رمان منتشرشده در دوره حکومت نازی‌ها بر کشور آلمان بعد از 82 سال حالا تبدیل به پرفروش‌ترین کتاب بازار کتاب این کشور شده است.

مسافر» [The Passenger] نوشته اولریچ الکساندر بوسویچ [Ulrich Alexander Boschwitz]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، رمان منتشرشده در دوره حکومت نازی‌ها بر کشور آلمان بعد از 82 سال حالا تبدیل به پرفروش‌ترین کتاب بازار کتاب این کشور شده است. این رمان با عنوان «مسافر» [The Passenger] نوشته اولریچ الکساندر بوسویچ [Ulrich Alexander Boschwitz] داستان زندگی تاجری یهودی را روایت می‌کند که در دوره نازی‌ها سعی می‌کند با قطار از کشور فرار کند و در کشورهای مختلف اروپایی سفر می‌کند. این رمان اولین بار در سال 1939 در کشور بریتانیا منتشر شد که چندان با استقبال روبرو نشد‌؛ ولی حالا نسخه زبان آلمانی آن با استقبال زیاد مردم این کشور روبرو شده است.

بعد از تصویب قانون نژادپرستانه نورنبرگ توسط نازی‌ها بسیاری از یهودیان از این کشور اخراج شدند و نویسنده کتاب که در واقع به نظر می‌رسد داستان واقعی زندگی‌اش را در این کتاب نوشته است، به سوئد و نروژ و انگلیس سفر می‌کند. بوسویچ از مادری پروتستان و پدری یهودی متولد شده بود و در آلمان نازی نمی‌توانست رمان خود را چاپ کند و به همین خاطر آن را برای اولین بار به زبان انگلیسی در بریتانیا منتشر کرد ولی آنجا با استقبال روبرو نشد.

بیش از هشت دهه بعد از انتشار نسخه انگلیسی حالا اولین نسخه آلمانی این رمان با عنوان «مردی که قطار گرفت»، به پرفروش‌ترین رمان ماه‌های گذشته این کشور تبدیل شده است. نویسنده رمان را دور از وطن اصلی خود نوشت؛ ولی تمام حوادث آن طوری نوشته شده که گویی در آلمان زندگی کرده است. رمان بوسویچ به 20 زبان زنده دنیا ترجمه شده است و جالب اینجاست که در بریتانیا نیز در میان پرفروش‌های روزنامه تایمز قرار گرفته است.

نسخه انگلیسی این رمان سال‌ها در آرشیو دختر برادر نویسنده نگهداری می‌شد؛ ولی انتشار آن در بازار کتاب آلمان با استقبال عجیبی روبرو شده است. به نظر می‌رسد این رمان گمشده و شاید فراموش شده نازی‌ها تاریخچه شفاهی از رویدادهای گذشته کشور آلمان باشد.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...