رمان بینوایان، شاهکار ادبی ویکتور هوگو از جمعه 16 فوریه تا یکشنبه 18 فوریه به صورت نمایشی تمام موزیکال و توسط بیش از 75 دانش آموز دبیرستانی در سالن شورای هنر رم روی صحنه می‌رود. 

دانش آموزان رم بینوایان ویکتور هوگو را به صورت نمایش تمام موزیکال اجرا می‌کنند.

به گزارش میراث خبر به نقل از رم نیوز – تریبون، بیش از 75 دانش آموز دبیرستانی از جمعه 16 فوریه (27 بهمن) تا یکشنبه 18 فوریه (29 بهمن) در سالن شورای هنر رم و تحت کارگردانی "مورگان مک کراری" این نمایش موزیکال را برای شهروندان رم اجرا می کنند.

مک کراری در این باره گفت:«خوشبختانه تنها نسخه مجاز نمایشنامه‌ای که با اقتباس از بینوایان نوشته شده، اتفاقاً ویژه اجرای دانش آموزان دبیرستانی است.»

او افزود:« این خود اجرای نمایش را برای دانش آموزان آسانتر می‌کند هر چند این که دانش آموزان باید تا پایان نمایش آواز بخوانند، برایشان قدری دشوار است.»

در این نمایش حتی یک سطر منثور از دهان بازیگران خارج نمی‌شود و این خود سبب می‌شود که نمایش بیشتر شبیه یک اپرا باشد تا یک نمایش موزیکال، چرا که تمام دیالوگ‌های نمایش به صورت آواز است.

رمان "بینوایان" در زمره مشهورترین رمان های قرن نوزدهم میلادی قرار دارد که در عین پرداختن به داستانی انسانی و عاشقانه، رویدادهای تاریخی دو دهه بحرانی فرانسه را نیز دربرمی گیرد.
 

تمام کارهایم به خودم نزدیک است از لحاظ تم و مضمون... یک شخصیت صددرصد فروپاشیده می‌خواستم... در خودم سال‌هاست این بی‌مرزی را ساخته‌ام. بی‌مرزی نه به این عنوان که متعلق به جایی نباشم، ترجیح می‌دهم متعلق به مرزی نباشم، ولی داستان‌هایم قصه‌های آدم‌هایی است که میان این دو مرز سرگردانند... داستان‌نویسی را بیانیه اجتماعی و سیاسی نمی‌دانم ...
هیچ خبری از حجاب راهبه‌ها و سوگند خوردنشان نیست، درعوض آیرا از سنت روایت پیکارسک استفاده می‌کند... مرا آماده کرده‌اند که فرشته‌ باشم، فرشته‌ نگهبان همه‌ مجرمان، دزدها و قاتلان... این کارهای خوبی که در تنهایی و خیالاتش انجام می‌دهد، سزار را تبدیل به راهبه می‌کند. ولی، در زندگی واقعی، او یک دروغگوی قهار است... رمز و راز دروغگوی خوب‌ بودن را فاش می‌کند: «باید خیلی قانع‌کننده وانمود کنی که چیزهای واضح را نمی‌دانی.» ...
متوجه ماده‌مگس جوانی شد که در مرز میان پوره و سس نشسته بود... پوست آبدار و سبزش، بانشاط زیر نور خورشید می‌درخشید... دور کمرش چنان شکننده و ظریف بود که گویا می‌توانست با سبک‌ترین نسیم بشکند... جابه‌جایی حشره و انسان و توصیفات آبدار و تنانه از مگس علاوه بر شوخی شیطنت‌آمیز پلوین با توصیفات رمان‌‌های احساساتی و حتی کلاسیک، کاریکاتورگونه‌ای است گروتسک از وضعیت بشر ...
سیر آفاق و انفس مردی جوان و آمریکایی به‌نام لاری برای یافتن معنای زندگی است که از غرب تا شرق عالم را طی می‌کند... تحت تاثیر زیبایی او نمی‌تواند بدی‌هایش را ببیند... زنی سطحی، حسود و کینه‌توز است... به نظر من آن‌ها که می‌گویند عشق بدون شهوت می‌تواند وجود داشته باشد، چرند می‌گویند. وقتی مردم می‌گویند بعد از آنکه شهوت مرد، عشق هنوز زنده است، دارند از چیز دیگری صحبت می‌کنند که عشق نیست، انس و مهر و همخویی و عادت است ...
بسیاری از مردم اطلاعات گسترده‌ای پیرامون انسان و جهان و طبیعت و شریعت در ذهن جمع‌آوری می‌کنند اما در برابر ساده‌ترین آسیب‌های نفسانی؛ تمایلات ناصواب درونی زانو می‌زنند... برخی رنج‌ها آدمی را از پای در می‌آورند؛ از ارزش و آرامش جان می‌کاهند و اثری تلخ و گاهی جبران‌ناپذیر در زندگی از خود به جای می‌گذارند. رنج دلبستگی‌های حقیر؛ رنج برخاسته از جهل و نادانی و رنج وابستگی به تایید و تکذیب دیگران از این جنس است. ...