به گزارش فارس، جدیدترین اثر سیدعلی میرافضلی، شاعر و پژوهشگر، با عنوان «کتاب چهارخطی» با محوریت کندوکاوی در تاریخ رباعی فارسی از سوی نشر سخن روانه بازار کتاب شد.

 تاریخ رباعی فارسی، سرشار از افت و خیز و فراز و فرود است و مرور این تاریخ پر برگ و بار، رنج و لذتی توأمان دارد؛ رنج سفر در سنگلاخ تجربه‌های ناشناخته و راه‌های ناپیموده و لذت مجاورت روح با پاره‌ای از بهترین آفریده‌های ذهن بشر که در قالب چهار سطر موجز عرضه شده است.

کتاب چهار خطی، مجموعه 101 یادداشت کوتاه است که طیف متنوعی از موضوعات را در حوزه رباعی فارسی در برمی‌گیرد و دامنه‌ای هزارساله را از طلیعه تاریخ رباعی تا رباعی دهه 90 شمسی پوشش می‌دهد؛ از سیر تحول و پیشینه مضامین و روش پردازش موضوعات شعری و نحوه تأثیرپذیری شعرا از یکدیگر و ترجمه رباعیات از فارسی به عربی و بالعکس گرفته تا شیوه‌ها و شگردهای رباعی‌نویسی و تحول تشبیهات و استعارات و توجه رباعی‌سرایان به موضوعات تفننی و حاشیه‌های تاریخی در کنار این‌ها، تحلیل مقاطعی از تاریخ رباعی فارسی و بررسی موضوعاتی همچون رباعیات سرگردان و سرقات شعری و تبیین وجوه ساختاری رباعی، معرفی شاعران گمنام و سیر تحول واژگان و اصطلاحات و امثال و کنایات نیز مورد توجه قرار گرفته است.

سعی شده است در این نوشتارها، بررسی سایه روشن تاریخ رباعی با نگاهی تازه صورت گیرد، و نکات و یافته‌های جدید به گونه‌ای عرضه شود که هم برای اهل فن جذابیت داشته باشد و هم علاقه‌مندان شعر فارسی آنها را خوش دارند. این کتاب، تاریخ رباعی فارسی یا درباره رباعی نیست، بلکه اندوخته‌ای است که از رهگذر بررسی رباعیات کهن و جدید فراهم آمده است و مطالعه آنها، چشم‌انداز بهتری از تاریخ دراز دامن و پرمسئله به دست می‌دهد.

چاپ نخست این اثر در قطع رقعی و در 414صفحه به قیمت 45 هزار تومان از سوی نشر سخن روانه بازار کتاب شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...