دیوان حافظ با تصحیح و مقدمه حسین‌ محی‌الدین الهی‌قمشه‌ای توسط نشر گویا منتشر و راهی بازار نشر شد.

به گزارش خبرنگار مهر، الهی‌قمشه‌ای درباره این‌کتاب می‌گوید این‌نسخه، نسخه کامل از دیوان حافظ شیرازی است که محصول بیش از ۵۰ سال تلاش مستمر برای رسیدن به صحیح‌ترین روایت از دیوان و نزدیک‌ترین گزینه‌ها به ذوق و هنر شهریار شعر غنایی جهان است.

مصصح کتاب پیش‌رو می‌گوید قصه نسخه‌های بدل دیوان حافظ، مانند شب یلدا دراز است و حلقه‌های ادبی قدیمی ما هم به‌ویژه در دهه‌های اخیر، از غوغا و هیاهو برسر کلمات و ترکیبات و تعبیرات حافظ خوش‌کلام خالی نبوده و پژوهشگران مختلف هم با بضاعت‌های متفاوت تلاش کرده‌اند نسخه‌های معتبری از دیوان مذکور ارائه کنند.

الهی‌قمشه‌ای ضمن تصحیح دیوان حافظ، پیشگفتاری هم درباره تاریخ تصحیح این اثر بزرگ ادبیات کلاسیک فارسی نوشته و روش تصحیح خود را نیز تشریح کرده است. به‌عنوان مثال علاوه بر این‌که می‌گوید بسیاری از نسخه‌های کهن دیوان حافظ دارای اشتباهاتی هستند که هیچ راهی برای توجیه ندارند، این‌توضیح را داده که نسخه قدسی که زمان مظفرالدین‌شاه تدوین شده و به طبع رسیده، هرچند خالی از اشتباهات نیست و بعضی اشعار مسلّم شاعران دیگر در آن آمده، اما نسخه‌ای معتبر و قابل استناد است. و چنان‌چه مصحح آن، یعنی قدسی شیرازی در مقدمه‌اش آورده، این‌نسخه با مراجعه به بیش از ۵۰ نسخه موجود در زمان او و مشورت بزرگان عصر فراهم آمده است. الهی‌قمشه‌ای هم در نسخه تصحیحی خود از این‌نسخه استفاده زیادی کرده است.

تصحیح الهی‌قمشه‌ای از دیوان حافظ با ۵۲۴ صفحه، شمارگان هزار نسخه و ۳ قطع مختلف منتشر شده که هرکدام قیمت متفاوتی دارند.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...