کتاب «عنصری» از مجموعه تاریخ و ادبیات ایران نوشته محمد دهقانی منتشر شد.

عنصری تاریخ و ادبیات ایران  محمد دهقانی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، این کتاب در ۱۱۹ صفحه و با قیمت ۲۸ هزار تومان در نشر نی منتشر شده است.

در معرفی این کتاب آمده است: گرایش به ایران باستان و افسانه‌ها و قهرمانان و آداب و رسوم آن در میان شاهان و دستگاه و دربار غزنوی جریانی بسیار نیرومند بوده و شاعرانی چون عنصری هم به پیروی از خواست خداوندان‌شان می‌کوشیده‌اند که شکوه و عظمت ایران عهد باستان و آداب و رسوم آن را در شعرشان منعکس کنند و البته سلاطین غزنوی را هم ادامه‌دهنده همان سنت پادشاهان کهن محسوب کنند و ایشان را همانند آن پادشاهان یا حتی برتر و بزرگتر از آن‌ها بخوانند. این را نیز نباید ناگفته گذاشت که تعریف و تمجیدهای عنصری از آداب و سنن ایران باستان را نمی‌توان یکسره به حساب ایران‌دوستی او گذارد.

عنصری شاعری اصلا مدیحه‌گو بود و در کار خود پسند و سلیقه مخاطب یا مشتری خود را طبعا مهمترین معیار می‌دانست و بر مبنای همان سخن می‌گفت. هم به این سبب است که اگر باکی ندارد از این‌که برای خوشامد محمود و اثبات این‌که او «مرد دین» است، جشن سده را هم گاهی با لحنی تحقیرآمیز «رسم گبرکان» بخواند.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...