رمان «برگزیدگان» [Chosen ones] نوشته ورونیکا راث [Veronica Roth] با ترجمه هدیه منصورکیایی توسط انتشارات کتابسرای تندیس منتشر و راهی بازار نشر شد.

برگزیدگان» [Chosen ones]  ورونیکا راث [Veronica Roth]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، ورونیکا راث نویسنده این‌کتاب، رمان‌نویس ۳۳ ساله آمریکایی است که سال ۱۹۸۸ متولد شده و در حوزه نگارش رمان‌های علمی‌تخیلی مشغول به کار است. نسخه اصلی رمان «برگزیدگان» او سال ۲۰۲۰ منتشر شد.

در این‌رمان، پنج قهرمان که در نوجوانی جهان را نجات داده‌اند، در دهه‌ سوم زندگی خود قرار دارند و در این‌برهه، با فاجعه‌ای بزرگتر از گذشته روبرو می‌شوند چون باید در معنای قهرمان بودن تجدیدنظر کنند. ۱۰ سال پیش از شروع داستان، پنج‌قهرمان قصه موفق شدند اهریمن سیاهی را نزدیک شیکاگو شکست دهند و بر سلطه جهانی‌اش که همه‌جا را پر از وحشت و ویرانی کرده بود، پایان دهند.

سلون، مت، استر، اینس و البی پنج‌قهرمان داستان «برگزیدگان» هستند که توسط یک آژانس سری دولتی دور هم جمع شده بودند. علت این‌گردهمایی هم این بوده که در پیشگویی‌ها آمده بوده که یکی از این پنج نفر برگزیده‌ایست که جهان را نجات خواهد داد. اما داستان اصلی ده سال بعد از آن‌ماجراها آغاز شده و جهان رو به جلو حرکت کرده است. به نظر می‌رسد همه، آن روزهای وحشتناک را به دست فراموشی سپرده‌اند. اما برای سلون و دوستانش این‌گونه نیست و با مشکل جدیدی روبرو شده‌اند...

این‌کتاب با ۴۲۴ صفحه و قیمت ۱۲۰ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...