چهل سال از حبس ابدش را بین دیوارهای بلند زندان، بدون هیچ تلاشی، «منفعل» و لبریز ترس، مشغولِ مردن بوده است... می گوید: «امید چیز خطرناکیه! گاهی یه مرد رو دیوونه میکنه!»... اما «اندی» در تمام این سال‌ها از تلاش برای «زندگی» بهتر ناامید نشده است: چه ساختن مجسمه‌های سنگی کوچک، چه بازسازی کتابخانه، چه برنامه‌ریزی برای یک نقشه‌ی محال فرار!... یا باید به زندان عادت کنیم یا به قول مولانا: حفره کن زندان و خود را وا رهان


«رد» [Ellis Boyd Redding] چهل سال از حبس ابدش را بین دیوارهای بلند زندان، بدون هیچ تلاشی، «منفعل» و لبریز ترس، مشغولِ مردن بوده است؛ شاید به همین خاطر است که می گوید: «امید چیز خطرناکیه! گاهی یه مرد رو دیوونه میکنه!»
اما «اندی» [Andy Dufresne] در تمام این سال‌ها از تلاش برای «زندگی»ِ بهتر ناامید نشده است: چه ساختن مجسمه‌های سنگی کوچک، چه بازسازی کتابخانه، چه برنامه‌ریزی برای یک نقشه‌ی محال فرار!
شاوشنک نمادی از دنیاست؛ یا باید به زندان عادت کنیم و منتظر مرگ باشیم یا مشتاقانه در پی حیات. به قول مولانا: این جهان زندان و ما زندانیان؛ حفره کن زندان و خود را وا رهان.

گوشه‌هایی ببینید از بازی مورگان فریمن و تیم رابینز در اقتباس هنرمندانه‌ی فرانک دارابونت [Frank Darabont] از رمان «ریتا هی‌ورث و رهایی از شاوشنک»* [Rita Hayworth and Shawshank Redemption] اثر استیون کینگ:


رستگاری در شاوشنک | استیون کینگ | فرانک دارابونت 1994 م.
هشدار: حاوی صحنه‌های محدود جنسی.


* این رمان تحت عنوان «امیدهای جاودان بهاری: ریتاهی ورث و رهایی از شاوشنک» با ترجمه ماندانا قهرمانلو و توسط نشر افراز منتشر شده است.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...