• 08 تیر 1400

    هرژه-و-قصههای-تن-تن-و-میلو-شهرام-اشرف-ابیانه

    وقتی وارد مدرسه شد، آن‌جا را زیادی کسل‌ کنند‌ه یافت. پس ترکش کرد و وارد دبیرستان پیش‌آهنگان نیروی دریایی شد... ما مدام منتظر حادثه‌ای هستیم اما هربار متوجه می‌شویم رودست خورده‌ایم... تقطیع‌ها در صحنه‌های داخلی، خاصه در گفت‌وگوی دو نفره‌ی شخصیت‌ها‌، کاملا‌ از شیوه‌ی دکوپاژ نماهای «پلانو‌»یی‌ فیلم‌های‌ هالیوودی تبعیت می‌کند‌...فیلم‌های جیمزباند در دهه‌ی بعد، وامدار قصه‌های تن تن‌ بودند‌... بعد از جنگ، به ماجراهای‌ تن‌ تن به علت همکاری هرژه با نازی‌ها چندان اعتنایی نمی‌شد... شخصیت ملی بلزیک شد ...

  • 06 خرداد 1400

    بررسی-فرایند-اقتباس-از-زنان-کوچک-شاهپور-شهبازی

    ادبیات یکی از فرزندان ارجمند هنر و سینما ته‌تغاری خانواده هنر است... در سینما مخاطب نه با گزارش خیال، بلکه با «تصویر خیال» مواجه است... در نسخه 1994 برای شخصیت جو و سایر شخصیت‌ها از بازیگران دیگری استفاده شده است، که به لحاظ پیکرشناختی بسیار متفاوت‌تر از نسخه 2019 هستند... در نسخه 2019 محتوا کلاسیک و شکل روایت مدرن است اما رمان از منظر محتوا و شکل کلاسیک است... اگرچه به دلیل نگاه نویسنده هیچ شخصیت شرور و سیاهی در هر دو نسخه وجود ندارد، اما مرز میان بدی و خوبی خاکستری نیست ...

  • 20 آذر 1399

    ربهکا-به-روایت-هیچکاک-فیلم

    ربه‌کا یا ریوکا در عبری امروزی یا ربقاه یا رفقه در عهد عتیق (به معنی فریبنده) نام مادر یعقوب پیامبر است... از زمان انتشار اولین نسخه‌ از رمان ربه‌کا در سال 1938 تا به امروز حداقل 4 اقتباس سینمایی و سریالی بر اساس آن تولید شده است... دلم می‌خواست دستگاهی اختراع می‌کردم که خاطره رو نگه می‌داشت مثل عطر تو شیشه و این خاطره هرگز محو نمی‌شد و من هر وقت دلم می‌خواست می‌تونستم در بطری رو باز کنم و خاطره رو از نو تجدید کنم... همچنان ساخته‌ی آلفرد هیچکاک با بازی لارنس اولیویر و جون فونتین، بهترین است ...

  • 20 اردیبهشت 1399

    زوربای-یونانی-وقتی-خون-زن-حلال-بود-طه-جم

    برای زن بیوه‌ی جزیره‌ی کِرت، از کابین عشق تا آغوش مرگ، فاصله زیادی نیست. تمام مردان جزیره - و حتی بسیاری از زنان - صف کشیده اند تا خونِ زنی که سالهاست در هوسِ هیچ کدام از آنها شریک نشده را بریزند. و عجیب اینکه این حکایتِ همیشه‌ی روزگار بوده و هست. آری! هست. تماشاچیان وحشی و خون ریز ساحل ِ کرت، اکنون جای خود را به تماشاچیان متمدن! و خون ریز شبکه های اجتماعی داده اند. مردان و زنانی که به دیگران به چشم «ابزار» می نگرند؛ نه انسان. ابزاری برای لذت ...

