عروسک دوتوک، دست‌ساز سنتی زنان خراسان جنوبی تازه‌ترین تولید کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان است که با عنوان کتاب عروسک در یک بسته ارائه می‌شود.

کتاب عروسک برای بچه‌های ایران

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، کتاب عروسک قرار است از این پس با همکاری مشترک دو اداره کل «نظارت بر انتشارات» و «سرگرمی‌های سازنده و بازی‌های رایانه‌ای» کانون در سبد خرید کالاهای فرهنگی خانواده‌های ایرانی قرار بگیرد و از این راه از سازندگان عروسک‌های سنتی ایران به عنوان حافظان این هنر ارزشمند بومی حمایت شود.

در این زمینه مدیرکل نظارت بر انتشارات کانون توضیح داد که کار چاپ کتابی با عنوان «دوتوک، عروسک کوچک بلوچی» در کانون در مراحل پایانی قرار گرفته است اما ساخت عروسک به‌دلیل مشکل شیوع کرونا و اهمیت رعایت مسائل بهداشتی کمی با وقفه روبه‌رو شد اما امیدواریم به‌زودی این عروسک‌ها هم آماده شود و در داخل این بسته قرار بگیرد.

روح‌الله کاظمی‌زاده از انتشار یک کتاب دیگر با عنوان «یک تجربه‌ زیبای عروسکی» خبر داد و گفت: احتمال دارد این کتاب را نیز در همان بسته و در کنار عروسک دوتوک ارائه کنیم. نویسنده هر دو کتاب زهره پریرخ است و پژوهش‌گری آن را افسانه احسانی برعهده‌ داشته است.

به‌گفته‌ او، این عروسک‌های سنتی را زنان سرپرست خانوار استان خراسان جنوبی با استفاده از مواد حافظ طبیعت درست می‌کنند و قرار است در سه نوبت پیاپی این بسته در شمارگان ۲۵۰۰ نسخه و در مجموع ۸۵۰۰ نسخه و در بسته‌بندی متفاوتی عرضه شود.

عروسک‌های بومی و دست‌ساز «دوتوک» در فرهنگ مناطقی از استان‌های خراسان جنوبی و مناطق بلوچ‌نشین استان سیستان و بلوچستان ریشه دارد و یادآور لالایی‌ها، شعرهای قدیمی و خاطرات زندگی روستایی و عشایری است.

هر کودک و زن این روستاها عروسکی می‌سازد و داستان زندگی‌اش را در قالب این عروسک روایت می‌کند.

قرار است کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در آینده تعدادی از عروسک‌های بومی و سنتی ایران را در قالب پروژه «کتاب عروسک» در اختیار کودکان و نوجوانان قرار دهد.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...