به دلیل شرایط اضطراری جنگ ـ که 55 روز به آن مانده بود ـ مسئولیتی گرفتم و خیلی از کارهای آنجا را به عهده من قرار داده شد و توانستم به آرشیو، منابع و مآخذ دسترسی پیدا کنم و خودم علاقه‌مند بودم در پرونده‌ها جستجو کنم. خیلی از مواردی که در کتاب گفته‌ام به صورت مستمر دسترسی پیدا کردم به اضافه اینکه خودم از نزدیک در بطن حوادث بودم توانستم آن‌ها را نقل کنم و آن‌هایی را که نبودم از زاویه دید همکارانم بیان کردم و سعی کردم اثری مستند باشد که در آینده کشور و موضوعاتی مانند پدافند غیر عامل و همچنین در شرایط بحرانی استفاده شود.

وی درباره مشکلاتی که در تدوین این کتاب داشت اظهار داشت: مشکلات من برای تدوین کتاب مربوط به فضایابی نبود و بیشتر به گردآوری منابع اختصاص داشت. برای اینکه صحنه‌ها فراموش نشود آن‌ها را یادداشت و سعی می‌کردم گزارش بگیرم و گزارش‌ها در مستندات آمده است. یکی از اساسی‌ترین مشکلات این بود که افراد را راضی کنیم که صحبت کنند و برخی کم لطفی کردند که این گفت‌وگوها را انجام دادند. برخی دوستان هم ترجیح دادند خاطراتشان را به صورت جداگانه تبدیل به کتاب کنند که امیدوارم این اتفاق بیفتد.

صابری افزود: برای نوشتن این اثر من مرتب یادداشت‌برداری می‌کردم و بعضی یادداشت‌ها را هم به صورت فیلم مستند و حتی نمایش درآورده‌ام. با سی نفری نیز گفت‌وگو کردم هرکدام حتی اشاره‌ای می‌کردند که کافی بود تا آن حادثه احیا کنم و موضوع را با جزئیات بیان کنم.

وی درباره اینکه اسناد رادیو و تلویزیون چه کمکی به روایت درست تاریخ جنگ می‌کند، اظهار داشت: اگر به اسناد اصلی رادیو و تلویزیون دست بیابیم بهتر می‌توانیم به اصل موضوع برسیم. ما حتی با دسترسی به این اسناد می‌توانیم به رفتار خودمان در جنگ نقب بزنیم و حتی بگوییم در جایی شاید تصمیم اشتباه گرفته‌ایم و آن تصمیم منجر به اشغال مکانی شده است. گاهی متاسفانه در رادیو آبادان از فضای عقلانی فاصله گرفته‌ایم و وارد فضای احساسی شدیم که شاید بهتر بود به مصالح کشور برمی‌گشتیم. اصل آرشیوها و منابع و مآخذ اگر نوارهای اصلی باشد و یا آرشیوی که خود صدا و سیما از آن استفاده ‌می‌کند را در اختیار نویسندگان قرار دهد بخش‌هایی از تاریخ را بیان می‌کند که بسیار شنیدنی، خواندنی و دیدنی خواهد شد.

وی درباره زمانی که صرف تدوین و نوشتن این کتاب کرده گفت: این کتاب هفت سال برای نوشتن زمان برد و هم‌اکنون سریالی هم بر اساس این کتاب در حال تهیه است. مهرداد خوشبخت تدوین‌گر فیلم «به وقت شام» با من تماس گرفتند و قرار است با همین عنوان کتاب سریال «فرکانس ۱۱۶۰»  تولید می‌شود.

انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...