  • 16 آذر 1395

    مقایسه-کتاب-و-سریال-بازی-تاج-و-تخت-بهزاد-طالبی

    مسافرت برن و جوجن و میرا و هودور به سمت دیوار در کتاب پر است از داستانها و افسانه­‌هایی که برن از دایه‌­اش شنیده یا میرا و جوجن از شهرشان می­‌گویند. اما در سریال اکثر این داستانها حذف شده است... تعداد زیادی از دیالوگهای دونال نوی در سریال به تیریون داده شده است... تیریون به جای پدرش نقش دست راست پادشاه را ایفا می­‌کند و برخلاف ند استارک بسیار هوشمندانه حکومت می­‌کند و تمام جاسوسان خواهرش را زیر نظر می­‌گیرد... دنریس در کارت وارد خانه نامیرایان می­‌شود و در آنجا از اتاقهای مختلفی عبور می­‌کند... ...

  • 07 مهر 1395

    من-پیش-از-تو-در-گفتوگو-با-جوجو-مویز

    جذب تنش آن آدم‌هایی می‌شوم که با محیط پیرامون‌شان سازگاری ندارند... طرفدار پروپاقرص مکتب «همان رفتاری را انجام بده که دوست داری با تو بشود» هستم... هفت کتاب نوشتم که یک خنده ریز هم در بین کلماتش پیدا نمی‌شد... یکی از چیزهایی که در این داستان دوست دارم تعداد زن‌هایی است که عاشق «ویل» می‌شوند... متوجه می‌شدیم که این صحنه در کتاب، صحنه‌ای بی‌مصرف در فیلم است... دارم گریه می‌کنم و یک جورهایی هم می‌خندم. خیلی عصبانی‌ام ...

