۲۰ عنوان کتاب صوتی از مجموعه «کتاب‌ آوا» توسط انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان منتشر شد.

۲۰ عنوان کتاب صوتی برای کودکان و نوجوانان

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، ۲۰ عنوان اثر یادشده در قالب چهار لوح فشرده از مجموعه کتاب‌های شنیداری کانون پرورش فکری به بازار آمد، این مجموعه برای دو گروه سنی نوباوه (۴+ سال) و نونهال (۹+ سال) طراحی شده و هر کدام شامل ۱۰ قصه است که از سوی مربیان برگزیده و قصه‌گویان شاخص کانون پرورش فکری و یک گوینده قصه‌های شب رادیو، روایت شده است.

در رده سنی نوباوه (۴+ سال) ۱۰ عنوان کتاب با نام‌های بود و بود و بود… ۱و۲، سروده افسانه شعبان‌نژاد و شکوه قاسم‌نیا؛ ماه مهربان، نوشته مرجان فولادوند و گل اومد بهار اومد، سروده منوچهر نیستانی با صدای آزاده مقدم، «بچه‌ها و کبوترها» نوشته سیروس طاهباز با صدای مریم شفیع‌زاده، «دوستی زیباست» نوشته آن ماری شاپوتون، ترجمه مصطفی سلیمی با صدای پاییزه طاهری، «خانم چمن و درخت زردآلو» به نویسندگی و روایت افسانه شعبان‌نژاد، «خداحافظ راکون پیر» نوشته کلر ژوبرت، «قصه عمو نوروز و خاله نوبهار» نوشته شکوه قاسم‌نیا هر دو با صدای آزاده مقدم و «خاله ستاره و بزغاله» با صدای مهتاب شهیدی روایت شده است.

در عین حال در این مجموعه «آتشی بالای کوه» نوشته جین کورتز و ترجمه مهدی حجوانی با صدای مریم شفیع‌زاده، «پرواز کن! پرواز!» نوشته کریستوفر گریگوروسکی و ترجمه محسن چینی‌فروشان با صدای مهرانگیز اخوی، «چرا دعوا می‌کنی؟» نوشته بریجیت ونینگر و ترجمه بهمن رستم‌آبادی با صدای پروانه کیانیان، «خزان برگک» نوشته لئو بوسکالیا و ترجمه ر. فرهنگ با صدای صغری ملکی، «ماهی‌گیر و بهار» نوشته مژگان کلهر با صدای آزاده مقدم، «یکی بود» نوشته سوسن طاقدیس با صدای کبری بابایی، «بابا برفی» نوشته جبار باغچه‌بان با صدای آمنه شکاری و «کرم سه نقطه» نوشته سروناز پریشان‌زاده، «قدم یازدهم» نوشته سوسن طاقدیس و «قصه دوتا لاک‌پشت تنها» نوشته مصطفی رحماندوست هر سه با صدای آزاده مقدم در رده سنی نونهال (۹+ سال) روایت شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...