رمان نوجوان «راهنمای اسپوتنیک برای نجات کره‌ی زمین» [Sputnik's Guide to Life on Earth] اثر فرانک کاتریل بویس [Frank Cottrell-Boyce] منتشر شد.

راهنمای اسپوتنیک برای نجات کره‌ی زمین» [Sputnik's Guide to Life on Earth] اثر فرانک کاتریل بویس [Frank Cottrell-Boyce]

به گزارش کتاب نیوز، نسخه اصلی رمان «راهنمای اسپوتنیک برای نجات کره‌ی زمین» در سال 2018 منتشر شده و اکنون از سوی نشر افق با ترجمه بیتا ابراهیمی به کتاب‌دوستان ایرانی ارائه شده است.

فرانک کاتریل بویس (1952- ) فیلمنامه‌نویس، رمان نویس و بازیگرانگلیسی است که به خاطر داستانهای فرزندانش و به دلیل همکاری با کارگردان فیلم دنی بویل معروف است.

در قسمتی از این اثر آمده است:

تو وسط بی‌نهایتی، پس هر جا هستی مرکز جهان است!
پدر بزرگِ پرز همیشه می‌گوید: «قبل از انجام هر کاری، فهرست تهیه کن.» برای همین وقتی پرز با اسپوتنیک ملاقات می‌کند و آن بیگانه‌ی کوچولو به او می‌گوید زمین در حال نابودی است، تصمیم می‌گیرد یک فهرست درست کند. اگر او بتواند ده چیز پیدا کند که ارزش انجام دادن داشته باشند، می‌تواند کتابی با عنوان راهنمای اسپوتنیک برای نجات کره‌ی زمین بنویسد و بعد زمین به چرخش خود به دور خورشید کوچولویش ادامه خواهد داد. اما او فقط تا آخر تابستان وقت دارد و اگر نتواند این راهنما را بنویسد، کار تمام است.

«راهنمای اسپوتنیک برای نجات کره‌ی زمین» اثر فرانک کاتریل بویس در 328 صفحه و قیمت 87 هزارتومان منتشر شده و در دسترس علاقمندان قرار گرفته است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...