Loading
با پیراهن «مارک» و کفش پاشنه‌دار آمده است «پیک نیک». نه درک درستی از طبیعت‌گردی دارد، نه فهمی از کارکرد دورهمی دوستانه. «جولیا» برخلاف جودی در «گلخانه» و زیر انبوهی از چراغ‌های «مجازی» و در «شرایط خاص» بزرگ شده است... جودی اما همچون گلی که در کنار صخره روییده، «هر لحظه» آماده‌ی مواجهه با انواع گوناگون «حیات» است، چه آفتاب مطلوب و گرم باشد، چه طوفان و باد و باران ...
نسخه‌ی ویژه‌ی «لوپین» [استاد دفاع در برابر جادوی سیاه] برای مقابله با هر چیز ترسناکی: مسخره شو... یکی از توانمندی‌های ذاتی! ما ایرانیان را شکوفا کرد: تبدیل یک موقعیت هولناک به سوژه‌ای برای شوخی و خنده... برای مخاطب ایرانی فرقی نمی کند؛ مثل شاگردان «لوپین» عصای جادویی‌شان را تکان می‌دهند و موقعیتی «مضحک» می‌سازند و قهقهه سر می‌دهند... ...
باسکرویل جوان دلباخته خواهر استاپلتون می­‌شود؛ زنی دلربا که در آن اطراف ساکن است... همین که ساعت مرگ به صدا درمی‌­آید، شیطانی با شمایل سگی عظیم‌­الجثه بر آنان ظاهر می­‌شود... پسر برادر اوست که به دلیل عادات غیراخلاقی‌­اش از طرف خانواده طرد شده... دو زن به همراه دارد که هر دو به یک اندازه دلباخته او هستند و ناخواسته با او همدست شده‌­اند... سرخورده از عشق، از مهلکه جان به در می­‌برد ...
تمام دکترهای خوب یا اعدام شده‌اند یا تبعید! دکتر خوب در مسکو نداریم... رهبر بزرگ با کالبدی بی‌جان و شلواری خیس در گوشه‌ای افتاده است... اعضای کمیته‌ی رهبری حزب مخصوصا «نیکیتا خروشچف» و «بریا» رئیس پلیس مخفی در حال دسیسه چینی برای جانشینی و یارگیری و زیرآب‌زنی... در حالی‌که هواپیمای حامل تیم ملی هاکی سقوط کرده است؛ پسر استالین و مدیر تیم‌های ملی می‌گوید: هیچ هواپیمایی سقوط نکرده! اصولا هواپیماهای شوروی سقوط نمی‌کنند ...
نوجوان برای رشد و تکمیل شخصیتش، نظر به قهرمان دارد. قهرمانِ فانتزی و خیالی، شخصیت خیال پرداز می‌سازد و قهرمان‌هایی که زندگی ملموس و تجربه‌های واقعی دارند؛ «خلاقیت» و «توانایی حل مشکل» را می‌آموزند. مجموعه ۱۳ جلدی «ماجراهای ناگوار» که در ایران با نام «بچه‌های بدشانس» نیز ترجمه شده‌ است؛ ۳ قهرمان از گروه دوم دارند: دو نوجوان و یک کودک که به تازگی یتیم شده‌اند و درگیر مشکلات ریز و درشت «زندگی واقعی» ...
یک «نظامی سابق»(تام کروز) که ردیف بلندی از مدال‌های افتخار را یدک می‌کشد، به دختر دادستان (رزاموند پایک) که از قضا وکیل یک «نظامی سابق»ِ دیگر است می‌گوید: چهار نوع آدم وارد ارتش می‌شوند: اول. آنهایی که شغل خانوادگی‌شون اینه. دوم. آدمایی که برای کسب درآمد و امرار معاش، اسلحه به دست می‌گیرند. سوم. اونایی که وطن پرستند؛ و چهارم آدمایی که برای «کشتار آدم‌ها با مجوز قانونی» به نظام می‌پیوندند. ...
جوزفین عشق سوزان تئودور را رد کرده است و حالا با مادر درد دل می‌کند: حس می‌کنم که زن‌ها در کنار قلب، ذهن و روح هم دارن. و در کنار زیبایی، آرزو و استعداد هم دارن. و خسته شدم از اینکه همه می‌گن عشق تنها چیزیه که برای زن‌ها مناسبه... ولی خیلی تنهام... اقتباس هنرمندانه‌ی گرتا گرویگ از رمان زنان کوچک اثر لوییزا می الکات با بازی «سورشا رونان» در نقش جو مارچ، «تیموتی شالامی» در نقش لاری و «لورا درن» در نقش ابیگل مارچ ...
