رمان «شاه کوچولو کاله‌ویرش» [Kleiner König Kalle Wirsch] نوشته‌ تیلده میشلز [Tilde Michels] از سوی انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان منتشر شده است.

شاه کوچولو کاله‌ویرش» [Kleiner König Kalle Wirsch] تیلده میشلز [Tilde Michels]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از آنا، رمان «شاه کوچولو کاله‌ویرش» نوشته‌ تیلده میشلز با ترجمه‌ی مهدی شهشهانی به تازگی روانه‌ی بازار نشر شده است.

از نویسنده‌ این کتاب که برای گروه سنی بالاتر از ۱۲ سال (نونگاه) منتشر شده است، پیش از این «مرغابی کارلینه» با همین مترجم در کانون عرضه شده بود.

داستان کتاب «شاه کوچولو کاله‌ویرش» در سرزمینی اسرارآمیز و در عمق زمین روایت می‌شود. کاله‌ویش شاه موجودات زیرزمینی‌ است که دشمنی دارد به نام زوپوی حیله‌گر. او قصد دارد سلطنت را از شاه کاله‌ویرش بگیرد. روزی عوامل زوپو، پادشاه را غافل‌گیر و به او حمله کرده و او را به سرزمین آدمیان می‌اندازد. اما کاله‌ویرش با هم‌دستی و کمک ماکس و جنی که هر دو از آدمیان بودند، به سرزمین خود بازمی‌گردد تا با زوپوی حیله‌گر مبارزه کند، اما این‌که موفق خواهد شد یا نه را در کتاب بخوانید.

بر همین اساس، از این نویسنده‌ آلمانی تاکنون بیش از ۴۰ کتاب منتشر شده که اغلب جوایز بین‌المللی متعددی کسب کرده و بسیاری از آن‌ها به زبان‌های زیادی ترجمه و منتشر شده است.

رمانِ «شاه کوچولو کاله‌ویرش» در ۱۵۶ صفحه با شمارگان ۲هزار و ۵۰۰ نسخه و به قیمت ۱۹هزار تومان از سوی انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان منتشر شده است.

کانون پرورش فکری این کتاب را با رعایت قوانین بین‌المللی نشر (کپی‌رایت) و اجازه رسمی انتشارات Verlag Herder GubH از کشور آلمان، منتشر کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...