کتاب «پدر و مادر من هم جدا شده‌اند» [My parents are divorced too : a book for kids by kids] با موضوع طلاق و زناشویی مجدد والدین و چگونگی درک آن از سوی کودکان از سوی انتشارات لوح فکر منتشر شد.

در و مادر من هم جدا شده‌اند» [My parents are divorced too : a book for kids by kids]

به گزارش خبرنگار ایلنا، کتاب «پدر و مادر من هم جدا شده‌اند» نوشته مشترک «ملانی فورد، آنی فورد و استیسون فورد» [ Steven Ford, Melanie Ford, Jann Blackstone-Ford, Annie Ford] با ترجمه رضا محمدمهر از سوی انتشارات لوح فکر وارد بازار کتاب شد.

این کتاب که با زیر عنوان «کتابی برای بچه‌ها به زبان بچه‌ها» منتشر شده به موضوع طلاق و زناشویی مجدد والدین و چگونگی درک آن از سوی کودکان می‌پردازد.

مطالب کتاب با زبانی ساده و قابل فهم برای کودکان، از مرحله شروع جدایی تا آخرین مرحله یعنی پذیرش و سازگاری با خانواده جدید نوشته شده است.

در پشت جلد آن که مخاطبان کودک و نوجوان را هدف قرار داده، چنین نوشته شده است:

«هر فصل از این کتاب، به بخش‌‌های مختلفی تقسیم شده ودر مورد مسائل مختلفی صحبت می‌کنه. مثلا درباره احساسات شما، وقتی از پدر یا مادرتون دور می شید، یا به یه خونه جدیدی می‌روید. ما در مورد ارتباط جدید پدر و مادرتون و ازدواج مجدد اونا با با یک آدم دیگه و خانواده جدیدتون با شما حرف می‌زنیم. در هر بخش سوالاتی رو که برامون وجود داشت مطرح می‌کنیم و امیدواریم برای شما مفید باشه. فهرست کردن سوالات به این دلیله که اگر شما نخواستید تمام کتاب رو بخونید، بتونید فقط سوالاتی رو که براتون پیش اومده مطالعه کنید. شما می‌تونید فقط به همان مطالبی بپردازید که بهشون علاقه دارید و درباره‌اش مشورت بگیرید.

ما براتون می‌گیم که نگرانی شما در این مورد که طلاق پدر و مادر تقصیر شماست،‌ اشتباهه. یا اینکه چطوری می‌تونید از این مشکل خانوادگی احساس بهتری پیدا کنید.

اگر به جدول ابتدای کتاب نگاه کنید، تمام موضوعات هر فصل رو می‌تونید پیدا کنید. بنابراین فصل یک رو ورق بزنید و ببینید ما چی فکر می‌کنیم.»

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...