کتاب «رخنه در رمز داروین؛ مهندسی ژنتیک و آینده انسان» [Hacking Darwin : genetic engineering and the future of humanity] نوشته جیمی متزل [Jamie Metzl] با ترجمه محمد کرام‌الدینی توسط انتشارات فاطمی راهی بازار نشر شد.

رخنه در رمز داروین؛ مهندسی ژنتیک و آینده انسان» [Hacking Darwin : genetic engineering and the future of humanity] نوشته جیمی متزل [Jamie Metzl]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، نسخه اصلی این‌کتاب سال ۲۰۱۹ منتشر شده و ترجمه‌اش، یکی از عناوین مجموعه «کتاب‌های فانوس» است که کتاب‌های علمیِ عمومی این‌ناشر را شامل می‌شود.

جیمی متزل نویسنده ‌این‌کتاب، متولد ۱۹۶۸ آینده‌نگر فناوری و ژئوپلیتیک، مفسر رسانه‌ای و همکار ارشد شورای آتلانتیک است. او پیش‌تر در شورای امنیت ملی ایالات متحده، وزارت خارجه، کمیته روابط خارجی سنا، نماینده حقوق بشر سازمان ملل در کامبوج، معاون اجرایی انجمن آسیا و مدیر ارشد راهبردی یک‌شرکت زیست‌فناوری فعالیت داشته است. همچنین در حال حاضر در رسانه‌های مختلف درباره امور بین‌الملل، ژنتیک، واقعیت مجازی و ... صحبت یا مطلب منتشر می‌کند. «تاریخچه نسل‌کشی در کامبوج»، رمان‌های تاریخی «در ژرفای دریا» و تریلر علمی‌تخیلی «کد پیدایش و سوناتای ابدی» دیگر کتاب‌های او هستند.

متزل در کتاب «رخنه در رمز داروین» تلاش کرده با بررسی داده‌ها و اطلاعات، دیدگاه‌هایش از سرنوشت انسان آینده را ارائه کند. اما برخی دیدگاه‌هایش با آموزه‌های دینی و اخلاقی ناسازگارند و نقدهای جدی به آن‌ها وارد شده است؛ به‌ویژه انکار خالق جهان و ترغیب و تشویق مردم به بارداری غیرطبیعی یا دست‌بردن در ژن‌ها برای دستیابی به کودکانی که ویژگی دلخواه دارند. این‌نویسنده هم مانند نویسندگانی چون یوال نوح هراری تفاسیر نادرستی درباره جانشینی انسان برای خدا دارد.

کتاب پیش‌رو ۱۱ فصل دارد که به این‌ترتیب‌اند: «دیدار داروین با مندل»، «بالا رفتن از نردبان پیچیدگی»، «رمزگشایی از هویت»، «پایان جنسیت»، «بارقه خدا و غبار پریان»، «بازآفرینی جهان زنده»، «دزدیدن بی‌مرگی از خدایان»، «اخلاق مهندسی انسان»، «ما گوناگونیم»، «مسابقه تسلیحاتی نژاد انسان»‌ و «آینده انسان».

در قسمتی از این‌کتاب می‌خوانیم:

اگرچه کار گالتون تا حدودی با روحیه انگلستان ویکتوریایی هماهنگ بود؛ اما در آن‌زمان او حتی بیشتر از تصور امروزی ما نژادپرست بود. او نوشت: «علمِ بهبود نسل از کوشش‌هایی است که برای اعطای بخت بهتر به نژادها یا سویه‌های مناسبت‌تر خونی به منظور غلبه سریع بر انواع نامناسب‌تر، اعتبار می‌یابد.» در سال ۱۹۰۹ گالتون و همکارانش نشریه یوجنیکس ریویو را تاسیس و در شماره نخست آن استدلال کردند که ملت‌ها باید در «بهبود نژاد» با یکدیگر رقابت کنند و تعداد افراد «پیش‌رس» در بیمارستان‌ها و آسایشگاه‌ها باید از طریق عقیم‌سازی و انتخاب مصنوعی «به حداقل» کاهش یابد.

تئوری‌های گالتون در سطح بین‌المللی و به ویژه در دنیای جدید از اهمیت ویژه‌ای برخوردار شد. اگرچه یوژنی بعدا با مفاهیم نادرستی گسترش پیدا کرد، اما بسیاری از پذیرندگان اولیه تئوری یوژنی، افراد ترقی‌خواه امریکایی بودند که اعتقاد داشتند می‌توان از این‌علم برای هدایت سیاست‌های اجتماعی و ایجاد جامعه‌ای بهتر برای همه استفاده کرد. والتر راشنبوش متخصص مترقی الهیات نوشت: «ما می‌توانیم هوشمندانه در تکامل مداخله و آن را هدایت کنیم.» ریچارد الی، استاد اقتصاد جانز هاپکینز اظهار داشت: «فعالیت خدا از طریق کشور است.» بسیاری از پیشروان امریکایی با این باور که یوژنی راهی برای پرهیز از به دنیا آمدن کسانی که «ناقص» و «نامناسب» خوانده می‌شوند و برای بهبود جامعه است، یوژنی را پذیرفتند. چارلزوان هیز، رئیس دانشگاه ویسکانسین اظهار داشت: «ما به اندازه کافی نسبت به یوژنی آگاهی داریم، به گونه‌ای که اگر این دانش را به کار ببریم، افراد معیوب طی یک دهه ناپدید خواهند شد.»

این‌کتاب با ۴۰۸ صفحه، شمارگان هزار نسخه و قیمت ۱۱۰ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...