کتاب «کوهستان آتش» از مجموعه کتاب‌های کارنامه عملیاتی لشکر۲۷ محمدرسول‌الله(ص) در دفاع مقدس به قلم گلعلی بابایی از سوی نشر بعثت منتشر و روانه بازار نشر شد.

کوهستان آتش کارنامه عملیاتی لشکر۲۷محمدرسول‌الله(ص) گلعلی بابایی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از تسنیم،‌ «کوهستان آتش» تالزه‌ترین اثر گلعلی بابایی از سوی نشر 27 بعثت منتشر و روانه بازار نشر شد.

این اثر‌، کتاب پنجم از مجموعه «حماسه 27» است که با مشارکت مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس سپاه و نشر 27 بعثت منتشر شده است.

"کوهستان آتش" کارنامه عملیاتی لشکر27محمدرسول‌الله (ص) در دوران دفاع مقدس است که به باز روایی مستند به اسناد دست اول و عمدتاً منتشر ناشده‌ آرشیوهای معتبر جنگ با موضوعیت کارها و پیکارهای این یگان در جبهه‌های میانی و شمالی سرحدات غربی ایران زمین، طی برهه‌ زمانی آغاز اردیبهشت تا پایان آبان سال 1362 اختصاص یافته است.

گلعلی بابایی در روند پژوهش و نگارش این کتاب از منابع شنیداری و مکتوب مرکز اسناد و همچنین مؤسسه حفظ آثار سپاه محمدرسول‌الله(ص) بهره برده است. این کتاب در 12 فصل سامان یافته و از اردیبهشت تا آذر سال 62 را در بر می‌گیرد.

فعالیت‌ها و عملکرد نظامی لشکر 27 در عملیات‌های والفجر3، والفجر4 و عملیات لغو شده‌ والفجر5 جزو موضوعات محوری این کتاب است. بابایی در این کتاب تلاش کرده تا با تشریح فشرده‌ تأثیرات پس‌لرزه‌های ناشی از عدم موفقیت تلاش‌های نظامی ایران در نبردهایی مانند والفجر مقدماتی و والفجر1 به بازسازی رده‌های ستادی و عملیاتی لشکر 27 از آن دو نبرد و انتقال این یگان از جنوب به غرب و ... بپردازد. مهمترین تحول در این دوره تاریخی، تغییر گرایش و توجه فرماند‌هان ارشد سپاه و ارتش از دشت‌های خوزستان به اجرای عملیات‌های کوهستانی در جبهه‌های میانی و شمال‌غرب کشور بوده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...