کتاب "بندگی نامه" از آثار "محمد اقبال لاهوری" نویسنده و متفکر مسلمان به زبان ترکی استانبولی ترجمه و منتشر شد. "علی نهاد طرلان" مترجم این کتاب در مورد زندگی و تفکر اقبال لاهوری به تفصیل سخن گفته و هویت معنوی او، علاقه‌اش به شعر و ادب و ارتباط او با تصوف را برای خوانندگان ترکیه‌ای تشریح کرده است.

"بندگی نامه" در واقع تلفیقی از چهار اثر اقبال لاهوری با عنوانهای "گلشن راز جدید"، "ارمغان حجاز"، "بندگی نامه" و "ضرب کلیم" است.

مترجم در مقدمه کوتاهی، اقبال لاهوری را به عنوان "اندیشمندی که در میان اندیشه‌ورزان قرن نوزدهم جایگاهی ممتاز داشت و به نیاز معادله روحی دنیای اسلام پاسخ می‌داد و مشعلی نورانی برای دنیای غرب به حساب می‌آمد"، به خوانندگان ترکیه‌ای معرفی کرده است.

بخش نخست این کتاب به توصیف و ترجمه کتاب منظوم "ارمغان حجاز" اختصاص داده شده است.

"حضور حق"، "در حضور پیامبر"، "در حضور ملت"، "در حضور عالم انسانیت" و "خطاب به همراهانم"، از جمله منظومه‌های این بخش است. دربخش دوم این کتاب که برگرفته از کتاب "گلشن راز جدید" لاهوری است، اثر "باغچه‌ای که در آن گلهای راز شکوفه زده‌اند" انتخاب شده است.

اقبال درباره حق بندگی چنین گفته است: "بندگی چیزی است که انسان را جادو می‌کند. در نغمه او آتش زندگی پیدا نمی‌کنی. آن روح بر دیوار زندگی همچون سیلی فرود می‌آید، چهره بنده چون دلش تاریک است..."
اقبال در "ضرب کلیم" از مطالب متنوع چون جهاد، علم و عشق، اجتهاد، شکر و شکایت، ذکر و فکر، تقدیر، توحید، علم و دین، فقر و امپریالیسم، بیماری غربگرایی و دو فرد مومن سخن گفته است. کتاب "بندگی نامه" توسط انتشارات صوفی ترکیه در ? صد و نود و یک?صفحه منتشر شده است.

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...