«سفرهای گالیور» با نام فرعی «سفرهایی به میان برخی از اقوام دوردست جهان»، نوشته جاناتان سوییفت و با ترجمه محمود گودرزی منتشر شد.

سفرهای گالیور جاناتان سویفت

به گزارش کتاب نیوز، این کتاب در چهار بخش به شرح ماجراجویی‌های دور و دراز «لموئل گالیور» می‌پردازد که شانزده سال و هفت‌ ماه طول می‌کشد.

جاناتان سوییفت (۱۶۶۷ – ۱۷۴۵)، طنزنویس، شاعر و نویسندهٔ رساله‌های سیاسی اهل ایرلند بود که در دوبلین زاده شد و مشهورترین اثر او سفرهای گالیور است.

گالیور پزشکی است که با رؤیای کسب آموزه‌های جدید به در دریا کشیده می‌شود و به چهار سرزمین عجیب‌وغریب پا می‌گذارد: «لیلیپوت» سرزمین آدم‌کوچولوها؛ «برابدینگنگ» سرزمین مردمانی غول‌پیکر، احمق و بی‌سیاست که با گالیور مثل حیوانات سیرک برخورد می‌کنند؛ «لاپوتا» جزیره‌ای معلق در آسمان با مردمانی به شدت در علم‌گرایی غرق شده‌اند و در آخر سرزمین «هویهنهنم‌ها» اسب‌هایی باهوش و دانا که از بی‌شعوری «یاهوها» (انسان‌ها) در عجب‌اند.

گالیور ماجراهای خود را دقیق، پرکشش و جذاب روایت می‌کند، اما با پرهیز از اظهارنظرهای شخصی در مورد وقایع به خواننده وانمود می‌کند که هرآنچه نوشته همه حقیقت است!

محمود گودرزی، مترجم این کتاب، متولد1356 است. وی آثاری را برای نشرهای مروارید، هیرمند، چترنگ، علمی و فرهنگی، دیبایه و اخیراً افق ترجمه کرد است.

 سفرهای گالیور در 318 صفحه و با قیمت 70 هزارتومان از سوی نشر برج در کتابفروشی ها در دسترس علاقمندان قرار گرفته است.

[کتاب «س‍ف‍رن‍ام‍ه‌ گ‍ال‍ی‍ور» نخستین بار با ت‍رج‍م‍ه‌ م‍ن‍وچ‍ه‍ر ام‍ی‍ری‌ و توسط انتشارات علمی فرهنگی منتشر شده است.]

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...