مجموعه داستان «سردسته‌ها» اثر ماریو بارگاس یوسا، نویسنده پرویی، به فارسی ترجمه شد. این کتاب از تازه‌های نشر چشمه در بیست و دومین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران است.

سردسته‌ها» اثر ماریو بارگاس یوسا The Cubs and Other Storie


به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، این مجمومه داستان 115 صفحه‌ای را آرش عزیزی به فارسی ترجمه کرده است.

بارگاس یوسا این مجموعه داستان را در سال 1959 میلادی نوشته و منتشر کرده است. ترجمه انگلیسی این کتاب، 20 سال پس از انتشار نسخه اصلی و با نام «The Cubs and Other Stories» منتشر شده است.

نسخه انگلیسی این کتاب 160 صفحه چاپی را اشغال کرده و نسخه فارسی آن در 115 صفحه منتشر شده است.
از یوسا، تاکنون آثاری چون «مردی که حرف می‌زند»، «سور بز»، «واقعیت نویسندگی»، «راز قتل پالومینو مولرو»، «دوشیزه خانم تاکنا» و «سال‌های سگی» در ایران به انتشار رسیده‌اند.

بیش‌تر آثار این نویسنده در ایران توسط عبدالله کوثری ترجمه شده‌اند؛ هرچند مترجمان دیگری چون اسدالله امرایی نیز برخی از آثار او را به فارسی برگردانده‌اند.
................ هر روز با کتاب ...............

پرسش اصلی رمان صرفاً این نیست که آیا آرمان‌ها شکست خورده‌اند یا نه. پرسش عمیق‌تر این است: انسان پس از شکست آرمان‌ها چگونه می‌تواند همچنان معنا و هویت خود را حفظ کند؟ پاسخی که ابراهیم برمی‌گزیند، نه پیروزی است و نه تسلیم. او راهی دیگر را انتخاب می‌کند: پذیرفتن شکست تاریخی، بدون آنکه به خیانت، گریز از واقعیت یا انکار زندگی پناه ببرد ...
گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...