سریال ۱۴ قسمتی ساخت بی‌بی‌سی... دنیا از نگاه ایمی و آرتور ... سریالی خوش ساخت و دیدنی که ضمن نمایش شکاف طبقاتی و اخلاقیات اشرافی حاکم بر جامعه انگلستان در دوره ویکتوریا به کاغذبازی لجام گسیخته و فساد حکومتی دستگاه‌های مختلف نیز پرداخته است... گوشه‌هایی از بازی کلر فوی [Claire Foy] در نقش «ایمی دوریت» و متیو مک‌فادین [Matthew Macfadyen] در نقش آرتور کلنام. ...
اقتباسی وفادارانه است از رمان ایرج پزشک‌زاد... دیالوگهای جذاب و بازی درخشان بازیگران در لوکیشین تاریخی «مجموعه امین السلطان» و صدالبته هجو و هزل و نیشخند بسیاری از عادات و آداب و سنن ایرانی، باعث شده است که این مجموعه در حافظه تاریخی ایرانیان ثبت شود. گوشه‌هایی از این سریال را ببینید با بازی مرحوم اسماعیل داورفر در نقش دوستعلی‌خان و با صدای زنده‌یاد عزت‌الله مقبلی ...
دادگاه‌های تفتیش عقاید و دیگر فجایع کلیسا در قرون وسطا برای برخی ابزار تحقیر مسیحیان و حجتی! بر حقانیت خویشتن است؛ اما نباید فراموش کرد که همان سنت‌های الهی که با مسیحیان شوخی نداشت، با ما مسلمانان هم تعارف ندارد. داستان سوارشدن اهالی متون مقدس بر جهل مردم به نام دین و باجگیری روحانیت اشرافی از قدرت، در طول تاریخ بشر، یک داستان تکراری با نتایج تکراری ست. حتی برای اهالی کتاب و سنت اسلامی: «ایمانی که با ترس آمده باشد؛ با خنده خواهد رفت.» ...
ویوین لی در نقش اسکارلت... آرزوها، عشق‌ها و هوس‌هایی که بر باد رفته... زمین داران «جنوبی»، سرمست از باده‌ی عصرانه و هیجان زده از غروری کاذب، رجز جنگ می‌خوانند: باید التماسمون کنند برای صلح!... هر جنوبی بیست نفر از شمالی‌ها رو لت و پار می‌کنه!...توی حمله‌ی اول کارشون رو می‌سازیم!... اشلی با اطمینان می‌گوید: بیشتر بدبختی‌های دنیا به علت جنگ است. و زمانی که جنگ تمام می‌شود، هیچکس نمی‌داند علت آغازش چه بود؟!... در جنگهای داخلی آمریکا، «جنوب» شکست خورد. ...
ناخدا خورشید اقتباس خوش‌ساخت و به شدت بومی ناصر تقوایی از «داشتن و نداشتن» همینگوی است... داستان فیلم در بندر لنگه و حوالی دهه چهل شمسی رخ می‌دهد... کشمکشی میان «خواجه ماجد» طماع، «فرحان» دلال، چند تبعیدی سیاسی، ماموران حکومت و ناخدا خورشید... بخشی از سکانس آشنایی فرحان با ناخدا را ببینید با بازی داریوش ارجمند در نقش ناخدا، علی نصیریان در نقش فرحان و سعید پورصمیمی در نقش «ملول» جاشوی «بمبک» ...
در تور دار و دسته فاگین پیر می‌افتد. یهودی دزدی که در محله‌‌های فقیرنشین لندن بر دزدان و فواحش پادشاهی می‌کند... تا امروز، نزدیک به 20 بار و با فیلمنامه‌های متفاوت بر روی پرده سینما و تلویزیون رفته است... الیور به اشتباه به جای دزد دستگیر شده است و مالباخته که شخصی فرهیخته است با قاضی دادگاه درباره‌ی حقوق متهم جدل می‌کند. طنز تلخ دیکنز در نقد دستگاه قضایی... خدا رو شکر کن که این کتابفروش ازت شکایت نکرد! ...
فیلمنامه‌ بر اساس رمان جین هنف کورلیتز نگاشته شده... زوج میانسالی با بازی نیکول کیدمن در نقش «گریس فریزر» تراپیست و روانکاور و هیو گرانت در نقش «جاناتان سش فریزر» پزشک و جراح بیماری‌های سرطانی... سانتی‌مانتالیسم رایج در فیلم ترغیبی است برای به رخ کشیدن لایف استایلی از زندگی لاکچری... هنرپیشه و آوازه‌خوان ایتالیایی به عنوان راس سوم مثلث عشقی... زنی نقاش با درونیات مالیخولیایی که به دنبال گمشده درون خود است ...
