کتاب «شب‌به‌خیر بچه گوریل» [Good night, Gorilla]  اثر پِگی رَتمن [Peggy Rathmann] با ترجمه‌ مهدی حجوانی در نوبت اول چاپ منتشر شد.

شب‌به‌خیر بچه گوریل» [Good night, Gorilla]  اثر پِگی رَتمن [Peggy Rathmann]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از فارس، کتاب «شب‌به‌خیر بچه‌گوریل» یکی از بهترین نمونه‌های کتاب تصویری است که تصویر و متن هر دو در شکل‌گیری قصه‌اش نقش دارند و نمی‌توان یکی از آن دو را حذف کرد. تصویرهای این کتاب، گذشته از اینکه به‌لحاظ طراحی، کودکانگی، طنز و فضاسازی بسیار پر قدرت است اما در کنار این ویژگی‌ها بسیار ساده است و قصه را هم به زیبایی روایت می‌کند.

در کتاب «شب به‌خیر بچه‌گوریل» نقش اصلی بر عهده‌ تصویرهاست و استفاده از پالت رنگی شاد، خارق العاده و امید بخش، حس آرامش را به بچه القا خواهد کرد و سعی می‌کند بستری آرام در راستای آماده کردن کودک برای خواب ایجاد کند.

اهمیت چنین کتاب‌هایی به این است که توانایی تصویرخوانی را در کودکان بالا می‌برند و سواد بصری (Visual Literacy) آنها را افزایش می‌دهند. پیداست که خردسالان هرقدر خود با قوه‌ تصویرخوانی و نه دخالت بزرگ‌ترها روایت و قصه‌ کتاب را درک کنند، توان تصویرخوانی و سواد بصری‌شان بالاتر می‌رود.

مهدی حِجوانی نویسنده و پژوهشگر معاصر ایرانی است. شهرت او به خاطر کتاب‌هایی است که برای کودکان و نوجوانان نوشته و فعالیت‌هایی است که در زمینه نقد ادبیات کودک و نوجوان انجام داده‌ است.

کتاب‌های بنفشه واحد کودک و خردسال انتشارات قدیانی کتاب «شب‌به‌خیر بچه گوریل» را با ترجمه مهدی حجوانی در قطع وزیری به صورت بورد‌بوک با قیمت ۵۰۰۰۰ تومان عرضه کرد.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...