«آتشی که هرگز نمیرد»، یادنامه‌ زنده‌یاد مرتضی ثاقب‌فر، یکی از تازه‌ترین کتاب‌هایی است که از سوی انتشارات فروهر منتشر شده است.

به گزارش ایبنا، مرتضی ثاقب‌فر، ایران‌شناس و مترجم نام‌آشنایی بود که زندگی پربار خود را در راه شناساندن تاریخ و فرهنگ ایران سپری کرد. او آثار بسیاری از ایران‌شناسان بیگانه را به زبان فارسی برگرداند و بدین‌گونه زمینه‌ای فراهم کرد تا ایرانیان پیشینه‌ سرزمین خود را بیشتر و با نگاهی دانشورانه‌تر بشناسند. نثر رسای ثاقب‌فر و پای‌بندی بسیار او به ترجمه وفادارانه‌ متن‌ها، بر ارج کار او و جایگاهش در گستره‌ ایران‌شناسی می‌افزود.

اکنون پس از گذشت سالیانی از درگذشت این تاریخ‌پژوه، یادنامه‌ای شایسته برای یادکرد از نام نیک او منتشر شده است. این یادنامه با نام «آتشی که نمیرد» و به کوشش آرزو رسولی در دسترس دوستداران تاریخ و فرهنگ ایران قرار گرفته است.
 
سرآغاز یادنامه، نوشته‌ای خواندنی از گردآورنده‌ کتاب است. او در این نوشته از آشنایی خود با ثاقب‌فر، باریک‌بینی و دقت بسیار او در برگردان متن‌ها به زبان فارسی و پشتیبانی‌اش از جوانانی که برای شناخت و شناساندن تاریخ و فرهنگ ایران کوشش می‌کردند، سخن می‌گوید و خواننده را با ویژگی‌های شخصیتی و منش نمونه‌وار مرتضی ثاقب‌فر آشنا می‌کند. به‌ویژه تاکید رسولی بر ایران‌دوستی ثاقب‌فر است.

در این یادنامه، مقالاتی از شماری از دانشمندانی گردآوری شده است که هر کدام در زمینه‌ پژوهشی خود صاحب‌نظر هستند. این مقالات به ترتیب الفبایی نام نویسندگان آورده شده است.
 
«تاج‌نهادن از مهرپرستی و مانویت تا شاهنامه» عنوان جستاری از حمیدرضا اردستانی رستمی است که در آغاز مقالات گردآوری شده آمده است. نویسنده آیین تاجگذاری را در گذشته‌های دور تا زمان سرایش شاهنامه بررسیده و نشان داده است که چگونه این آیین از فرهنگ ایران برخاسته است.
 
جستار ابوالقاسم اسماعیل‌پور «بررسی تاریخ زبان فارسی» نام دارد. او به بررسی و شناخت کتابی پرداخته است که زنده‌یاد پرویز ناتل‌خانلری در سالیان پیش در این‌باره‌ نوشته بود.
 
کاوه بیات، تاریخ‌شناس نامدار، در مقاله‌ خود به معرفی نشریه‌ای کمتر شناخته شده به نام «ایران آزاد» پرداخته است که دهه‌ها پیش سیف‌آزاد آن را منتشر می‌کرد.

مقاله‌ شیرین بیانی با نام «فرمانروایی ایلام و ایزدبانوی بزرگ کیریریشه» از نوشته‌های آگاهی‌بخش یادنامه است. همچنین باید به مقاله‌ «خوراک هخامنشیان از دیدگاه متون کلاسیک» اشاره کرد که کار مشترکی از آرزو رسولی و سارا پوراحمدی است.

یکی دیگر از مقالات تاریخی یادنامه، «تبار ساسانیان و مساله‌ تحول تاریخ‌نگاری عصر ساسانی: طرح یک فرضیه» نام دارد. این جستار روشنگرانه نوشته روزبه زرین‌کوب است.