در نقش پدر دوقلوها ... فیلمنامه‌ی این اثر اقتباسی بومی شده از رمان اریش کستنر است... هنرنمایی مرحوم ناصر چشم آذر در مقام نویسنده‌ی ترانه‌های متن... دغدغه‌های ذهنی خانواده‌ها و روش حل مساله به سبک ایرانی؛ مخصوصا حضور پررنگ مادربزرگ بچه‌ها در داستان، از تفاوت‌های مثبت فیلمنامه با رمان مبدا است... استفاده‌ی به‌جا و جذاب کارگردان از ترانه‌های کودکانه در پرورش شخصیت آهنگساز ایرانی از دیگر نقاط قوت اقتباس پوراحمد است ...
مادر رفته است؛ در سکوت. و پدر با همان چشم‌های بسته و در سنگر خالی دشمن! همچنان رجز می‌خواند... در 5 رشته: بهترین فیلم، بهترین کارگردانی، بهترین فیلمنامه، بهترین بازیگر نقش اول مرد (داستین هافمن) و بهترین بازیگر نقش اول زن(مریل استریپ) اسکار گرفت... احساس می‌کند سالهاست به تنهایی بار مسئولیت یک زندگی مثلا «مشترک» را به دوش کشیده است و حالا برای کسب جایگاه اجتماعی و رسیدن به آرزوهای تلف شده‌ی دوران مجردی، خانه را ترک می‌کند ...
سالینجر در نامه‌ای تقاضا می‌کند فیلم با بازی خودش در نقش هولدن کالفیلد و در برابر مارگارت اوبراین عملی می‌شود... مارلون براندو، جک نیکلسون، توبی مگوایر و لئوناردو دی‌کاپریو بارها برای خرید اقتباسی سینمای فیلم تلاش می‌کنند؛ اما مرغ سالینجر یک پا داشت... نتیجه کار فاجعه‌بار است. فیلم مورد انتقاد قرار می‌گیرد و نظرات منفی حواله‌اش می‌شود... شاید سالینجر و وارثانش نمی‌دانند چقدر راحت می‌شود در ایران «ناطوردشت» را اقتباس کرد! ...
پویانمایی «زرزری کاکل‌زری» با اقتباس از «گل‌زری کاکل‌زری» ساخته شده است... کی کفش نو داره بگین؟! کجای بازاره بگین!؟ از این وره و از اون وره!... بازی‌های نمایشی مجموعه «بازی، شعر، نمایش» تلفیقی از بازی، شعر و نمایش هستند که با الهام از ترانه‌های موجود در ادبیات عامیانه و با موضوع طبیعت سروده شده‌اند. کودکان با آثاری از این دست احساس نزدیکی بیشتری می‌کنند و این آثار آنها را در سرگرم شدن و یادگیری بهتر و بیشتر یاری می‌کند ...
در جهان ساخته پولمن، همراه هر آدمیزادی، حیوانی است که تجلی جسمانی روح و درونیات او است... این مجموعه را شاید بتوان نوعی گذر از کودکی به بزرگسالی با روایتی فانتزی دانست. تصویری که پولمن از بزرگسالی ارائه می‌دهد، تلفیقی است از دسترسی به نیرویی فوق‌العاده اما همزمان دردناک... لرد ازریل، دانشمند تحت تعقیب کلیسای اعظم است ...
او به پاپ سینمای پاپ شهرت یافته... چگونه صد فیلم در هالیوود ساختم و هرگز پشیزی از دست ندادم... یکی از موارد درخشان کارنامه‌ او ساختن هشت فیلم بر اساس قصه‌های ادگار آلن پو است... فیلم‌سازی مستقل در هالیوود یعنی ساختن فیلم‌های کوچک، کم‌هزینه و سریع... احساسم این بود که به عنوان یک صنعت‌گر کار می‌کنم و اگر از خلال صنعت‌گریِ تمام‌عیار، امری متعالی پدید می‌آمد و بارقه‌ای از هنر ظاهر می‌شد، جای خوشحالی بود ...
همه چیز به جز تخت و میز تحریرم باید می‌رفت. اولین بار که دوستی برای ملاقاتم آمد و دید چیزی جز یک میز بزرگ و تختی کوچک در خانه نیست، به شوخی گفت: چرا برای اتاق خوابت متصدی پذیرش گذاشتی؟ ... تصمیم گرفتم این کتاب جدید را پشت دستم، روی دستمال توالت یا دستمال سفره بنویسم... قبل از آن‌که خانه را به مبلغ ۹۰ هزار دلار بفروشم، سه رمان دیگر پشت آن میز نوشتم ...
