زرتشت اخوان‌ثالث که به تازگی کار ویرایش یادداشت‌های مهدی اخوان‌ثالث بر «امثال و حکم» علامه دهخدا را به پایان رسانده است از انتشار صدا و تصویر جدیدی از پدرش خبر داد.

زرتشت اخوان ثالث، فرزند مهدی اخوان‌ثالث و مدیر انتشارات زمستان به فارس، گفت: متاسفانه به رغم به پایان رسیدن کار ویرایش یادداشت‌های مرحوم اخوان که قرار است با عنوان "ذیلی بر امثال و حکم دهخدا " منتشر شود، این کتاب به نمایشگاه امسال نمی‌رسد.


وی همچنین عنوان کرد: کتاب "مجموعه آثار مهدی اخوان‌ثالث " و قسمت سوم "مجموعه مقالات " که چند وقتی است در انتظار دریافت مجوز انتشار هستند نیز از رسیدن به نمایشگاه بازماندند و تقریبا هیچ کتاب تازه‌ای از مرحوم اخوان در نمایشگاه امسال عرضه نمی‌شود.

وی ابراز امیدواری کرد که در سال جاری، این آثار و نیز 4، 5 کتاب منتشر نشده اخوان به همراه صدا و تصویر تازه‌ای که تاکنون در جایی نمایش داده نشده‌اند، بتوانند به بازار کتاب راه پیدا کنند.

وی با بیان اینکه تاکنون کار انتخاب و ویرایش صدا و تصویر به جا مانده از اخوان ثالث انجام نگرفته است، تصریح کرد: به همین دلیل و نیز به سبب کیفیت نامناسب سیستم‌های صوتی و تصویری آن زمان، مدت زمان این صداها و تصاویر به درستی مشخص نیست.

فرزند زنده‌یاد مهدی اخوان‌ثالث در پایان با ابراز گلایه از نامشخص بودن وضعیت منزل مسکونی اخوان، خاطرنشان کرد: متاسفانه به رغم آنکه این خانه به عنوان اثرملی به ثبت رسیده است اما تاکنون هیچ اقدام موثری در زمینه بهره‌برداری از آن صورت نگرفته و تکلیف ما در این زمینه مشخص نیست.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...