مجموعه دوجلدی «عروس دریا» شامل قصه‌هایی درباره دریاچه ارومیه، برای نوجوانان منتشر شد.

عروس دریا قصه‌هایی درباره دریاچه ارومیه

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، این مجموعه دوجلدی به تازگی از سوی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان برای نوجوانان بالای ١۵ سال منتشر شده است.

در مجموعه «عروس دریا»، نویسندگان مختلفی چون محمدکاظم اخوان، محمدرضا یوسفی، جعفر توزنده‌جانی، اعظم مهدوی، عباس جهانگیریان، معصومه یزدانی، زهرا عبدی، محمد رمضانی، عبدالمجید نجفی، مصطفی خرامان، عزت‌الله الوندی، سولماز خواجه‌وند، محمدعلی قربانی و بدری مشهدی، هر کدام از دریچه نگاه خود داستانی درباره ارومیه نوشته‌اند.
همچنین داستان‌های این مجموعه را تصویرگرانی مثل شیما زارعی، راحله برخورداری، مارال دهقانی، رضا مکتبی، مریم طباطبایی، سعیده احمدی و سمانه صلواتی تصویرگری کرده‌اند.
در نوشته پشت جلد «مجموعه قصه‌های عروس دریا» آمده است: «در جهان، جاهایی هست که می‌توان گفت هر کسی تصویرش را می‌بیند، دلش می‌خواهد یک بار هم که شده آنجا باشد؛ جنگل آمازون، آبشار نیاگارا، قله دماوند و دریاچه ارومیه و...»
«مجموعه قصه‌های عروس دریا» با شمارگان ۷۵۰۰ نسخه در قطع وزیری و به قیمت ۱۲هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

در فرودگاه بروكسل براى اولين‌بار با زنى زیبا از رواندا، آشنا می‌شود... اين رابطه بدون پروا و دور از تصور «مانند دو حیوان گرسنه» به پيش می‌رود... امیدوار است که آگاته را نجات دهد و با او به اروپا فرار کند... آگاهانه از فساد نزديكانش چشم‌پوشى مى‌كند... سوییسی‌ها هوتوها را بر توتسی‌ها ترجیح دادند... رواندا به‌عنوان «سوییس آفریقا» مورد ستایش قرار گرفت... یکى از خدمه را به‌خاطر دزدى دوچرخه‌اش به قتل می‌رساند ...
قاعده پنجاه‌ نفر بیش‌تر وعده نگیرین... خرج و مخارج شب هفت رو بدین خونه سالمندان... سر شام گریه نکنین. غذا رو به مردم زهر نکنین... آبروداری کنین بچه‌ها، نه با اسراف با آداب... سفره از صفای میزبان خرم می‌شه، نه از مرصع پلو… اینم خودش یه وصلته... انقدر بهم نزدیک بود مثل پلک چشم، که نمی‌دیدمش ...
دخترک چهارده‌ساله‌ای که دانه برای پرندگان می‌فروشد... چون شب‌ها رخت‌خوابش را خیس می‌کرده، از خانه‌ها رانده شده است... بسیار چاق است و عاشق بازی بیلیارد... در فلوریا بادکنک می‌فروشد و خود عاشق بادکنک است... در ماه‌های اکتبر و نوامبر در منطقه‌ی فلوریا پرنده صید می‌کنند... سرگذشت کودکان سرگردان و بی‌سرپرست استانبول... تنها کودکی که امکان دارد بتواند زندگی و آینده‌اش را نجات دهد ...
می‌خواهد حقوقِ ازدست‌رفته همسرش را به دست آورد، اما برای اثباتِ قابلیتهای خودش و به‌دست‌آوردن مال و جاه به صغیر و کبیر رحم نمی‌کند و دیگران در نظرش در حکم ابزارند... چشم‌انداز من بیشتر متوجه تداوم ادبیاتِ نیاکان بوده و هست... اصل را بر شناخت بگذاریم... اجازه بدهید به‌جای لفظ‌های آزادی و دموکراسی که فرصتِ فهمِ آن به ما داده نشده، بگویم قانون... ملتی که از خودش تهی شود دیگر ارجی نخواهد داشت و بیش از آنکه تا اکنون لِه شده‌ایم لِه خواهیم شد ...
موسیقی زنگ‌دار و پرسروصدا و آشفته و مقطعِ «انسانِ طبیعت/ انسانِ تاریخ» را بر زمینه‌ی سکوت در بیابان/ تمنا به گوش می‌رسانند... دستگاه مستبدانه‌ی خشن با تقسیم‌کردن سرزمین، برخلاف انتظار، مردم را از سرزمین محروم می‌کند و چرخه‌ی وام تمام‌ناشدنی را آغاز می‌کند و اودیپ را ممکن می‌سازد... پس از نقد «خانواده‌ی مقدس» و پنج مغالطه‌ی روانکاوی، مبادرت به تبارشناسی همزمان اودیپ و دولت لازم می‌آید ...