کتاب «عنصری» از مجموعه تاریخ و ادبیات ایران نوشته محمد دهقانی منتشر شد.

عنصری تاریخ و ادبیات ایران  محمد دهقانی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، این کتاب در ۱۱۹ صفحه و با قیمت ۲۸ هزار تومان در نشر نی منتشر شده است.

در معرفی این کتاب آمده است: گرایش به ایران باستان و افسانه‌ها و قهرمانان و آداب و رسوم آن در میان شاهان و دستگاه و دربار غزنوی جریانی بسیار نیرومند بوده و شاعرانی چون عنصری هم به پیروی از خواست خداوندان‌شان می‌کوشیده‌اند که شکوه و عظمت ایران عهد باستان و آداب و رسوم آن را در شعرشان منعکس کنند و البته سلاطین غزنوی را هم ادامه‌دهنده همان سنت پادشاهان کهن محسوب کنند و ایشان را همانند آن پادشاهان یا حتی برتر و بزرگتر از آن‌ها بخوانند. این را نیز نباید ناگفته گذاشت که تعریف و تمجیدهای عنصری از آداب و سنن ایران باستان را نمی‌توان یکسره به حساب ایران‌دوستی او گذارد.

عنصری شاعری اصلا مدیحه‌گو بود و در کار خود پسند و سلیقه مخاطب یا مشتری خود را طبعا مهمترین معیار می‌دانست و بر مبنای همان سخن می‌گفت. هم به این سبب است که اگر باکی ندارد از این‌که برای خوشامد محمود و اثبات این‌که او «مرد دین» است، جشن سده را هم گاهی با لحنی تحقیرآمیز «رسم گبرکان» بخواند.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...