کتاب "من زبان وطن خویشم" شامل نقد اشعار ملک الشعرای بهار به کوشش میلاد عظیمی آماده انتشار شد.

این کتاب یک جلد از مجموعه 20 جلدی "در ترازوی نقد" (نشر سخن) است که به نقد آثار و احوال 20 شاعر برتر معاصر اختصاص دارد.

"شهریار شهر سنگستان"، "میوه این باغ"، "ای عشق همه بهانه از توست" دیگر جلدهای این مجموعه را تشکیل می دهند که توسط مولفان مختلف تالیف و گردآوری شده است.

میلاد عظیمی علاوه بر این کتاب، اثری با عنوان "واسطی نامه" را هم آماده چاپ دارد. این کتاب که پایان نامه دوره کارشناسی ارشد وی به شمار می رود، درباره ابوبکر واسطی - عارف و مفسر قرآن - است.

این محقق با استناد به نسخ خطی و چاپی مختلف، به تالیف زندگینامه ابوبکر واسطی و افکار وی پرداخته است. وی در "واسطی نامه" علاوه بر این مباحث، نوعی تصحیح انتقادی بر آثار واسطی نیز انجام داده است. این کتاب هم - که تالیف آن چهار سال به طول انجامیده - از سوی نشر سخن عرضه می شود.

"سفینه شمس حاجی" عنوان اثری دیگر از میلاد عظیمی است. شمس حاجی در این اثر به گردآوری و کتابت اشعار شاعران مطرحی چون سعدی، کمال الدین اسماعیل، عطار و نیز برخی شعرای گمنام پرداخته وعظیمی نیز علاوه بر نوشتن شرح و تعلیقات، از زوایای مختلف، ارزشهای ادبی آن را مورد ارزیابی قرار داده است.

به گزارش مهر، وی درحال حاضر تصحیح انتقادی "دیوان پوربهای جامی" را هم در دست دارد. به گفته عظیمی، این دیوان صرف نظر از داشتن ارزش‌های تاریخی و ادبی، نوعی آمیختگی نیز با لغات مغولی دارد. این کتاب مراحل پایانی تصحیح را می‌گذراند.

گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...