«تکنیک های نویسندگی از زبان نویسندگان برجسته» از سادات حسینی‌خواه در بردارنده مصاحبه با نویسندگان مشهور و برنده جایزه نوبل ادبیات با نگاهی به چگونگی نگارش داستان به بازار نشر آمد.

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایرنا، این کتاب شامل سه فصل مصاحبه ها، نقد کتاب و بیوگرافی دو نویسنده مطرح، همانطور که نویسنده در مقدمه به آن اشاره کرده است، علاوه بر مفید بودن برای علاقه‌مندان به نویسندگی به دلیل تنظیم در قالب مصاحبه های خبری، برای خبرنگاران و دوستداران ادبیات نیز مثمر ثمر است.

در فصل اول کتاب تکنیک های نویسندگی از زبان نویسندگان برجسته (مصاحبه‌ها)،نویسندگان به طور مثال می گویند که چطور می‌توان از زندگی روزمره، سوژه های زیبایی برای نویسندگی یافت؛ چطور باید با کلمات بازی کرد و آنها را کنار هم قرار داد؛ چطور باید نوشتار را به گونه ای تنظیم کرد که به مذاق مخاطب خوش بیاید و حتی بر زمان انتشار یک داستان تاکید می کنند و معتقدند داستان باید در زمان درست منتشر شود. آنها حتی درباره اینکه سبک داستان باید از پیش مشخص شود مثلا اینکه‌سریالی، جنایی، عاشقانه، سیاسی یا شعرگونه باشد، اشاراتی ظریف دارند.

سادات حسینی خواه، خبرنگاری که دستی در ترجمه و نویسندگی دارد، معتقد است که هیچ نوشتاری مانند مصاحبه با نویسندگان نمی تواند تکنیک های نویسندگی آنان را افشا کند. امروزه کلاس های آموزشی مختلفی برای آموختن تکنیک های نویسندگی برگزار می شود، اما شاید بهترین راه آموختن این تکنیک ها از زبان نویسندگانی باشد که خود جایزه نوبل ادبیات را دریافت کرده اند یا اینکه داستان‌هایشان با اقبال عمومی مواجه شده و به زبان های مختلفی در سطح بین‌المللی ترجمه شده است.

وی پیش از این در دومین جشنواره طنز مکتوب در بخش ویژه، مقام اول را کسب کرده و تاکنون مقام و جوایز متعددی را در حوزه خبر یا طنز در رسانه های مختلف به دست آورده است. مقاله علمی «بررسی مشکلات ترجمه مقاله ادبی برای روزنامه» از سوی این نویسنده و مترجم در دومین کنفرانس بین المللی مطالعات زبان و ادبیات ملل به صورت سخنرانی نیز ارائه شده است.

در کتاب تکنیک های نویسندگی از زبان نویسندگان برجسته با ۱۰ نویسنده صاحب نام آلمانی شامل اویگن‌روگه، اینگو ‌شولتسه ، آنا زگرس، هرتا مولر، زیگفرید لنتس، فردریک ‌بکمن ، الیاس‌کانتی، اووه‌ تیم، فردیناند فن‌شیراخ و توماس برنهارد مصاحبه‌هایی انجام شده است؛ این نویسندگان در خلال این مصاحبه ها از انگیزه های نویسندگی، سبک های نوشتن، چگونگی نگارش افکار و عواطف، تبدیل خاطره ها به داستان و تاثیر خوانش آثار بزرگان ادبیات بر حرفه نویسندگی سخن می گویند.

در فصل اول کتاب با عنوان «نویسنده شدن از زبان نویسندگان آلمانی زبان»، می‌خوانید:

پایان داستان همواره سخت‌ترین بخش داستان است. به نظر می رسد نتیجه‌گیری‌ها دلبخواه نیستند. درحقیقت اینگونه است که شما چیزی را حرکت می‌دهید، پس از آن به گره داستانی می‌رسید و سپس داستان را در بستر خود ادامه می‌دهید، البته واضح است که تجربه شما در آن دخیل است و سپس سوال ایجاد می‌شود: حالا چگونه می‌توانم آن را به پایان برسانم؟ به نظر، داستان‌ها همیشه پایان خوبی دارند.

کتاب تکنیک‌های نویسندگی از زبان نویسندگان برجسته از سادات حسینی‌خواه در ۱۶۲ صفحه و شمارگان یک‌هزار نسخه از سوی نشر جالیز منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...