شماره نخست ماهنامه ادبی «سکوی شعر» منتشر شد.

روزنامه اطلاعات خبر از انتشار شماره نخست ماهنامه ادبی «سکوی شعر» داد. این ماهنامه ادبی مستقل در حوزه های شعر و ادبیات فعالیت خودش را به مدیر مسئولی شاعر جوان، امید بیگدلی، آغاز کرده و می‌کوشد در فضای ادبی انعکاس صدای شعر امروز باشد.
در این ماهنامه ادبی، صفحه های شعر موزون، شعر آزاد، نقد شعر، شعر و زنان، شعر و دانشگاه، ادبیات جهان، شعر در خارج از مرز و شعر در شهرها به چشم می‌خورد و بنابر اعلام تحریریه این نشریه، در فازهای بعدی این ماهنامه صفحه های معرفی کتاب، طنز، داستان و ترانه نیز به آن اضافه خواهد شد.

در شماره اول این ماهنامه، شعرهایی از احمدرضا احمدی، شمس لنگرودی، هرمز علی پور، منوچهر آتشی، طاهره صفارزاده، شاپور بنیاد کنار مطالبی در مورد حسین جلال پور، نقدی بر کتاب استکان های مرده، نگاهی به رویکرد غنایی در شعر زنان، مسئله عصر دیجیتال و پایان ادبیات و شمول معنایی و مصاحبه هایی از شاعران خارج از کشور و آخرین اتفاقات شعر در شهر های مختلف به چاپ رسیده است که علاقه مندان می توانند این نشریه را از کتاب فروشی های معتبر بخواهند.

شماره نخست ماهنامه «سکوی شعر» در 50 صفحه، بهای 15 هزارتومان و به صورت کاغذی منتشر و به شکل سراسری عرضه شده است.

عشقش او را ترک کرده؛ پدرش دوست ندارد او را ببیند و خودش هم از خودش بیزار است... نسلی که نمی‌تواند بی‌خیال آرمان‌زدگی و شعار باشد... نسلی معلق بین زمین ‌و هوا... دوست دارند قربانی باشند... گذشته‌ای ساخته‌اند برای خودشان از تحقیرها، نبودن‌ها و نداشتن‌ها... سعی کرده زهر و زشتی صحنه‌های اروتیک را بگیرد و به جایش تصاویر طبیعی و بکر از انسان امروز و عشق رقم بزند... ...
دو زن و یک مرد همدیگر را، پس از مرگ، در دوزخ می‌یابند... همجنس‌بازی است که دوستش را به نومیدی کشانده و او خودکشی کرده است... مبارز صلح‌طلبی است که به مسلکِ خود خیانت کرده است... بچه‌ای را که از فاسقش پیدا کرده در آب افکنده و باعث خودکشی فاسقش شده... دژخیم در واقع «هریک از ما برای آن دو نفرِ دیگر است»... دلبری می‌کند اما همدمی این دو هم دوام نمی‌آورد... در باز می‌شود، ولی هیچ‌کدام از آنها توانایی ترک اتاق را ندارد ...
«سم‌پاشی انسان‌ها» برای نجات از آفت‌های ایدئولوژیک اجتناب‌ناپذیر است... مانع ابراز مخالفتِ مخالفین آنها هم نمی‌شویم... در سکانس بعد معلوم می‌شود که منظور از «ابراز مخالفت»، چماق‌کشی‌ و منظور از عناصر سالم و «پادزهرها» نیز «لباس‌شخصی‌ها»ی خودسر!... وقتی قدرت در یک حکومت، مقدس و الهی جلوه داده شد؛ صاحبان قدرت، نمایندگان خدا و مجری اوامر اویند و لذا اصولا دیگر امکانی! برای «سوءاستفاده» باقی نمی‌ماند ...
رفتار جلال را ناشی از قبول پست وزارت از سوی خانلری می‌داند و ساعدی را هم از مریدان آل‌احمد می‌بیند... خودداری سردبیر مجله سخن از چاپ اشعار نیما باعث دشمنی میان این دو شد... شاه از او خواسته بوده در موکب ملوکانه برای افتتاح جاده هراز بروند... «مادر و بچه» را به ترجمه اشرف پهلوی منتشر کرد که درواقع ثمینه باغچه‌بان مترجم آن بود... کتاب «اندیشه‌های میرزافتحعلی آخوندزاده» را نزد شاه می‌برد: «که چه نشسته‌اید؟ دین از دست رفت! این کتاب با ترویج افکار الحادی احساسات مردم مسلمان را جریحه‌دار کرد ...
در نیمه‌های دوره قاجار اقتصاد کشور با اقتصاد جهانی پیوند یافت و بخش کشاورزی و جامعه روستایی با توجه به این شرایط در معرض تغییر قرار گرفت... تا پیش از اصلاحات ارضی شکل غالب کار در کشور نه کار مزدی که کار رعیتی بود... هیچ برنامه ملی برای ثبت بیکاری و برقراری بیمه‌های بیکاری وجود ندارد... سیاست‌های دولت برای اسکان مهاجران بیکار با شکست مواجه شده... گفتارهای همدلانه انقلابیون موجب شد این گروه‌ها با انقلابیون همراه شوند ...