«ریشه‌شناسی دهیوهای هخامنشی» از امیرعمادالدین صدری، «بازبینی منابع تاریخی درباره‌ی نبرد کورش بزرگ و ماساژت‌ها» از علی علی‌بابایی درمنی، «سرپرستی خانواده براساس قوانین زرتشتی در دوران ساسانی» از ناهید غنی و «آذربایجان در اواخر دوره‌ی ساسانی» از مهرداد قدرت‌دیزجی از جستارهای دیگری است که در این یادنامه می‌توان خواند.

چند جستار از کتاب نیز ویژه‌ ادبیات معاصر ایران است. مانند «شعر احمد شاملو و چشم‌انداز آینده‌ی آن» از سعید رضوانی، «مقدمه‌ای بر شناخت زندگی و شعر رهی معیری» از کامیار عابدی و «صادق هدایت به‌عنوان شخصیتی داستانی» از حسن میرعابدینی. هر کدام از این نویسندگان از آگاهان برای شناخت و نقد ادبیات کنونی ایران به‌شمار می‌روند.

ابوالفضل خطیبی جستاری زبان‌شناسانه را پیش کشیده است با نام «وُرا، وِرا، وَرا» و کاربرد آن در شاهنامه و متن‌های کهن فارسی بازنموده است. کتایون مزداپور نیز دو واژه‌ «مار و پلنگین» را در جستاری دانشورانه کاویده است.
 
دیگر مقالات یادنامه فهرست‌وار این‌گونه است: «گویش خوانساری و جایگاه آن در میان گویش‌های مرکزی ایران» از مجید طامه، «رخش در رخت» نوشته میرجلال‌الدین کزازی و چند مقاله‌ دیگر. دو مقاله نیز به زبان انگلیسی در پایان کتاب آورده شده است.
 
 ثاقب‌فر نهم مرداد ۱۳۲۱ در خیابان بلورسازیِ تهران در خانه‌ای که پیش‌تر از آنِ مشیرالسلطنه (صدراعظم استبداد صغیر) بود، زاده شد. تا ۱۰ سالگی که مجموعه خانه و باغ به فروش رفت، در آنجا زندگی می‌کرد. تا پنجم ابتدایی به دبستان رازی رفت و سال ششم را در دبستان رودکی به پایان رساند. سپس در دبیرستان رازی (متعلق به هیئت غیرمذهبی فرانسویان در تهران) به مدیریت موسیو «آندریو» و معاونت آقای «استوانی» و «دکتر اسماعیل رباطی» تحصیل کرد.
 
ثاقب‌فر، از مترجمان پرکار در حوزه‌ ایران‌شناسی و در زمینه‌ تاریخ هخامنشی، جامعه‌شناس، ایران‌شناس، تاریخ‌دان و شاهنامه‌پژوه بود. از وی تاکنون بیش از ۱۰۰ جلد تالیف و ترجمه‌ کتاب در حوزه‌ جامعه‌شناسی، و تاریخ و فرهنگ ایران منتشر شده است.
 
«شاهنامه و فردوسی و فلسفه تاریخ ایران»، «بن‌بست‌های جامعه‌شناسی»، «آگاهی آریایی»، «بن‌بست‌های جامعه‌شناسی»، «جامعه‌شناسی» و «بررسی اجتماعی، اقتصادی و فرهنگ ایل کردی بلوچستان» از نوشته‌های وی است و از ترجمه‌های ثاقب‌فر می‌توان به «یونانیان و بربرها» امیرمهدی بدیع، مجلدات «تاریخ کمبریج» مجموعه ۱۴ جلدی «تاریخ هخامنشیان» دانشگاه خرونینگن هلند و «اخلاق پروتستانی و روح سرمایه‌داری» ماکس وبر اشاره کرد. «ایران در گذر روزگاران» نیز در گفت‌وگو با مسعود لقمان منتشر شده است. ثاقب‌فر  ۱۱ دی‌ماه ۳۱۹۱ در پی سکته مغزی چشم از جهان فروبست.

