مجموعه‌مقاله «نگارستان گمشده» نوشته‌ لیلا سودآور دیبا [Layla S. Diba] با ترجمه‌ علیرضا بهارلو درباره‌ نقاشی و هنر عصر قاجار توسط انتشارات خط و طرح منتشر و راهی بازار نشر شد.

نگارستان گمشده لیلا سودآور دیبا [Layla S. Diba]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، مطالعه‌ هنر قاجار در سال‌های اخیر مورد توجه پژوهشگران هنر بوده است. این‌میان، نقش افرادی که از خارج کشور نظاره‌گر این جریان بوده و خود به نوعی دست‌اندرکار یا پیشگام قاجارپژوهشی به شمار می‌آیند، کمتر از محققان داخلی نبوده است.

لیلا سودآور دیبا نویسنده این‌کتاب، پژوهشگر هنر قاجار و هنر معاصر ایران، مدیر سابق موزه‌ نگارستان تهران، مشاور هنری موزه‌ متروپولیتن نیویورک و عضو هیئت امنای دانشنامه‌ ایرانیکا، به عنوان یکی از این محققان خارجی، صاحب تألیفاتی است که تاکنون شمار معدودی از آن‌ها به فارسی برگردانده شده‌اند. از او، علاوه بر کتاب، مقالات متعددی در نشریات معتبر جهانی منتشر شده که اکثر آن‌ها درباره‌ فرهنگ، هنر و نقاشی قاجار است. در کتاب «نگارستان گمشده» شماری از مهم‌ترین این‌مقالات، به صورت یک مجموعه، ترجمه و ارائه شده است.

«نگارستان گمشده» شامل ۹ مقاله درباره‌ نقاشی و هنر عصر قاجار از نویسنده مذکور است. این‌کتاب نخستین مجموعه‌ مستقل این نویسنده است که به زبان فارسی در ایران منتشر می‌شود.

او در مقدمه کتاب پیش‌رو، نوشته است این کتاب به راستی تحقق رویایی است که همیشه با من بوده و به پیشبرد حوزه‌ مطالعات تاریخ و هنر ایران کمک شایسته‌ای خواهد کرد.

عناوین مقالات چاپ‌شده در این‌کتاب به‌ترتیب عبارت است از:

«سنت و سرایت: نقاشی ایران در قرن هجدهم میلادی»؛ «اعطای حیات: دیوارنگاری و تصویرگری پیش از قاجاریه»؛ «نقاشی شکارگاه فتحعلی‌شاه در سرای والی»؛ «تاریخ‌سازی: یک نقاشی رزمی یادبود از جنگ‌های ایران و روسیه»؛ «تهیه و توزیع نسخه‌هایی از شهنشاهنامه در عصر فتحعلی‌شاه قاجار»؛ «نقاشان دوستعلی‌خان معیرالممالک در عهد ناصری و مظفری»؛ «زندگی و زمانه‌ یحیی غفاری: نقاش دربار قاجار»؛ «محمد غفاری: نقاش زندگی مدرن» و «بازنگری رابطه‌ عکاسی و هنر در عصر قاجار».

این‌کتاب با ۲۶۵ صفحه مصور و قیمت ۱۴۰ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

سیمین جان، عزیز دلم، دختر سیاه‌سوخته شیرازی، چه بگویم؟ عمرم! جان من به لب آمد تا کاغذت رسید... سیمین جان، یک خریت کرده‌ام که ناچارم برایت بنویسم... هوای تو را بو کردم و در جست‌وجوی تو زیر همه درخت‌ها را گشتم ... همین‌طور گریه می‌کردم و هق‌هق‌کنان می‌رفتم... همین یک دسته کوچک مو کافی است... دانه دانه مرتب کرده‌ام و وسط آن را با یک نوار کوچک چسب روی یکی از عکس‌هایت چسبانده‌ام و بو می‌کنم. و راستی چه خوب بوی تو را دارد ...
گروهی از دانش‌آموزان انگلیسی هشت تا سیزده ساله... نخست می‌کوشند تا سازمان اجتماعی و سیاسی ثابتی برقرار کنند... بعد از آنکه ماده خوکی را به نحو وحشتناکی می‌کشند توتمی تأسیس می‌کنند... جزیره به صورت جهنمی درمی‌آید. شکارچیانِ ژولیده‌مو، با بدن نقاشی‌شده، مانند جنگجویان، مسلح به نیزه و تشنه‌ی خون... قصه قابل تفسیرهای مختلف (فرویدی، جامعه‌شناختی و مابعدالطبیعی) است ...
در آغاز دهه‌ی 60 انتشار یافت که خود شاهد جنبش فرهنگی نیرومندی بود: در امریکای شمالی، نخستین نسلی که با تلویزیون بزرگ شده بود، به سن رشد می‌رسید... گسترش فرهنگ کتاب اندیشه‌ی فردیت و ساختار اجتماعی دولت ملی را پدید آورد... با کشف الکتریسیته در مرحله‌ی چهارم تحول، جریان جایگزینی یک «کهکشان» تازه، با «کهکشان گوتنبرگ» آغاز می‌شود... نسل‌هایی که با تلویزیون و دیگر رسانه‌های نوین بزرگ شده‌اند، این توانایی را می‌یابند که آن یکپارچگی روانی جامعه‌ی قبیله‌ای را در «دهکده‌ی جهانی» برقرار سازند ...
مرد جوانی که همیشه در میان بومیان امریکایی زندگی کرده است... آنچه را می‌اندیشد ساده‌دلانه می‌گوید و آنچه را می‌خواهد انجام می‌دهد... داوری‌هایی به‌اصطلاح «ساده‌لوحانه» ولی آکنده از خردمندی بر زبانش جاری می‌شود... او را غسل تعمید می‌دهند... به مادر تعمیدی خود دل می‌بندد... یک کشیش یسوعی به او چنین تفهیم می‌کند که به هربهایی شده است، ولو به بهای شرافتش، باید او را از زندان رها سازد... پزشکان بر بالین او می‌شتابند و در نتیجه، او زودتر می‌میرد! ...
او کاملا در اختیار توست می‌توانی همه خوابها و خیالهایت را عملی کنی‌... او همان دکتری‌ است که سالها پیش در حکومت‌ دیکتاتوری نظامی، پائولینا را مورد شکنجه و تجاوز قرار داده است... بچه‌هاشان و نوه‌هاشان‌ می‌پرسند که‌ راست‌ است که‌ تو‌ این‌ کار را کرده‌ای و اتهام‌هایی که به‌ تو‌ می‌زنند راست است‌ و آنها مجبور می‌شوند دروغ بگویند... چگونه‌ می‌توان کشوری‌ را‌ التیام بخشید که از سرکوب، آسیب بسیار دیده و ترس از فاش سخن گفتن‌‌ بر‌ همه‌ جای آن سایه افکنده است؟ ...