جایزه 50هزار دلاری کتاب کرکاس [Kirkus Prize 2021] امسال برندگان خود را طی مراسمی مجازی به میزبانی کتابخانه مرکزی شهر آستین تگزاس اعلام کرد.

جوی ویلیامز [JOY WILLIAMS] غارت» [HARROW]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، مجله ادبی کرکاس ریویو در ایالت تگزاس یکی از مجلات معتبر در زمینه نقد ادبی در کشور آمریکا محسوب می‌شود که هر سال جایزه‌ای را برای تقدیر از کتاب‌های داستانی و مستند و همچنین کتاب‌های ادبیات کودک برگزار می‌کند.

جوی ویلیامز [JOY WILLIAMS] به خاطر نوشتن کتاب «غارت» [HARROW] از انتشارات آلفرد کی. کناف توانست جایزه بخش داستان مجله کرکاس را دریافت کند. در بخش مستند نیز برایان بروم با کتاب «مرا به خدا متصل کن» از انتشارات مارینر بوکس نفر برنده اعلام شد. در بخش کودکان نیز جایزه به کریستینا سونتورنوات با کتاب «همه سیزده‌ساله‌ها» رسید که درباره نجات تیم فیلم تای بویز از یک غار نوشته شده است.

جایزه کتاب مجله کرکاس اولین بار در سال 2014 تاسیس شد و از آن سال تا کنون هر سال 150‌هزار دلار به کتاب‌های برتر در سه رشته داستان، مستند و ادبیات کودک می‌دهد که از نظر ارزش مادی یکی از مهمترین جوایز ادبی در دنیا محسوب می‌شود.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...