پیر برگونیوی [Pierre Bergounioux] ‌نویسنده فرانسوی برنده جایزه ادبی زبان فرانسه در سال 2021 شد.

پیر برگونیوی [Pierre Bergounioux]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، پییر برگونیوی،‌ نویسنده، منتقد و مجمسه‌ساز فرانسوی برای مجموع آثارش موفق شد جایزه ادبی زبان فرانسه را -که نخستین جایزه فصل ادبی در این کشور است- به دست آورد.

این جایزه -با ارزش مالی 10 هزار یورو- قرار است روز چهارشنبه 5 نوامبر و در نمایشگاه کتاب بریو به برند‌ه‌اش اهدا شود.

پیر برگونیوی، متولد سال 1949 در بریو لا گیلار فرانسه است. او بعد از انتشار اولین رمانش با عنوان «کاترین» در سال 1984 جوایز ادبی متعددی را از جمله جایزه آلن فورنیه برای دومین رمانش، جایزه فرانس کولتور در سال 1995 برای رمان «خرده نان»، جایزه بزرگ ادبیات SGDL برای مجموع آثارش، جایزه ادبی ویرژیل در سال 2002 و جایزه خوژه کیوآ را در سال 2009 به دست آورد.

او در آخرین اثر خود با عنوان «معنای کلمات» به ذکر خاطرات دوران کودکی‌اش، اشتیاقش به تابلوهای جاد‌ه‌ای و علاقه‌اش در دوران دانشجویی به لغت‌شناسی رمان پرداخته و یک خط موازی مقایسه‌ای بین جستجوی معنای کلمات و جستجوی خودش ایجاد کرده است.

جایزه زبان فرانسه -که اولین جایزه بزرگ فصل ادبی فرانسه به شمار می‌رود- در سال 1986 راه‌اندازی شد. این جایزه هر سال در مراسم افتتاحیه نمایشگاه کتاب بریو، به نویسنده‌ای اهدا می‌شود که سبک نوشتارش به گونه‌ای تاثیرگذار بوده و زیبایی‌ها و ظرافت‌های زبان فرانسه را به مخاطبان نشان دهد.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...