فکر کنم اگر بخواهی کسی رو دوست داشته باشی، اول باید از سنگر کتابهایت بیایی بیرون، تا بتونی طرفت رو «درست» ببینی... پیام دادم و گفتم بیا خوشم می‌دار، جواب دادی و گفتی که من خوشم بی‌تو... نسخه‌ی ایرانی «شبهای روشن» از نسخه‌ی ایتالیایی فیلم _ که پوستر آن در بسیاری از صحنه‌های داخلی از کادر خارج نمی‌شود!_ به مراتب بهتر، عاشقانه‌تر و سینمایی‌تر است. ...
حاصل شرط بندی دو اعجوبه سینما و ادبیات در یکی از سفرهای تفریحی‌شان به قصد ماهیگیری بود... برداشتی کاملا آزاد بود که تفاوت‌های آشکاری با متن اصلی داشت... انقلابی‌های کوبایی و چینی به زوج آزادیخواه فرانسوی تبدیل می‌شوند... از انسانی بی‌طرف و بی‌اعتنا نسبت به جنگ به یک آزادیخواه مبارز علیه حزب نازی و از یک مرد تنهای سرد به عاشقی جدی تغییر می‌کند ...
به وضعیت دلداده‌ای شباهت دارد که بعد مرارت‌های فراق تا وصال، متوجه می‌شود معشوق‌اش آن کسی که فکر می‌کرده نیست. دلداده در این شرایط نه عاشق است، نه فارق، از عشق گردیده... سیمین، گمشده‌ای مخصوص به خودش دارد. کسی که نمی‌شود در دیگری پیدایش کرد: مادری نادیده که سال‌ها به خاطرش مکافات کشیده و برای اینکه دختر همان مادر بماند جایی برای گریختن جز خیال او ندارد ...
به رغم کم‌حجم بودنش در واقع یک کتابخانه عظیم است... یکی از چالش‌های زمخشری در تفسیر کشاف این بود که مثلا با عرفا گلاویز است، چون عقل کلی که عرفا مطرح می‌کنند برای‌شان قابل قبول نیست... از لحاظ نگرشی من اشعری هستم و ایشان گرایشات اعتزالی دارد... حاکم مکه وقتی می‌بیند زمخشری به مکه می‌رود، می‌گوید اگر تو نمی‌آمدی، من می‌خواستم به خوارزم بیایم و تقاضا کنم این متن را به پایان برسانی... هنوز تصحیح قابل قبولی از آن در اختیار نداریم ...
نخستین بخش از سه‌گانه‌ پی‌پی جوراب‌بلند در کشتی و پی‌پی جوراب‌بلند در دریاهای جنوب... دخترکی نه‌ساله به تنهایی در خانه‌ای چوبی در وسط باغی خودرو، واقع در یکی از شهرهای کوچک سوئد، زندگی می‌کند... تقریباً یتیم است، زیرا که مادرش مرده است و پدرش در جزیره‌ی دوردستی در آفریقا حکومت می‌کند... با شادی آمیخته به ترس خود را به دست ماجراهای افسارگسیخته‌ای می‌سپارند... برداشت‌های سنتی از تعلیم و تربیت را دگرگون می‌کند ...
شرکت در اعتصابات کارگری، میل به گیاه‌خواری، بستری‌شدن در تیمارستان، تمایلات همجنس‌گرایانه و… وجوه اشتراکی است که تشخیص راوی، اف، پیرمرد منحرف و نیز پیرمردی که سردسته‌ تروریست‌ها خوانده می‌شود را از یکدیگر برای مخاطب با دشواری همراه می‌کند... تصمیم او مبنی بر تطهیر روح خود از طریق خودآزاری جسمی بهانه‌ای می‌شود تا راوی با تعابیر طنزآمیزی چون محراب‌های فسقلی پلاستیکی، صلیب‌های تزیینی، قدیسه تقلبی و زلم‌زیمبوهای مذهبی به تمسخر کلیسا و اربابان آن بپردازد ...
می‌خواستم از بازی سرنوشت بنویسم. از اینکه چطور فردی که خود را در آستانه مرگ می‌بیند و آماده پذیرش آن است، ناگهان... با مرگ مرتضی و به اسارت درآمدن زلیخا... با به دنیا آمدن «یوسف» بار دیگر زلیخا به زندگی برمی‌گردد... تصور معمول ما همیشه این بوده که آنچه در دوره‌های مختلف تاریخی ایران از سر گذرانده‌ایم تنها مختص به تاریخ ما و ایران زمین بوده است ...