کتاب «آتشی که نمیرد؛ یادنامه‌ استاد مرتضی ثاقب‌فر» در ۱۶۸ با شمارگان ۵۰۰ نسخه و قیمت ۴۵ هزار تومان از سوی انتشارات فروهر منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

«سم‌پاشی انسان‌ها» برای نجات از آفت‌های ایدئولوژیک اجتناب‌ناپذیر است... مانع ابراز مخالفتِ مخالفین آنها هم نمی‌شویم... در سکانس بعد معلوم می‌شود که منظور از «ابراز مخالفت»، چماق‌کشی‌ و منظور از عناصر سالم و «پادزهرها» نیز «لباس شخصی‌ها»ی خودسر!... وقتی قدرت در یک حکومت، مقدس و الهی جلوه داده شد؛ صاحبان قدرت، نمایندگان خدا و مجری اوامر اویند و لذا اصولا دیگر امکانی! برای «سوءاستفاده» باقی نمی‌ماند ...
رفتار جلال را ناشی از قبول پست وزارت از سوی خانلری می‌داند و ساعدی را هم از مریدان آل‌احمد می‌بیند... خودداری سردبیر مجله سخن از چاپ اشعار نیما باعث دشمنی میان این دو شد... شاه از او خواسته بوده در موکب ملوکانه برای افتتاح جاده هراز بروند... «مادر و بچه» را به ترجمه اشرف پهلوی منتشر کرد که درواقع ثمینه باغچه‌بان مترجم آن بود... کتاب «اندیشه‌های میرزافتحعلی آخوندزاده» را نزد شاه می‌برد: «که چه نشسته‌اید؟ دین از دست رفت! این کتاب با ترویج افکار الحادی احساسات مردم مسلمان را جریحه‌دار کرد ...
در نیمه‌های دوره قاجار اقتصاد کشور با اقتصاد جهانی پیوند یافت و بخش کشاورزی و جامعه روستایی با توجه به این شرایط در معرض تغییر قرار گرفت... تا پیش از اصلاحات ارضی شکل غالب کار در کشور نه کار مزدی که کار رعیتی بود... هیچ برنامه ملی برای ثبت بیکاری و برقراری بیمه‌های بیکاری وجود ندارد... سیاست‌های دولت برای اسکان مهاجران بیکار با شکست مواجه شده... گفتارهای همدلانه انقلابیون موجب شد این گروه‌ها با انقلابیون همراه شوند ...
پزشک اقامتگاه کنار چشمه‌های آب معدنی است که جدیداً افتتاح شده است و برادرش، شهردار آن منطقه... ناگهان کشف می‌کند که آب‌ها، به دلیل زه‌کشی نامناسب، آلوده است... ماجرا را اگرچه بر ضد منافعش برملا می‌کند... با زنش جر و بحث دارد، ولی هنگامی که سیاست‌بازان و روزنامه و مالکان و در پی آنها، جمعیت بر ضد او متحد می‌شوند، زنش جانب مدعای او را می‌گیرد... برای باج‌خواهی از او سرانجام او را متقاعد می‌کند که دشمنان احاطه‌اش کرده‌ بودند! ...
درباره کانون نویسندگان... قرار می‌شود نامه‌ای تنظیم شود علیه سانسور... اما موفق نمی‌شوند امضاهای لازم را جمع کنند... اعضایش به‌لحاظ سرمایه فرهنگی سطح خیلی بالایی داشتند... مجبوری مدام درون خودت را تسویه کنی. مدام انشعاب داشته باشی. عده‌ای هستند که مدام از جلسات قهر می‌کنند... بعد از مرگ جلال دچار تشتت می‌شوند... در عین داشتن این آزادی اجتماعی، تناقض‌ها بیرون می‌زند. این اشکالی ندارد؛ اشکال در عدم توانایی و بلوغ برای حل آن است ...