آخرین رمان پل استر با عنوان "سفر در اتاق تحریر" به وسیله مهسا ملک مرزبان به فارسی برگردانده شد.

این رمان که فضایی وهم آلود دارد، سال 2006 در انگلیس و دانمارک و سال 2007 در ایالات متحده آمریکا منتشر شد. "شهرزاد لولاچی" و "احسان نوروزی" نیز این کتاب را ترجمه کرده‌اند. استر در این رمان بازهم به گونه‌ای عمل کرده است که شخصیت‌هایی از دیگر آثارش در آن حضور دارند.

"ملک مرزبان" کتاب دیگری از این نویسنده را هم با عنوان "داستان‌های واقعی از زندگی آمریکایی" ترجمه کرده است.

وی درباره این اثر گفت: پل استر زمانی سردبیری یک برنامه رادیویی را برعهده داشت. او در این برنامه 20 دقیقه ای از مردم دعوت کرد تا قصه ای را با مضمون "بهترین اتفاقی که در زندگی شان افتاده است" به رشته تحریر درآورند. به دنبال این طرح و استقبال مردم داستانهای کوتاه متعددی از سراسر کشور به دست استر رسید و او از میان آنها 175 داستان را انتخاب و در قالب کتاب جمع آوری کرد. این اثر شامل همین داستانهاست.

ملک مرزبان علاوه بر این دو اثر، ترجمه و گردآوری "زندگی و آثار بورخس" را زیر چاپ دارد. این کتاب جزو مجموعه نشر مرکز درباره نویسندگان و اندیشمندان جهان است.

به گزارش مهر، ترجمه رمان "به دنبال حسن" نوشته ترنس ادوارد - روزنامه نگار ایرانی الاصل آمریکایی - از فعالیت‌های "مهسا ملک مرزبان" در سال‌های اخیر بوده است. او این کتاب را دو سال پیش به همراه "اسدالله امرایی" ترجمه و توسط نشر تندیس منتشر کرد.

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...